Research code: 0
Ethics code: 0
Clinical trials code: 0
1- دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.، دانشجوی دکتری، گروه روانشناسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.
2- استادیار، گروه روانشناسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران. (نویسنده مسئول)، استادیار، گروه روانشناسی، واحد گرمسار، دانشگاه آزاد اسلامی، گرمسار، ایران. (نویسنده مسئول) ، Psyhic2016@gmail.com
3- استادیار، گروه روانشناسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.، استادیار، گروه روانشناسی، واحد سمنان، دانشگاه آزاد اسلامی، سمنان، ایران.
چکیده: (142 مشاهده)
چکیده
پیش زمینه و هدف: سوگ تجربهای اجتناب ناپذیر در زندگی هر فرد است. توانایی افراد در پذیرش سوگ در طیف گستردهای از پذیرش سوگ تا به وجود آمدن عواقب جدی قرار دارد. سوگ میتواند به سوگ بیمارگون منجر شود، بیشتر پژوهشگران بیان کردهاند سوگ ممکن است به مشکلات جسمی و روانی از جمله افسردگی منجر شود. از دست دادن فرزند، سوگی بخصوص و بیمانند است که از انواع دیگر سوگ شدیدتر است و منجر به ایجاد نشانههای جدیتر میشود که مدت بیشتری باقی میمانند. مرگ کودک موجب برهم خوردن تعادل خانواده میشود و تاثیرات نامطلوب این فقدان بر توازن خانواده، میتواند برای سالهای متمادی بر جای بماند. وجود نیاز پژوهشی برای توسعه مفهوم افسردگی و طرحوارههای ناسازگار اولیه در حیطه مشکلات مختلف روانشناختی، به ویژه حوزه مسائل مربوط به سوگها یپیچیده، همچنین شناسایی هسته اصلی اضطراب و استرس، انگیزه اصلی انجام این مقاله بود. هدف از انجام این مقاله روان درمانی مبتنی بر بهبود تعارضات بر شدت استرس ادراک شده و کاهش افسردگی مبتلایان به سوگ پیچیده میباشد.
روش کار: روش این مقاله از نوع طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه گواه است. جامعه آماری پژوهش حاضر مراجعهکنندگان به مراکز بهزیستی و مشاوره شهر تهران که براساس ملاکهایDSM5 و مصاحبه بالینی تشخیص سوگ پیچیده که حداقل 3 ماه از مدت سوگ آنها گذشته، تشکیل میدهند جهت تدوین ادبیات از روش کتابخانهای و برای تجزیه و تحلیل دادهها از نرمافزار Spss 21 استفاده گردید.
یافته ها: دادههای حاصل از اجرای تاثیر روان درمانی مبتنی بر بهبود تعارضات بر بر بهبود استرس ادراک شده، افسردگی افراد مراجعه کننده به مراکز بهزیستی و مشاوره بر روی دو گروه آزمایش و گروه گواه ارائه گردید. این آزمون بر روی گروه آزمایش و گروه گواه در یک مرحله پیشآزمون و یک مرحله پس آزمون اجرا شده است، با این تفاوت که در گروه گواه رواندرمانی مبتنی بر بهبود تعارضات اعمال نگردید. یافته ها نشان داد که احتمال معنیداری مربوط به متغیر گروه کمتر از 05/0 بوده و آماره F نیز برای این متغیر بزرگتر از مقدار بحرانی (96/1) می باشد که این نشاندهنده وجود اختلاف آماری معنیداری بین گروه دریافتکننده درمانی مبتنی بر بهبود تعارضات با گروه گواه است. همچنین این اختلاف با توجه به میانگین متغیرها به سمت گروه پس آزمون یا همان دریافتکننده درمانی مبتنی بر بهبود تعارضات مبتنی بر بهبود تعارضات است. به عبارتی میتوان چنین نتیجهگیری کرد که میزان استرس ادراک شده گروه آزمایش پس از دریافت روان درمانی مبتنی بر بهبود تعارضات کمتر از میزان استرس ادراک شده در گروه گواه است.
نتیجه گیری: نتایج این مقاله نشان داد که رواندرمانی مبتنی بر بهبود تعارضات بر افسردگی (زیر مقیاسها) و همچنین روان درمانی مبتنی بر بهبود تعارضات بر بهبود واکنشهای منفی (زیر مقیاسها) مبتلایان به سوگ پیچیده تاثیرگذار است.
نوع مطالعه:
پژوهشي |
موضوع مقاله:
روانشناسی بالینی