Tayyebi Sani S M, Delqhandi K, Rouhani A. Presenting Dominant Models in Sports Ethics Education: A Conceptual Reconceptualization through a Qualitative Meta-Synthesis Approach. RJMS 2023; 30 (4) :312-325
URL:
http://rjms.iums.ac.ir/article-1-9240-fa.html
1- عضو هیئت علمی گروه آموزش تربیت بدنی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پست888- ١٤٦٦٥ تهران، ایران، عضو هیئت علمی گروه آموزش تربیت بدنی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پست888- ١٤٦٦٥ تهران، ایران
2- عضو هیئت علمی گروه آموزش تربیت بدنی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پست888- ١٤٦٦٥ تهران، ایران، گروه آموزش علوم تربیتی ،دانشگاه فرهنگیان ، صندوق پست889- ١٤٦٦٥ تهران، ایران.
3- عضو هیئت علمی گروه آموزش تربیت بدنی، دانشگاه فرهنگیان، صندوق پست888- ١٤٦٦٥ تهران، ایران، دکتری مدیریت ورزشی، دبیر رسمی آموزش و پرورش منطقه یک شهر تهران، تهران، ایران.
چکیده: (89 مشاهده)
زمینه و هدف: در دهههای اخیر، آموزش اخلاق ورزشی به یکی از ارکان اصلی کیفیت تربیت حرفهای ورزشکاران تبدیل شده است. با وجود گسترش پژوهشها در ایران، هنوز انسجام نظری و روششناختی لازم برای شکلگیری الگوی بومی آموزش اخلاق حرفهای فراهم نشده است. هدف مطالعه حاضر، بازشناسی مبانی مفهومی و الگوهای روششناختی اخلاق ورزشی از طریق فراترکیب کیفی پژوهشهای انجامشده در ایران طی سالهای ۱۳۹۰ تا 1402 است.
روشها: این پژوهش با رویکرد فراترکیب کیفی و بر مبنای مدل سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شد. دادهها از میان ۲۷ مقاله واجد شرایط که از پایگاههای داخلی استخراج شدند، گردآوری و سپس با روش کدگذاری استقرایی و قیاسی تحلیل گردیدند. فرایند تحلیل در سه گام شامل خلاصهسازی مقالات، تحلیل مفهومی و ارزیابی روششناختی صورت گرفت.
یافته ها: هشت تم اصلی مفهومی شامل تحول ساختار آموزش اخلاق، روشهای نوین یاددهی–یادگیری، ارزیابی رشد اخلاقی، مبانی اسلامی–ایرانی، نقش منتورینگ، تحول فلسفه آموزش، مدیریت و برنامه پنهان، و الگوگیری تاریخی–تطبیقی شناسایی شد. در بعد روششناسی نیز شش الگوی غالب از جمله غلبه رویکردهای کیفی (۵۵.۶٪)، ضعف ابزارسنجی (۴۴.۴٪) و وابستگی نظری به مدلهای غربی (۳۷٪) آشکار گردید.
نتیجهگیری: نتایج فراترکیب نشان داد آموزش اخلاق ورزشی در ایران در مرحله گذار از سطح نظری به تلفیق فرهنگی و عملی قرار دارد. پیشنهاد نهایی، تدوین «الگوی تلفیقی اسلامی–ایرانی آموزش اخلاق ورزشی» بر پایهی سه مؤلفهی کلیدی است: فلسفه توحیدی ارزش، تربیت موقعیتی بالینی، و ارزیابی ترکیبی معنا–رفتار؛ الگویی که میتواند پیوند میان دانش اخلاقی و عمل حرفهای را بازسازی کند.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روانشناسی بالینی