جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای رتینوپاتی

دکتر مسیح هاشمی، دکتر خلیل قاسمی فلاورجانی، دکتر روشنک علی‌اکبر نواحی، دکتر کامبیز میر فلاح، دکتر پژمان بختیاری،
جلد ۱۶، شماره ۰ - ( ۶-۱۳۸۸ )
چکیده

   

    زمینه و هدف: درمان استاندارد ادم کلینیکی ماکولای دیابتی قابل توجه دیابتی (clinically significant macular edema = CSME)، لیزر ناحیه ماکولا است. ولی بسیاری از بیماران به این درمان پاسخ مناسب نمی‌دهند. هدف از این مطالعه، مقایسه نتایج تزریق درون ویتره تریامسینولون استوناید و بواسیزوماب در بیماران مبتلا به CSME مقاوم به درمان استاندارد بوده است.

روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینی آینده‌نگر دو سو کور است که بر روی ۵۱ چشم دچار CSME با حداقل یک بار سابقه MPC (Macular photocoagulation) وبدون پاسخ درمانی به آن، صورت گرفت. بیماران به طور تصادفی به دو گروه تزریق داخل ویتره یکبار تریامسینولون به میزان ۴ میلی‌گرم ویا یکبار آواستین به میزان ۲۵/۱ میلی‌گرم تقسیم شدند. سپس بیماران از نظر حدت بینایی، فشار درون چشمی، بروز کاتاراکت قبل از تزریق و در ماههای یک، ۳ و ۶ پس از تزریق، بررسی شدند. همچنین به منظور ارزیابی منطقه ماکولا از نظر انسجام ناحیه آواسکولار فوه آ و نشت ماکولا، آنژیوگرافی فلورسین، قبل و در ماه‌های ۳ و ۶ پس از تزریق انجام شد. داده‌ها با تست‌های مجذور کای، t test، student t test و فریدمن آنالیز شدند.

یافته‌ها: هیچ یک از دو گروه افزایش معناداری را از نظر حدت بینایی در طی پیگیری‌های ماه یک، ۳و ۶ نشان ندادند. همچنین تفاوت مشخصی از نظر بهبود بینایی بین دو گروه در ماههای اول، سوم و ششم وجود نداشت. گرچه در گروه تریامسینولون، فشار درون چشمی در ماه اول، سوم و ششم افزایش داشت و در گروه بواسیزوماب، شاهد چنین افزایشی نبودیم، ولی تفاوت این دو گروه از نظر آماری معنادار نبود. در گروه بواسیزوماب، شاهد افزایشی از نظر میزان کاتاراکت (از هیچ نوع آن) نبودیم، ولی در گروه تریامسینولون، در معاینه ۶ ماه، میزان کاتاراکت ساب کپسولر خلفی افزایش معناداری داشت (P=۰,۰۰۳).

از نظر تغییرات آنژیوگرافیک ماکولا، نشت ماکولا و شفافیت آنژیوگرافی در ماه‌های ۳ و ۶، در هر دو گروه بهبودی رخ داد (در همه موارد P<۰,۰۰۱)، در حالی که توانایی تفکیک ناحیه اواسکولار فووآ در هیچ یک از دو گروه تغییر معنی‌داری نداشت. تفاوت آماری مشخصی بین دو گروه از نظر تغییر در شفافیت آنژیوگرافی، توانایی تفکیک ناحیه اواسکولار فووآ و از نظر نشت ناحیه ماکولا در ۳ و ۶ ماه پس از تزریق وجود نداشت.

نتیجه‌گیری: بر اساس این مطالعه، اثر تزریق داخل ویتره بواسیزوماب و تریامسینولون در درمان CSME مقاوم به درمان استاندارد، مشابه است.


دکتر مسعود صالحی، حبیبه وزیری نسب، معصومه خوشگام، دکتر نسرین رفعتی،
جلد ۱۹، شماره ۹۷ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده

  زمینه و هدف: یکی از مهم ترین عوارض دیابت، رتینوپاتی ( Retinopathy ) دیابتی است که سالانه باعث کوری ۱۰ هزار نفر می‏شود. مطالعات مختلفی به بررسی عوامل خطر رتینوپاتی در بیماران دیابتی پرداخته‏اند. این تحقیق نیز به منظور بررسی روابط بین عوامل خطر رتینوپاتی و وضعیت ابتلا به این بیماری انجام شده است. در این مطالعه تلاش شده است تا با به‏کارگیری مدل جمعی تعمیم‏ یافته، کیفیت پیش‏بینی متغیر وابسته را به حداکثر رسانده و روابط غیرخطی و غیریکنواخت بین پاسخ و متغیرهای توضیحی، کشف گردد.

  روش کار: این پژوهش مقطعی، تحلیلی بر روی ۳۶۷ بیمار دیابتی شرکت‏کننده در فراخوان ارزیابی رتینوپاتیشهر تهران انجام شد. شرکت‏کنندگان برای تعیین ویژگی‌ها، شرایط پزشکی و داروهایشان مورد بررسی قرار گرفتند. در نهایت، از مجموعه داده‏ای شامل شش متغیر توضیحی پیوسته‏ سن، طول مدت ابتلا به دیابت، شاخص توده بدنی، هموگلوبین A۱C ، کلسترول , فشارخون سیستولیک و متغیر پاسخ وجود رتینوپاتی، برای به دست آمدن مدل‏های جمعی تعمیم‏یافته و رگرسیون لجستیک( Logistic Regression )دوحالتی استفاده شد. برازش مدل به وسیله نرم افزار mgcvR انجام شد.

  یافته‌ها: در این مطالعه۱۲۰ نفر (۳۳%) از بیماران به رتینوپاتی مبتلا بودند و ۲۴۷ نفر (۶۷%) رتینوپاتی نداشتند. نتایج حاصل از مدل جمعی تعمیم‏یافته حاکی از تاثیرگذاری طول مدت ابتلا به دیابت (۰۰۱/۰> p )، هموگلوبین A۱C (۰۰۴/۰= p ) و فشارخون سیستولیک (۰۳۲/۰= p ) بر رتینوپاتی بود. به‏علاوه نشان داده شد که طول مدت ابتلا با یک رابطه خطی، هموگلوبین A۱C با تابع درجه چهار و فشارخون با تابع درجه دو با رتینوپاتی دیابتی ارتباط دارند.

  نتیجه‌گیری: علاوه بر تعیین عوامل خطر رتینوپاتی دیابتی , نشان داده شد که مدل جمعی تعمیم‏یافته توانایی شناسایی روابط غیرخطی بین متغیرها را داراست. بنابراین , این مدل با اطلاعات بیشتری از روابط بین داده‏ها، کیفیت پیش‏بینی پاسخ را به حداکثر می‏رساند.


اقبال زند کریمی، علیرضا افشاری صفوی،
جلد ۲۱، شماره ۱۲۴ - ( ۷-۱۳۹۳ )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری دیابت شیوع بالایی در جامعه دارد و در صورت عدم کنترل، دارای عوارض جبران ناپذیری است و باعث آسیب زدن به چشم و نابینایی می‌شود. هدف این مطالعه مقایسه کارایی و قدرت پیش بینی مدل آماری رگرسیون لجستیک چندگانه با مدل شبکه عصبی مصنوعی پرسپترون چندلایه(MLP)  در تفکیک بیماران دیابتی دارای رتینوپاتی از دیابتی بدون رتینوپاتی است.
روش‌ کار: نمونه‌ها از بین ۱۶۰۰۰ پرونده بیماران دیابتی مرکز تخصصی دیابت کرمانشاه جمع‌آوری گردید. ۱۵۰ نفر مورد و ۱۵۰ نفرکنترل وارد مطالعه شدند. اطلاعات دموگرفیک، BMI، FBS،Hba۱c، فشارخون، چربی خون (TC) و مدت زمان ابتلا، وضعیت سیگاری بودن و سن بیماران در دو چک لیست جداگانه از پرونده بهداشتی بیماران گردآوری شد. به منظور شناسایی ریسک فاکتورها، مدل‌های شبکه عصبی مصنوعی و رگرسیون لجستیک چندگانه بر داده‌ها برازش داده شد و از نمودار راک جهت مقایسه قدرت پیش بینی مدل ها استفاده شد. همچنین حساسیت و ویژگی دو مدل با هم بررسی گردیدند و با توجه به معیارهای (سطح زیر منحنی راک، حساسیت و ویژگی) مدل برتر معرفی گردید.
یافته‌ها: قدرت پیش بینی  رگرسیون لجستیک وMLP  به ترتیب برابر ۷۳/۰ و ۸۳/۰ برآورد شد. همچنین مدلMLP   دارای ویژگی (۸۰%) و حساسیت (۸۵%) بالاتری برخوردار بود. متغیرهای FBS (۰۲۹/۰p=BMI (۰۰۰۱/۰p<)، سن (۰۰۰۱/۰p<) و مدت زمان ابتلا به دیابت (۰۰۰۱/۰p<) در مدل رگرسیون لجستیک همچنین متغیرهای سن، FBS، مدت ابتلا به دیابت، BMI، وضعیت سیگاری بودن،  TCبا توجه به روش Wrapper، با قدرت پیش بینی ۸۳% درMLP  معنی دار بودند.
نتیجه‌گیری: در این مطالعه مدل MLP در تفکیک بیماران دیابتی دارای رتینوپاتی از دیابتی بدون رتینوپاتی قدرت بیشتری نشان داد. بنابراین در جوامعی که گروه‌های مورد و کنترل قرابت زیادی دارند (همانند این مطالعه که هردو گروه از میان دیابتی ها انتخاب گردید)، کشف تفاوت‌ آن‌ها نیازمند روش‌های نیرومندتر مانند شبکه عصبی مصنوعی است. بنابراین استفاده از این روش‌ها در مطالعات پزشکی توصیه می‌گردد.
 
نسیم وهابی، مسعود صالحی، فرید زایری، مهدی یاسری،
جلد ۲۲، شماره ۱۳۵ - ( ۶-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: دیابت یکی از شایع‌ترین بیماری‌های مزمن قرن حاضر است. پیامدهای متعددی در بیماران دیابتی رخ می‌دهد که از مهم‌ترین آن‌ها را می‌توان رتینوپاتی و ماکولاپاتی دانست. در مطالعه حاضر به بررسی عوامل خطر رخداد رتینوپاتی دیابتی با استفاده از رگرسیون لجستیک بیزی پرداخته شده است.

روش کار: در این مطالعه مقطعی-تحلیلی، تعداد ۶۲۳ بیمار به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای چندمرحله‌ای از بین تمامی بیماران دیابتی شهر تهران انتخاب شدند. متغیرهایی همچون سن، جنسیت، طول مدت ابتلا به دیابت، شاخص توده بدنی، هموگلوبین گلیکوزیله، فشار خون سیستولیک و ... در این افراد اندازه‌گیری شده و با استفاده از معاینات چشم وجود رتینوپاتی بررسی گردید. در این مطالعه برای برازش مدل رگرسیون لجستیک بیزی از نرم افزار SAS نسخه ۹,۳ استفاده شد.

یافته‌ها: در مطالعه حاضر تعداد ۶۲۳ بیمار دیابتی مورد بررسی قرار گرفتند که از این میان، ۴/۵۴% (۳۳۹ نفر) نمونه را زنان و ۶/۴۵% (۲۸۴ نفر) را مردان تشکیل داده‌اند. در حدود ۳۸% (۲۳۶ نفر) از این بیماران دیابتی مبتلا به رتینوپاتی بوده و میانگین ( gte msEquation ۱۲]>± !msEquation]-->      انحراف معیار) سن زنان و مردان به ترتیب برابر ۰۵/۱۱±۵/۵۹ و ۶۵/۱۱±۵/۶۰ سال بود. با توجه به نتایج مدل رگرسیون لجستیک بیزی، متغیرهای سن، طول مدت ابتلا به دیابت، هموگلوبین‏ گلیکوزیله، جنسیت، نوع انسولین مصرفی، ابتلا به ادم ماکولار و فشارخون تاثیر آماری معناداری در بروز بیماری رتینوپاتی داشتند.

نتیجه‌گیری: در تعیین عوامل خطر رتینوپاتی دیابتی، نتایج رگرسیون لجستیک بیزی و مدل لجستیک کلاسیک از نظر جهت و اندازه تقریبا یکسان بوده ولی برآوردهای بیزی بازه‌های اطمینان کوتاه‌تری دارند.



صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC-SA 4.0| Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb