Research code: A-10-6820-3
Ethics code: IR.IAU.TABRIZ.REC.1400.146
Clinical trials code: این مقاله استخراج شده از رساله خویش است
Entezarkheir N, Alivandi vafa M, Hosseini Nesab D. The Mediating Role of Emotional Intelligence in the Relationship between Emotional Expression Styles and Emotional Schema with Emotional Divorce in Couples Who Have Experienced Emotional Divorce. RJMS 2025; 32 (1) :1-11
URL:
http://rjms.iums.ac.ir/article-1-7850-fa.html
انتظارخیر ندا، علیوندی وفا مرضیه، حسینی نسب داوود. نقش واسطهای هوش هیجانی در رابطه بین سبکهای ابراز هیجان و اسکیماهای هیجانی با طلاق عاطفی در زوجین دارای تجربه طلاق عاطفی. مجله علوم پزشکی رازی. 1404; 32 (1) :1-11
URL: http://rjms.iums.ac.ir/article-1-7850-fa.html
1- دانشجو، گروه مشاوره، واحد علوم تحقیقات آذربایجان شرقی، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران،
2- استادیار، گروه مشاوره ، واحد علوم تحقیقات آذربایجان شرقی، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران ، dr.vafa.a@gmail.com
3- استاد، گروه مشاوره، واحد علوم تحقیقات آذربایجان شرقی، دانشگاه آزاد اسلامی، تبریز، ایران،
چکیده: (538 مشاهده)
زمینه و هدف: موضوع طلاق عاطفی از جمله موضوعاتی است که به شبکهای از عوامل مختلف وابسته است. بررسی های نشان میدهد که تاکنون پژوهشی که به صورت اجماع به بررسی متغیرهای هیجان مدار پرداخته باشد و این متغیرها را در کنار هم بررسی کند، انجام نشده است. در حقیقت، این پژوهش با هدف به چالش کشیدن اهمیت هیجانها در روابط زناشویی انجام شده است که با عنایت به ساخت کاملا هیجانی آن، دارای اهمیت میباشد. در اصل، انجام این پژوهش می تواند نقاط اتصال و گرههای شبکه ارتباطی بین این متغیرها را در بین افراد جامعه مورد مطالعه مشخص نماید.
روش کار: روش پژوهش مقطعی از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه زنان متأهل مراجعه کننده به کلینیکهای مشاوره منطقه 1 شهر تهران با حیطه مشاورهی زوج درمانی در سال 1400 تشکیل دادند که از میان آنها، 220 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. در این پژوهش از ابزارهای هوش هیجانی (بار-آن، 1980)، ابرازگری هیجانی (کینگ و امونز، 1990) و طلاق عاطفی (گاتمن، 1999) استفاده شد که همگی از اعتبار و پایایی قابل قبولی برخوردار بودند. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار SPSS macroاستفاده گردید. همچنین بهمنظور پاسخگویی به فرضیههای پژوهش از مدلیابی معادلات ساختاری SEM)) استفاده شد.
یافته ها: یافتهها در حالت کلی نشان داد که اثر اسکیماهای هیجانی بر طلاق عاطفی معنادار است. همچنین، اسکیماهای هیجانی از طریق هوش هیجانی بر طلاق عاطفی تأثیرگذار است. بعلاوه، اثر ابرازگری هیجانی بر طلاق عاطفی از طریق هوش هیجانی نیز معنادار بدست آمد و این امر نشانگر آن است که ابرازگری هیجان از طریق هوش هیجانی بر طلاق عاطفی اثرگذار است.
نتیجهگیری: پژوهش نشان داد که مدل از برازش مناسبی برخوردار است. بر اساس نتایج، میتوان چنین استنباط کرد که طلاق عاطفی با مدیریت سبکهای ابراز هیجان و اسکیماهای هیجانی قابل دستکاری است؛ به طوری که هوش هیجانی میتواند این ارتباط را تقویت نماید.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روانشناسی بالینی