۵۱ نتیجه برای سلامت روان
دکتر افسانه قاسمی، دکتر رویا تقیپور، دکتر بهروز بیرشک، دکتر مازیار مرادیلاکه،
جلد ۱۰، شماره ۳۶ - ( ۹-۱۳۸۲ )
چکیده
پژوهشهای متعددی که در بسیاری از نقاط دنیا و همچنین ایران صورت گرفته است، نشان دهنده بالاتر بودن اختلالات روانی در زنان نسبت به مردان میباشد اما لازم به ذکر است که این تحقیقات به شکل کلی انجام شده و به خانمهای باردار اختصاص ندارد. این مطالعه به منظور تعیین وضعیت سلامت روان در خانمهای باردار شهر تهران و عواملی که با شدت علائم روانی در آنها در ارتباط هستند، صورت گرفت. این تحقیق به شکل یک مطالعه پیمایشی و مقطعی در ۴ مرکز بهداشتی ـ درمانی از مراکز بهداشت شمال، جنوب، شرق و غرب تهران و مرکز بیمارستانی شهید اکبرآبادی روی ۱۴۵۲ خانم باردار انجام شد. برای ارزیابی وضعیت سلامت روان، پرسشنامه خود ایفای SCL-۹۰-R به شکل فردی و در حضور یک راهنما تکمیل میشد. سپس متوسط نمره فرد در هر یک از ابعاد مورد بررسی به عنوان شاخص شدت علائم محاسبه میگردید. شیوع اختلالات مختلف براساس نمره برش، ۱(خفیف)، ۲(متوسط) و ۳(شدید) برآورد شد و برای بررسی عواملی که در ارتباط با شدت علائم روانی هستند از روش رگرسیون لجستیک استفاده گردید. علائم روانی متوسط یا شدید(نمره ۲ یا بالاتر) در خانمهای باردار به ترتیب شیوع عبارت بودند از: جسمیسازی(۶/۱۰%)، افسردگی(۵/۱۰%)، نگرش پارانویید(۱/۱۰%)، اضطراب(۵/۹%)، حساسیت در روابط بین فردی(۸/۸%)، پرخاشگری(۶/۶%)، وسواس و اجبار(۴/۵%)، فوبیا(۷/۴%) و افکار پسیکوتیک(۲/۳%). شاخص شدت کلی در ۵% از بیماران، بزرگتر از ۲(شاخص متوسط یا شدید) به دست آمد. از بین فاکتورهای مربوط به باروری، عاملی که بیشترین ارتباط را با شدت علائم روانی داشت، سابقه ناباروری بود(۳۶/۶-۹۵/۱: CI ۹۵%، ۵۲/۳= Adjusted OR ). قرار گرفتن در سه ماهه سوم و دوم نسبت به سه ماهه اول دارای اثر محافظت کننده در برابر اختلالات روانی بودند. هر چند بالابودن شیوع اختلالات روانی در خانمهای باردار میتواند ناشی از علل متعددی نظیر خصوصیات سنی و جنسی در این جمعیت خاص باشد اما بخشی از آن را میتوان به مسئله بارداری نسبت داد. این مسئله بویژه در افرادی که دارای عوامل خطرزایی نظیر سابقه ناباروری هستند، اهمیت بیشتری دارد. در هر حال، دوره بارداری یک فرصت بسیار مناسب برای ارزیابی خانمها از نظر سلامتی (از جمله سلامتی روانی) است که شاید در طول عمر بسیاری از خانمها هرگز فراهم نشود، بنابراین در این رابطه، اضافهکردن مشاوره روانپزشکی به برنامه معمول مراقبتهای بارداری پیشنهاد میگردد.
داوود پورمرزی، دکتر شهناز ریماز، دکتر عفت السادات مرقاتی خویی، مریم رازی،
جلد ۱۹، شماره ۱۰۴ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: اجرای برنامه های آموزشی برای ارتقاء سلامت روان در زندگی
زناشویی ضروری است. عدم توجه به نیازهای گروه هدف در تدوین برنامههای آموزشی از اثر
بخشی این برنامه ها خواهد کاست. هدف از این پژوهش گزارش و مقایسه نیازهای آموزشی جوانان برای ارتقا سلامت روان در زندگی زناشویی در دو موقعیت
قبل و بعد از ازدواج می باشد.
روش کار: در یک مطالعه هم
گروهی در سال های۸۹ -۱۳۹۰، ۴۵۰ نفر از مردان و زنان به روش نمونه گیری طبقه
ای تصادفی شده برای مطالعه انتخاب شدند. این افراد برای شرکت در برنامه آموزشی
قبل از ازدواج در مرکز مشاوره قبل از ازدواج شهید هاشمی نژاد تهران ثبت
نام کرده بودند. با استفاده از پرسشنامه ساخته محقق میزان نیاز به آموزش در زمینه های
مختلف حیطه سلامت روان در دو مرحله قبل و شش ماه بعد از ازدواج با مقیاس ۵ درجهای
لیکرت مورد بررسی قرار گرفت. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های آماری تی مستقل و تی زوج استفاده شد و اولویت بندی با محاسبه
رتبه میانگینها انجام گرفت. ۰۵/۰ p < معنی دار در نظر گرفته شد.
یافتهها: اولویت اول آموزشی در هر دو مرحله قبل و بعد از ازدواج "روش های زنده نگهداشتن عشق در زندگی مشترک"
بود. میزان نیاز به آموزش در هر دو مرحله بیش از متوسط (نمره۳) بود. بعد از ازدواج
میزان نیاز به آموزش افزایش پیدا کرده بود ولی این افزایش معنی دار نبود ( ۰۹۷/۰= p). در هر دو مرحله میزان نیاز به آموزش
در زنان بیش از مردان بود ولی این تفاوت نه در مرحله قبل از ازدواج ( ۱۷۱/۰= p) و نه در مرحله بعد از ازدواج ( ۴۷۶/۰= p) از نظر آماری معنی دار نبود.
نتیجهگیری: لازم است برنامه های آموزشی برای ارتقا سلامت روان زوجین جوان
و با توجه به نیازهای شناخته شده طراحی و در مقاطع مختلف از جمله در حین ازدواج اجرا
گردد.
دکتر الهه کبیر مکمل خواه، دکتر ماشاله عقیلی نژاد، دکتر نگار عقیلی، دکتر امیر بهرامی احمدی،
جلد ۲۲، شماره ۱۴۰ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای اسکلتی عضلانی بهعنوان یکی از اصلیترین علل موربیدیتی در جهان مطرح بوده و تأثیرات مختلفی بر روی پارامترهای مختلف سلامت روانی کارکنان مشاغل مختلف داشته است. وجود مشکلات روانی در بین کارکنان واحدهای صنعتی از مشکلات عمده واحدهای صنعتی بوده و شواهدی از آسیبپذیری کارکنان مشاغل صنعتی و افت عملکرد آنها ناشی از اختلالات سلامت روان مشاهده میشود. مطالعه حاضر به بررسی ارتباط وضعیت سلامت عمومی در ایجاد و گسترش اختلالات عضلانی اسکلتی در کارکنان شرکت آبفای فارس پرداخته است.
روش کار: کارکنان شرکت آب و فاضلاب (آبفا) استان فارس شرکتکنندگان این مطالعه مشاهدهای تحلیلی هستند که بهصورت مقطعی در سال ۱۳۹۲ انجام شده است. در این مطالعه از دو پرسشنامه نوردیک و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ۲۸ برای جمعآوری اطلاعات استفاده گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات این مطالعه با استفاده از آزمونهای مربع کای و آزمون آماری تی تست با نمونههای مستقل در محیط نرمافزاری SPSS انجام شد.
یافتهها: میانگین نمره کل پرسشنامه سلامت عمومی (۳۳/۰±۸۸/۰)، شاخص سوماتیک (۴۹/۰±۷۷/۰)، شاخص افسردگی (۵۸/۰±۴۲/۰) و همچنین شاخص اضطراب (۶۱/۰±۸۱/۰) در افراد مبتلا به کمر درد، بهصورت معنیداری بیشتر از افراد غیر مبتلا به کمر درد بود. بهطورکلی افرادی که درد اسکلتی عضلانی داشتند، نسبت به گروه کنترل از سلامت عمومی کمتری برخوردار بودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کارکنان مبتلا به کمر درد نسبت به گروه کنترل از سلامت عمومی کمتری برخوردار بودند. به نظر میرسد آگاهی از نقش عوامل روانی اجتماعی مؤثر بر کمر درد میتواند در کنترل و پیشگیری از اختلالات درد ناشی از کار و ازکارافتادگی کارکنان نقش بسیار مهمی را ایفا نماید.
نیره جهان بخشیان، کیانوش زهراکار، رضا داورنیا،
جلد ۲۳، شماره ۱۴۴ - ( ۳-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: مالتیپل اسلکروزیس (Multiple Sclerosis :MS) یکی از بیماریهای شایع سیستم خود ایمنی میباشد که روی سیستم عصبی مرکزی تأثیر میگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثر بخشی گروه درمانی آموزشی- حمایتی مراقبان بیماران مبتلا به MS بر بهبود سلامت روان (کاهش افسردگی، اضطراب و افزایش عاطفه مثبت) بیماران انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر مطالعهای نیمه تجربی بر اساس طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه این پژوهش را کلیه بیماران مبتلا به ام اس عضو انجمن MS ایران در سال ۱۳۹۲ تشکیل می دادند که دارای پرونده فعال در کلینیک و انجمن بودند. نمونه پژوهش ۲۴ بیمار مبتلا به نوع عوده کننده-بهبود پذیر در محدوده سنی ۲۵-۳۰ سال بودند که به شیوه هدفمند و در دسترس انتخاب و با جایگزینی تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. ابزار پژوهش مقیاس سلامت روان (MHI) پرسشنامه کیفیت زندگی خاص بیماران ام اس (MSQLI)۱۹۷۱ بود که در مراحل پیش آزمون-پس آزمون توسط بیماران دو گروه تکمیل شد. سپس مداخله آموزشی- حمایتی برای مراقبان بیماران گروه ازمایش در ۸ جلسه ۵/۱ نیم ساعته به شیوه گروهی و گام به گام و با توالی هر هفته یک جلسه اجرا شد، اما مراقبان بیماران گروه کنترل مداخلهای دریافت نکردند. دادهها با استفاده از نرمافزار SPSS ۱۸ توسط آزمون T مستقل تجزیه و تحلیل شدند.
یافتهها: نتایج نشان داد که مداخلات آموزشی – حمایتی مراقبان بیماران MS در افزایش سلامت روان (کاهش افسردگی، اضطراب و افزایش عاطفه مثبت) بیماران موثر بوده است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهاد میگردد در انجمن های MS سراسر کشور علاوه بر ارایه مداخلات مختلف برای خود بیماران، برای مراقبان آنها نیز آموزشهایی به جهت برخورد مناسبتر با این بیماران ارایه شود.
مهرناز رسولی نژاد، نسرین عابدی نیا، احمد علی نوربالا، دکتر مینو محرز، دکتر بنفشه مرادمند بدیع،
جلد ۲۴، شماره ۱۵۹ - ( ۶-۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف: متاسفانه طی سالهای گذشته، سرعت و شتاب ابتلا به ایدز در ایران بخصوص از طریق روابط جنسی پرخطر بسیار بالا گزارش میشود. در این مطالعه به بررسی تاثیر استیگما، سلامت روان و مکانیزمهای سازگاری بررفتارهای پرخطر بیماران HIV مثبت پرداخته شد.
روش کار: پژوهش حاضر یک مطالعه مقطعی است. با استفاده از روش نمونهگیری در دسترس ۴۵۰ بیمار HIV مثبت از درمانگاه عفونی و بیماریهای رفتاری بیمارستان امام خمینی تهران وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامههای خصوصیات دموگرافیک، مقیاس استیگما برگر (Berger Scale Stigma)، سلامت عمومی (General Health-۲۸ Questionnaire)، پرسشنامه راهبردهای مقابله ای لازاروس (WOCQ) است. جهت تحلیل دادهها از آزمون t-test دو گروه مستقل، تحلیل واریانس یک طرفه Anova و رگرسیون استفاده شد.
یافتهها: سلامت روان، استیگما و مکانیزم سازگاری مسله مدار با رفتارهای پرخطر ارتباط دارد (۰۵/۰>p) و میزان استیگما در زنان بیشتر و سلامت روان در این گروه در مقایسه با گروه مردان کمتر است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج بدست آمده از مطالعه، ارتقای سلامت روان در این گروه بیماران منجر به کاهش رفتارهای پرخطر و بالطبع منجر به کاهش شیوع بیماری از طریق رفتارهای پرخطر در کشور میشود؛ بنابراین مداخلات روانشناختی میتواند در بهبود سلامت روان و کاهش رفتارهای پرخطر موثر باشد و میبایستی در بیماران HIV مورد توجه قرار گیرد.
مهدیه السادات نادمی، بهمن بهمنی، معصومه معارف وند، سید وحید معتمدی، محمدعلی مردانی، اکبر بیگلریان،
جلد ۲۵، شماره ۱ - ( ۱-۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: روانسنجی و طراحی یک ابزار در حوزهی سلامت نیازمند یک روششناسی قوی و منسجم و مبتنی بر قواعد خاص است. یک تأمینکنندهی مهم سلامت روان، نماز است. این مطالعه با هدف ساخت ابزار سنجش نگرش به نماز انجام شد.
روش کار: این مطالعه مقطعی در زمستان سال ۹۵ در دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی بر روی ۵۰۰ دانشجو انجام پذیرفت. پرسشنامه اولیه بر اساس مطالعات پیشین شامل ۶۸ پرسش تنظیم شد. برای اطمینان از روایی صوری و محتوایی، تیم پژوهشی پرسشنامه را بررسی و آن را به ۳۳ پرسش کاهش داد. در ادامه، پرسشنامه توسط ۹ دانشجو و همچنین ۱۰ فرد خبره تکمیل و از نظر روایی صوری و محتوایی بررسی شد. سپس روایی سازه و پایایی پرسشنامه سنجش نگرش نماز با ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی درون-ردهای و تحلیل عاملی بررسی شد. در پایان، از تحلیل منحنی مشخصه عملکرد برای بررسی توانایی پیشبینی و نیز تعیین نقطه برش پرسشنامه استفاده شد. کلیهی عملیات در نرمافزار SPSS نسخه ۲۱ انجام پذیرفت.
یافته ها: با محاسبهی نسبت روایی محتوا، تعداد ۱۸ پرسش غیر ضروری تشخیص داده شده و حذف شدند (۶/۰ > CVR) و ۱۱ پرسش توسط گروه خبرگان پیشنهاد و اضافه گردید. برای این پرسشنامه، متوسط ضریب روایی محتوی از نظر مربوط بودن ۸۷۹/۰، سادگی ۹۷۶/۰، واضح بودن ۹۵۸/۰ و میانگین کلی ۹۳۷/۰ و مقدار ضریب آلفای کرونباخ برابر ۹۵/۰ به دست آمد. تحلیل عاملی مبتنی بر ۲۲ پرسش منجر به شناسایی چهار عامل گردید که در مجموع ۶۸ درصد از واریانس کل را تبیین نمودند. نقطه برش نمرات پرسشنامه، با استفاده از تحلیل منحنی راک برابر ۵/۵۳ به دست آمد.
نتیجه گیری: یافتهها نشان داد که پرسش نامه سنجش نگرش دانشجویان به نماز با ۲۲ پرسش، یک ابزار روا و پایا برای سنجش نگرش آنها است و میتواند در دانشگاههای مختلف ایران مورد استفاده قرار گیرد.
اعظم ضیاالدینی، کوروش قهرمان تبریزی، اسماعیل شریفیان،
جلد ۲۷، شماره ۰ - ( ۹-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: رعایت اصول اخلاقی و روانی در ورزش اهمیت زیادی دارد. هدف از انجام تحقیق حاضر تعیین تاثیر محیط بر تدوین نظامنامه اخلاقی و سلامت روانی مربیان بود.
روش کار: این تحقیق با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوا انجام شد. جامعه آماری پژوهش گروه آشنا به موضوع، خبرگان ورزشی یعنی فعالان حوزه اخلاق ورزشی، اساتید دانشگاه، نقش آفرینان توسعه فرهنگ و اخلاق ورزشی بودند. شرکت کنندگان با روش گلوله برفی به صورت نمونهگیری مبتنی بر هدف و با حداکثر تنوع انتخاب شدند و با سوالات باز مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. جمعآوری اطلاعات با۲۰ نفر به اشباع رسید. جمعآوری دادهها توسط دو نفر کدگذار آشنا به حوزه اخلاق در ورزش صورت گرفت. دادهها با استفاده از رویکرد تحلیل محتوای قراردادی تجزیه و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج منجر به شناسایی ۱۴ مضمون و ۴۸ کد در زمینه اخلاق و سلامت روان مربیان شد. این کدها شامل صداقت در رفتار، مسئولیتپذیری، ایمنی، آموزش اخلاق، مشارکت آگاهانه، محرم اسرار بودن، توانمندسازی، عدم تبعیض، خودشناسی، داشتن خلوص جزء کدهای اخلاقی و علائم جسمانی، اضطراب و بی خوابی، اختلال در کارکرد اجتماعی و افسردگی کدهای اخلاقی سلامت روانی مربیان بودند. از طرف دیگر مشخص شد مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است.
نتیجه گیری: بر اساس نتایج، مربیان در محیط آموزش و تمرین با چالشهای زیادی بویژه در اولویتبندی و تبیین کدهای اخلاقی و سلامت روانی روبرو هستند. نتایج مصاحبه با خبرگان میتواند در اولویتبندی و تبیین کدهای اخلاقی و سلامت روانی در محیط آموزش و تمرین راهگشا باشد.
زیبا شکورصفت صدیقی، پرویز شریفی درآمدی،
جلد ۲۷، شماره ۵ - ( ۵-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماران مبتلا به سرطان پستان به دلیل نوع بیماری و فرایند درمان احساس درماندگی نموده و کاهش شدید سلامت روان را نشان می دهند. در این پژوهش به تدوین بسته آموزشی غلبه بر درماندگی آموخته شده و اثر بخشی آن بر سلامت روان در زنان مبتلا به سرطان پستان پرداخته شد.
روشکار: پژوهش حاضر با روش نیمه آزمایشی و طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. روش نمونه گیری بصورت هدفمند و حجم نمونه شامل ۳۰ نفر از زنان مبتلا به سرطان پستان (۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه کنترل) بود. اعضای گروه آزمایش در ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقهای آموزش غلبه بر درماندگی آموخته شده شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سلامت روان (GHQ-۲۸) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس چند متغیره استفاده گردید.
یافتهها: نتایج آزمون تحلیل کوواریانس چندمتغیره نشان داد آموزش غلبه بر درماندگی باعث بهبود سلامت روان در زنان مبتلا به سرطان پستان شده است (۱۹۱/۵۶=F، ۰۰۰/۰=p). علاوه بر این، نتایج نشان داد آموزش غلبه بر درماندگی موجب بهبود مؤلفههای سلامت روانی همچون علائم جسمانی (۹۰۶/۶=F، ۰۱۵/۰=p)، اضطراب (۳۰۷/۱۰=F، ۰۰۴/۰=p)، عملکرد اجتماعی (۶۷۸/۱۱=F، ۰۰۲/۰= (p و افسردگی اساسی (۳۷۸/۳۲=F، ۰۰۰/۰=p) میشود.
نتیجهگیری: بر اساس یافتههای پژوهش حاضر، استفاده از بسته غلبه بر درماندگی آموخته شده میتواند نقش مهمی در بهبود سلامت روانی زنان مبتلا به سرطان پستان داشته باشد.
حمیدرضا سعیدی بروجنی، نیلوفر مهرافزون، حمیده مشعلچی، طیبه ماه ور،
جلد ۲۷، شماره ۷ - ( ۷-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: فتق دیسک کمری یکی از شایعترین علل درد کمر میباشد و پس از بیماریهای ریوی، کمردرد دومین علت مراجعه به پزشک میباشد. در مطالعه حاضر به بررسی کیفیت سلامت بیماران، قبل و بعد از جراحی هرنی دیسک کمری و ضرورت انجام جراحی دیسک پرداخته شده است.
روش کار: در این مطالعه توصیفی- تحلیلی که نمونهها بهصورت در دسترس انتخاب شدند ۹۰ بیمار با کمردرد مزمن که کاندید جراحی هرنی دیسک کمر بودند، مورد بررسی قرار گرفتند. جمع آوری دادهها از طریق پرسشنامه کیفیت سلامت ۳۶-SF و همچنین با استفاده از پرسشنامه دموگرافیک، جمع آوری شد. قبل از عمل به منظور ارزیابی کیفیت سلامت بیماران از پرسشنامه ۳۶-SF استفاده شد پس از عمل نیز بیماران در دو مرحله زمانی ۶ ماه و سپس ۱۲ ماه، با کمک پرسشنامه مذکور پیگیری شدند و کیفیت زندگی آنها مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفت. از آمار توصیفی، آزمون Tزوجی و آزمون KS استفاده شد و برای اهداف مقایسهای بر حسب متغیرهای زمینهای از روش لایه سازی استفاده شد سپس نمونهها با نرم افزار۲۰ SPSS- مورد تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین و انحراف معیار بهبود نمره در بعد جسمی کیفیت زندگی قبل و ۶ ماه پس از درمان از نظر جنس، در مردان ۱۳/۹±۶۰/۳۸ و در زنان ۵۶/۸±۹۰/۳۱ به دست آمد که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۵/۰p=). همچنین میانگین و انحراف معیار بهبود نمره در بعد جسمی کیفیت زندگی قبل و ۱۲ ماه پس از درمان، در مردان۷۲/۶± ۵۸/ ۴۳و در زنان ۲۴/۷± ۳۷/۴۰بود که این اختلاف از نظر آماری معنی دار نبود (۰۰۹/۰=p). میانگین و انحراف معیار بهبود نمره در بعد روانی کیفیت زندگی قبل و ۶ ماه پس از درمان در مردان ۷۲/۱۱±۴۱/۱۸ در زنان ۳۷/۷± ۲۶/۱۴بود که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۰۱/۰>p)، همچنین میانگین و انحراف معیار بهبود نمره در بعد روانی کیفیت زندگی قبل و ۱۲ ماه پس از درمان در مردان ۶۹/۹± ۹۳/۲۴ و زنان ۸۶/۸± ۲۶/۲۹ برآورد شد که این اختلاف از نظر آماری معنادار بود بهطوریکه در زنان بهبودی بیشتری نسبت به مردان حاصل شده بود. میانگین و انحراف معیار بهبود نمره در بعد جسمی کیفیت زندگی قبل و ۶ ماه پس از درمان در بیماران بر اساس مدت زمان درد کمر و اندام تحتانی، در دو گروه زیر ۲ماه و بالاتر از ۲ ماه مورد بررسی قرار گرفت. نتایج نشان داد که در گروه زیر ۲ ماه ،۱۸/۷± ۰۶/۳۹ در گروه بالاتر از ۲ ماه ۳۶/۹± ۵۹/۳۲ بوده است که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۱۲/۰=p) بهطوریکه بیماران با مدت درد کمر و اندام تحتانی کمتر (گروه زیر ۲ ماه) بهبودی بیشتری را نشان دادند. همچنین میانگین و انحراف معیار بهبود نمره در بعد جسمی کیفیت زندگی قبل و ۱۲ماه پس از درمان در گروه زیر ۲ ماه، ۸۶/۷± ۳۷/۴۵ در گروه بالاتر از ۲ ماه ۳۱/۱۰± ۶۸/۳۸ بوده است که این اختلاف از نظر آماری معنی دار بود (۰۸/۰=p) بهطوریکه بیماران با مدت درد کمر و اندام تحتانی کمتر (گروه زیر ۲ ماه) بهبودی بیشتری را نشان دادند همچنین بهطور کلی میانگین نمره بهبود سلامت جسمی و روانی اختلاف معنی داری را با توجه به شاخص توده بدنی، تعداد دیسک درگیر و مصرف دخانیات در قبل، ۶ و ۱۲ ماه بعد را نشان داد به این معنی که با توجه به نتایج آزمون T مستقل، نمره بهبود کیفیت زندگی در بعد جسمی و روانی؛ در مقایسه قبل، ۶ ماه و ۱۲ ماه پس از جراحی در بین مردان و زنان از نظر آماری معنادار بود و نشان دهنده بالا رفتن کیفیت زندگی در دو بعد جسمی و روانی شده بود (۰۰۱/۰>p).
نتیجهگیری: نتایج مطالعه حاضر نشان داد کیفیت زندگی که در مطالعه حاضر در دوره های زمانی قبل از درمان، ۶ و ۱۲ماه پس از درمان صورت گرفت باعث بهبود قابل توجهی در وضعیت جسمی و روانی بیماران با عارضه هرنی دیسک کمری شد.
اعظم زنگنه، روح اله سمیعی، حسین دیدهخانی، محمودرضا مستقیمی،
جلد ۲۸، شماره ۳ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت یکی از دغدغههایی است که از دیرباز مورد توجه محققین بوده است. هدف از انجام تحقیق حاضر تبیین روابط ساختاری سلامت روانی، سلامت مالی و فرهنگ تمکین مالیاتی بود.
روش کار: تحقیق حاضر کاربردی است که به روش پیمایشی و به صورت میدانی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مودی مالیاتی شهر گرگان بودند که اطلاعات دقیقی از تعداد آنان در دسترس نبود. بر حسب فرمول حجم نمونه کوکران در شرایط نامشخص بودن حجم جامعه، تعداد ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص شدند. پس از پخش و جمعآوری پرسشنامههای تحقیق تعداد ۳۷۰ پرسشنامه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. ابزار پژوهش شامل سه پرسشنامه سلامت روان گلدبرگ ۱۹۷۲ (دارای ۲۸ گویه و ۴ زیر مقیاس)، سلامت مالی روسمن و همکاران شامل ۱۲ گویه و فرهنگ تمکین مالیانی ابراهیمیان و همکاران شامل ۷ سؤال و ۳ خرده مقیاس بود. به منظور تجزیه و تحلیل دادههای پژوهش حاضر از روش آماری معادلات ساختاری استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد که سلامت مالی بر فرهنگ تمکین مالیاتی شهروندان تاثیر معناداری به میزان ۵۷۳/۰ دارد. همچنین مشخص شد که سلامت روانی بر فرهنگ تمکین مالیاتی شهروندان تاثیر معناداری به میزان ۳۹۸/۰ دارد.
نتیجهگیری: نتایج تایید کننده ارتباط سلامت روانی با سلامت مالی و فرهنگ تمکین مالیاتی است، بنابراین پیشنهاد میشود مسئولین به سلامت روانی مودیان توجه خاصی داشته باشند.
آقای محمدرضا عبداللهی، دکتر حبیب الله ابوالحسن شیرازی،
جلد ۲۸، شماره ۳ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: بحث تأثیر تحریمها بر مدیریت بحران در ایران از موضوعات مهمی است که چندان مورد توجه قرار نگرفته است. در این مقاله تلاش شده، تأثیر تحریمها بر وضعیت سلامتی جسم و روان و بهداشت بررسی شود.
روش کار: تحقیق حاضر مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی میباشد. بر اساس روش تحقیق کتابخانهای، برای جمعآوری اطلاعات بعد از مأخذ شناسی و گردآوری منابع سیاسی مختلف از ابزارهای فیش و فرمهای مربوط به نکته برداری استفاده شده است.
یافتهها: در جهت تبیین اثرات مستقیم تحریم بر وضعیت فعلی جامعه، نظریات و دیدگاههای مختلفی از سوی اقتصاددانان، سیاسیون و مدیران بهداشت جامعه، مطرح شده است. نتایج این مطالعه نشان میدهد که وضعیت بهداشتی، سلامتی جسم و روان عمومی افراد تحت تأثیر مستقیم تحریم میباشند.
نتیجهگیری: نتایج تحقیق بیانگر این امر است که بهطور قطع تحریمهای اقتصادی همیشه با آثار زیانباری همراه بوده است که بدون هرگونه تفکیک یا تمایزی، به نیروهای نظامی و غیرنظامی به خصوص به گروههای آسیبپذیر کشورها، صدمه وارد میآورد و در کل تأثیر منفی بر بهداشت و سطح رفاه شهروندان و ناتوان ساختن دولت در تأمین حق بر سلامت، مهمترین آثار منفی تحریمها بر مدیریت بحران حوادث غیرمترقبه است.
سید محمد حسن موسوی فخر، فهیمه کیوانلو،
جلد ۲۸، شماره ۴ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: انسان امروزی، علی رغم برخورداری از مزایای تکنولوژی، درگیر مشکلات مختلف و اضطرابهای ناشی از آن بوده که سلامت روان و آرامش انسان را بیشتر تهدید میکند و علاوه بر مشکلات روحی، روی جسم انسان نیز تأثیرات زیادی دارد و باعث کاهش ایمنی بدن و به تأخیر افتادن روند بهبودی بیمار میشود. هدف از انجام این تحقیق مرو نظاممند و فراتحلیل نقش دینداری بر سلامت روان دانشجویان بود.
روش کار: این تحقیق از نوع مروری نظاممند و فراتحلیل است. جستجوی مقالات به زبان فارسی در پایگاههای ایرانداک، جهاد دانشگاهی، نورمگز، سولیکا، علم نت، بدون محدودیت زمانی تا آذرماه سال ۱۳۹۹ با کلیدواژههای مرتبط با"دینداری"، "دین"، "سلامت روان"، "بهداشت روان" انجام شد. فقط تحقیقاتی که به بررسی ارتباط سنجی بین دینداری و سلامت روان دانشجویان پراخته بودند، دراین پژوهش وارد شدند.
یافتهها: بر اساس معیارهای ورود و خروج در نهایت ۱۶مقاله از ۲۰۳ مطالعه مورد بررسی جامع قرار گرفت. نتایج فراتحلیل و نمودار انباشت نشان دادهشده است که ارتباط معناداری بین دینداری و سلامت روان در این مطالعات وجود دارد (۰۶۷/۰ تا ۰۰۳/۰ CI: ۹۵% ، ۰۳۵/۰ EF=).
نتیجهگیری: دینداری یکی از سازههای روانشناختی مهم و مرتبط با سلامت روان است؛ و استفاده از آن در برنامهریزیهای سلامتی و بهداشتی برای مسئولین کمک کننده خواهد بود. به این معنی که تقویت ابعاد مختلف دینداری در دانشجویان منجر به ارتقای سلامت میشود. البته این برنامهریزیها با استفاده از نتایج حاصل از این پژوهش و توجه به ارتباط بین مؤلفههای متفاوت دینداری و سلامت روان، میتواند اثربخشی بیشتری داشته باشند.
طاهره شهرکی، روح اله سمیعی، محمد باقر گرجی، سامره شجاعی،
جلد ۲۸، شماره ۵ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: ادراک، انگیزش، نگرش های شغلی و... از جمله مواردی هستند که به بررسی ریشه بسیاری از رفتارهای آدمی در محیط کار میپردازند. هدف از انجام پژوهش حاضر مدلسازی رفتار شهروندی سازمانی براساس هوش اخلاقی: نقش میانجی رهبری اصیل، سلامت روان و اعتماد سازمانی در کارکنان آموزش و پرورش سه استان گلستان، مازندران و گیلان بود.
روش کار: برای انجام پژوهش کاربردی- توسعهای حاضر محقق پس از جلب رضایت مسولین از بین جامعه آماری شامل مدیران، معاونین و کارکنان ادارات آموزش و پرورش در سه استان گلستان، مازندران و گیلان تعداد ۳۴۴ نفر را بطور تصادفی به عنوان نمونه انتحاب کرد. سپس پرسشنامههای لنیک و کیل (Lennick & Kiel) (۲۰۰۵)، پودساکف (Podsakoff) و همکاران (۲۰۰۰)، والومبوا (Walumbwa) و همکاران (۲۰۰۸)، GHQ و الونن (Ellonen) و همکاران (۲۰۰۸) را به ترتیب برای سنجش هوش اخلاقی، رهبری اصیل، رفتار شهروندی سازمانی، سلامت روان و اعتماد سازمانی بین افراد نمونه توزیع و جمعآوری کرد. همچنین برای تجزیه و تحلیل دادهها از آمار توصیفی و مدلیابی معادلات ساختاری استفاده شد.
یافته ها: نتایج تحلیل مسیر نشان داد بین هوش اخلاقی و رهبری اصیل، سلامت روان و اعتماد سازمانی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. همچنین بین هوش اخلاقی، رهبری اصیل، سلامت روان و اعتماد سازمانی با رفتار شهروندی سازمانی رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.
نتیجهگیری: با توجه به ارتباط بین مولفههای تحقیق و اهمیت این مولفهها در راندمان کاری کارکنان پیشنهاد میشود مسولین با استفاده از روشهای مناسب و بالا بردن مسطح متغیرهای تحقیق در جهت پیشبرد اهداف آموزش و پرورش برنامهریزی کنند.
ابوالفضل مهردوست، یعقوب علوی متین، رضا رستم زاده، سلیمان ایرانزاده،
جلد ۲۸، شماره ۵ - ( ۵-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: سیاستهای شفاف درباره سلامت روان در هر کشوری اساسترین و قویترین ابزار بخش سلامت روان آن کشور است. هدف از تحقیق حاضر تعیین عوامل مؤثر بر توسعه بیمه سلامت روان در ایران بود.
روش کار: جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه مدیران و کارکنان شاغل در بخش بیمه سلامت، بیمه خدمات درمانی، شرکتهای بیمه، حوزههای فعال در زمینه بیمه سلامت و اعضای هیئتعلمی در رشته روانپزشکی تشکیل دادند. که تعداد ۳۰۸ نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شده و پرسشنامه محقق ساخته بین آنها توزیع و جمعآوری شد.
یافتهها: نتایج تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی پنج عامل اساسی شامل عامل اول (ساختاری)؛ عامل دوم (فرهنگ)؛ ۱۸ عامل سوم (کیفیت خدمات)؛ عامل چهارم (فردی) و عامل پنجم (تأمین و پشتیبانی) برای توسعه بیمه سلامت روان شناساسی کرد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج به مدیران و سیاستگذاران حوزه بیمه پیشنهاد میشود با تدوین راهکارهای مبتنی بر این ۵ عامل زمینه توسعه بیمه سلامت روان را فراهم نمایند.
سعید کریمی، جعفر قهرمانی، ابوالفضل قاسم زاده،
جلد ۲۸، شماره ۶ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: سلامت روانی به عنوان یک نگرانی و دغدغه همگانی مورد توجه جدی محققان قرار گرفته است. هدف از انجام تحقیق حاضر ارائه مدل عوامل مؤثر بر ارتقا سلامت روانی در مراکز دانشگاه فنی و حرفهای بود.
روش کار: تحقیق حاضر از نوع تحقیقات آمیخته بود که به صورت میدانی و به روش پیمایشی انجام شد. بدین منظور از بین خبرگان علمی و اجرایی در حوزه مدیریت آموزشی، آموزش عالی و مدیریت آموزش عالی ۱۵ نفر انتخاب و پس از انجام مصاحبه نیمه ساختاریافته پرسشنامهای دارای ۲۶ سؤال طراحی شد که ۴ عامل شامل عوامل مدیریتی (۱۰ سؤال)، عوامل شغلی (۶ سؤال)، عوامل اجتماعی (۵ سؤال) و عوامل فردی (۵ سؤال) را موردسنجش قرار میداد بین آنها توزیع و جمعآوری شد. روایی صوری، سازه و پایایی پرسشنامه بررسی و تایید شد همچنین جهت بررسی عوامل تحقیق از روش معادلات ساختاری استفاده گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد عوامل مدیریتی، شغلی، فردی و اجتماعی مهمترین عوامل مؤثر بر ارتقا سلامت روانی در مراکز دانشگاه فنی و حرفهای میباشند همچنین مشخص شد در بین عوامل شناسایی شده، عوامل فردی بیشترین تأثیر را دارا بود. به عبارتی توجه به عوامل فردی سبب میگردد تا میزان سلامت روانی در مراکز دانشگاه فنی و حرفهای به صورت مناسبتری افزایش یابد.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج پیشنهاد میشود جهت ارتقا سلامت روانی در مراکز دانشگاه فنی و حرفهای میبایستی به عوامل مدیریتی، شغلی، فردی و اجتماعی توجه نمود.
جواهر انصاری، مهدی ابراهیمی،
جلد ۲۸، شماره ۶ - ( ۶-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: بررسی و تأثیر زیرساختهای ضروری جهت افزایش سلامت روانی جامعه بسیار حائز اهمیت است. زیرساختهای مختلفی وجود دارند که هرکدام نقش بسزایی در ارتقاء سلامت روانی جامعه را ایفا میکنند لذا هدف اصلی در پژوهش حاضر ارزیابی و تحلیل ارتباط میان زیر ساختهای ضروری جهت افزایش سلامت روانی جامعه بود.
روش کار: روش پژوهش تحقیق حاضر از لحاظ هدف در زمره تحقیقات کاربردی بوده و از لحاظ گردآوری اطلاعات، روش ترکیبی یا آمیخته بود. جامعه آماری بخش کیفی این پژوهش، شامل افراد مراجعه کننده به پارک چیتبند به تعداد ۱۵ نفر میباشد. جامعه آماری در بخش کمّی شامل افراد مراجعه کننده به پارک چیتبند در بازه زمانی تیر ماه الی شهریور ماه سال ۱۴۰۰ بود که تعداد کل آنها ۲۲۱ نفر برآورد شد. برای تعیین نمونههای این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. در این پژوهش تعداد ۱۵ نفر از افراد مراجعه کننده به پارک چیتبند به عنوان نمونه مشخص و در فرآیند اجرای بخش کیفی پژوهش مشارکت نمودند. حجم نمونه در بخش کمی با استفاده از فرمول کوکران محاسبه گردید. با توجه به نتایج حاصله، حجم نمونه ۱۴۳ نفر بدست آمد. ابزار لازم به منظور دستیابی به داده های مورد نیاز پرسشنامه محقق ساخته بود.
یافته ها: نتایج نشان داد که زیرساختهای شهری نقش اساسی در ارتقای سلامت روانی جامعه ایفا میکنند و ابعاد مختلف این زیرساختها، از جمله کارایی کالبدی و عملکردی، دسترسیپذیری، هوای مطلوب، ارتقای سلامت جسمی و روانی، آسایش محیطی و اقلیمی، و زیرساختهای تعاملی خانوادگی، تأثیرات قابلتوجهی بر سلامت روانی افراد دارند.
نتیجه گیری: به طور کلی میتوان نتیجه گرفت که سیاستگذاران و برنامهریزان شهری باید توجه ویژهای به توسعه و بهبود زیرساختهای شهری داشته باشند تا بتوانند سلامت روانی و رفاه عمومی جامعه را تضمین کنند. با سرمایهگذاری در این حوزه و اجرای برنامهریزیهای هدفمند، نهتنها کیفیت زندگی بهبود مییابد، بلکه جامعهای پایدارتر و شادابتر شکل خواهد گرفت.
مژگان رنگیان، حسین پیمانی زاد، محمدرضا اسماعیل زاده،
جلد ۲۸، شماره ۷ - ( ۷-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: اشتغال بر جنبههای مختلفی از جمله مسائل فردی و روانی افراد تاثیرات اساسی میگذارد. هدف از انجام تحقیق حاضر بررسی آثار روانشناختی اشتغال دانش آموختگان رشته تربیت بدنی دانشگاه آزاد اسلامی بود.
روش کار: برای انجام تحقیق کاربردی و پیمایشی حاضر که به صورت میدانی انجام شد از بین فارغ التحصیلان رشته تربیت بدنی و علوم ورزشی از واحدهای جامع دانشگاه آزاد اسلامی ایران از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۳۹۹ (به طور تقریبی تعداد ۴۱۴۰ نفر) به روش نمونهگیری خوشهای – طبقهای بر اساس فرمول کوکران تعداد ۳۵۲ فارغ التحصیل به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. سپس پرسشنامه محقق ساخته شامل ۱۸ سوال و پنج مولفه سلامت روان (۴ سوال)، تمرکز ذهنی (۳ سوال)، آسایش روانی (۴ سوال)، تعاملات بین فردی (۴ سوال)، امید به زندگی (۳ سوال) بین افراد نمونه توزیع و جمعآوری شد. نهایتاٌ برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزارهای SPSS و PLS استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد اشتغال آثار روانشناختی شامل سلامت روان، تمرکز ذهنی، تعاملات بین فردی و امید به زندگی بر افراد دارد. همچنین مشخص شد مدل تحقیق از برازش مناسبی برخوردار است.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق پیشنهاد میشود با ایجاد بستری در جهت شکلگیری کسب و کارهای ورزشی زمینه جهت بهبود اشتغال دانش آموختگان رشته تربیت بدنی و در نتیجه بهبود وضعیت روانشناختی آنها اقدام نمود و با ارزیابی ذهنی دانشآموختگان به شناخت در خصوص وضعیت روانشناختی این افراد اقدام نمود.
عبدالله بنی هاشمی،
جلد ۲۸، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: ازدواج مهمترین قرارداد زندگی هر فرد محسوب میشود. هدف از انجام تحقیق حاضر تعیین تاثیر درمان هیجانمدار بر سلامت روانشناختی و عزت نفس افراد در معرض طلاق بود.
روش کار: تحقیق حاضر از نوع کاربردی و نیمه تجربی است که با طرح پیشآزمون- پسآزمون انجام شد. برای انجام این تحقیق از بین افراد متقاضی طلاق شهرستان ملایر در سال ۱۳۹۸ با روش نمونهگیری در دسترس ۳۰ زوج انتخاب شده و بهطور تصادفی به دو ﮔﺮوه تجربی و کنترل تقسیم شدند. سپس آزمودنیها پرسشنامههای عزت نفس کوپر اسمیت و سلامت عمومی (GHO) را در پیش آزمون تکمیل کردند. در ادامه آزمدنیهای گروه تجربی به مدت ۱۲ جلسهی یک ساعته تحت مداخله درمان هیجانمدار قرار گرفتند و گروه کنترل هیچ مداخلهای دریافت نکردند. بعد از ۱۲ جلسه هر دو گروه پرسشنامههای مورد نظر را تکمیل کردند. نهایتا دادهها با آزمون شاپیروویلک و تی مستقل تجزیه و تحلیل شد.
یافتهها: نتایج نشان داد درمان هیجانمدار باعث افزایش عزت نفس و کاهش نمره کلی سلامت روانی زیر مقیاس های اختلال در عملکرد اجتماعی، اضطراب و افسردگی شد همچنین نمره زیر مقیاس نشانههای جسمانی نیز بهبود معنیداری داشت.
نتیجهگیری: با توجه به نتایج تحقیق استفاده از درمان هیجان مدار در مشاوره و درمان زوجی به ویژه زوجین دارای تعارض پیشنهاد میشود.
کتایون کامکاری، محمد تقی پورغربی،
جلد ۲۸، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: ورزش یکی از راههایی است که افراد میتوانند به کمک آن بر فشارهای جسمی، روحی، روانی و اجتماعی ناشی از زندگی در دنیای متلاطم و پرتنش امروزی فایق آیند. هدف تحقیق حاضر بررسی مدل ارتباطی خودپنداره و خودکارآمدی تمرینی بر سلامت روان کارکنان و مدیران تربیتبدنی دانشگاههای علوم پزشکی تهران بود.
روش کار: روش تحقیق از نوع توصیفی –همبستگی، کاربردی و حال نگراست. تعداد ۳۶۵ نفر از کارکنان و مدیران تربیتبدنی دانشگاههای علوم پزشکی شهر تهران به روش نمونهگیری تصادفی خوشهای چندمرحلهای انتخاب شدند. برای گردآوری اطلاعات از روش میدانی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. ابزارهای اندازهگیری شامل پرسشنامه خود توصیفی بدنی مارش و همکاران، سلامت روان عمومی و مقیاس خودکارآمدی تمرینی بندورا (۱۹۹۷) بود. دادههای به دست آمده با استفاده مدلسازی معادلات ساختاری مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته ها: نتایج نشان داد که خودپنداره، بهصورت غیرمستقیم و از طریق خودکارآمدی بر سلامت روانی تأثیر دارد، همچنین خودکارآمدی بهصورت مستقیم بر سلامت روانی تأثیر معناداری دارد.
نتیجه گیری: پیشنهاد میشود مدیران و مسئولان برنامهریزیهای لازم برای استفاده از ویژگیهای برخواسته از خودپنداره و خودکار آمدی تمرینی در جهت اعتلای هر چه بیشتر سلامت روان مدیران وکارکنان تمرینی استفاده نموده و در جهت ترویج فعالیتهای بدنی (ورزش) و افزایش خودپنداره مثبت و سلامت روان اهتمام ویژهای داشته باشند.
هدا نظری جویباری، فرشته مقبلی اسکویی، مریم مقبلی اسکویی،
جلد ۲۸، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی روابط ساختاری بین سلامت سازمانی و مسئولیتپذیری اجتماعی با نقش میانجی سلامت روانی کارکنان بیمارستان انجام گرفته است.
روشکار: پژوهش حاضر از حیث هدف، کاربردی و از نظر روش توصیفی و از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه کارکنان بیمارستان امام خمینی (ره) شهر ساری که در سال ۹۸-۱۳۹۷ مشغول به فعالیت بودند. تعداد جامعه آماری برابر با ۱۸۰ نفر بود. حجم نمونه طبق جدول کرجسی و مورگان ۱۲۳ نفر از طریق روش نمونهگیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار تحقیق شامل سه پرسشنامه سلامت سازمانی هوی و فیلدمن (۱۹۹۶)، مسئولیتپذیری اجتماعی کارول (۱۹۹۱) و پرسشنامه سلامت عمومی دیوید گلدبرگ (۱۹۷۲) بود که هر سه پرسشنامه استاندارد بودند. برای توصیف متغیرهای جمعیت شناختی از آمار توصیفی و برای بررسی فرضیه های تحقیق از نرم افزار SPSS و نرم افزار Pls نسخه ۳ استفاده شد.
یافتهها: نتایج تحقیق نشان داد که بین سلامت سازمانی و مسئولیتپذیری اجتماعی با نقش میانجی سلامت روانی کارکنان بیمارستان رابطه وجود دارد. همچنین بین سلامت سازمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی و بین سلامت سازمانی با سلامت روانی و نیز سلامت روانی و مسئولیتپذیری اجتماعی کارکنان بیمارستان رابطه وجود دارد.
نتیجهگیری: به طور کلی میتوان این گونه نتیجه گیری کرد بین سلامت سازمانی و مسئولیتپذیری اجتماعی با نقش میانجی سلامت روانی کارکنان بیمارستان رابطه وجود دارد و با توجه به رابطه بین سلامت سازمانی، مسئولیتپذیری اجتماعی، سلامت روانی کارکنان در بیمارستانها راه های عملی به کارگیری هر چه بیشتر این مؤلفههای آن بررسی شود.