، معصومه شجاعی*2
، علی کاشی3
، صالح رفیعی4
، کیوان ملانوروزی5
زمینه و هدف: هدف از اجرای تحقیق حاضرمطالعه بین فرهنگی اثر شرکت در ۱۶ جلسه تمرینات ریتمیک بر حافظه کاری و مهارت های حرکتی کودکان دارای اختلال هماهنگی رشدی ایران و ترکیه بود.
روش کار: جامعه آماری، شامل کودکان ۸ تا ۱۰ ساله دارای اختلال هماهنگی رشدی که طی سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ در مدارس شهر تهران (منطقه ۵) و در شهر استانبول مشغول به تحصیل بودند. مطالعه حاضر با روش نمونه گیری در دسترس و پس از غربالگری اولیه با پرسشنامه DCDQ و تشخیص با آزمون MABC-2 ۴۰ کودک ۸ تا ۱۰ سال (۲۴ پسر و ۱۶ دختر) مبتلا به اختلال هماهنگی رشدی در شهرهای تهران و استانبول انجام شد. شرکت کنندگان به صورت تصادفی در ۴ گروه ۱۰ نفره قرار گرفتند؛ دو گروه ایرانی و دو گروه ترکیه ای. جلسات تمرین به مدت ۱۶ جلسه ۴۰ دقیقه ای به صورت حرکات ریتمیک و بازی با همراهی موسیقی ایرانی (ثبت شده در پروتکل) و ابزارهایی چون چوبک، توپ و حلقه اجرا شد. نوع موسیقی و سازهای مورد استفاده شامل دف، تنبک، چوبکهای ریتمیک ایرانی برای گروه ایران و سازهای بومی ترکیه ای برای گروه ترکیه با فرهنگ هر گروه هماهنگ شد. ارزیابی متغیرهای حافظهکاری با ابزار N-Back و ارزیابی مهارت های حرکتی با ابزار MABC-2 پیش و پس از مداخله صورت گرفت. حرکات پایه بر روی ضرب آهنگ موسیقی سوار و اجرا شد و سپس به صورت یک بازی که شامل چند حرکت پایه با استفاده از ابزارهایی مانند چوبک، توپ و حلقه شکل گرفته و اجرا شدند. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس ترکیبی جهت بررسی اثر تمرین ، نوع موسیقی و فرهنگ استفاده شد. کلیه تحلیل های آماری با استفاده از نرمافزار SPSS نسخه۲۳ انجام شد. سطح آلفای کوچکتر از ۰۵/۰ بهعنوان سطح معنیداری در نظر گرفته شد.
یافتهها: نتایج نشان داد تمرینات ریتمیک اثر معناداری بر بهبود هر دو شاخص حافظهکاری و مهارت های حرکتی دارد اما نوع موسیقی و فرهنگ روی نتایج اثر معناداری نشان ندادند.
نتیجهگیری: این یافتهها از تأثیر مثبت این مداخلات غیر دارویی با قابلیت تعمیم به محیطهای آموزشی مختلف حمایت میکند.