۲۱ نتیجه برای فلاحتی
دکتر حبیب انصارین، دکتر غلامحسین غفارپور، دکتر مهربان فلاحتی،
جلد ۸، شماره ۲۴ - ( ۶-۱۳۸۰ )
چکیده
بیماریهای قارچی سطحی از بیماریهای شایع اندمیک ایران ـ بخصوص در نواحی روستایی و مناطقی که از نظر بهداشت در مضیقه میباشند و بیشتر با احشام و حیوانات اهلی سروکار دارند ـ باشد. از طرفی بیماریهای قارچی ناحیه سر یا باصطلاح کچلیها، همیشه در اطفال سنین دبستان و قبل از آن بروز میکنند. لذا بررسی و مطالعه عفونتهای قارچی از دیدگاه بهداشت عمومی و طب پیشگیری در هر نقطه و در هر جمعیتی از کشور بسیار مهم میباشد.
جهت بررسی شیوع بیماریهای قارچی در دانشآموزان، مدارس ابتدایی شهرستان ورامین ـ بعلت وجود منطقه کشاورزی و دامداری ـ انتخاب گردیدند. بهمین منظور، ضمن هماهنگی با کارشناس محترم آمار و معاونت بهداشتی اداره آموزش و پرورش شهرستان ورامین، ۵ دبستان دخترانه و ۵ دبستان پسرانه در مناطق شمال، جنوب، غرب، شرق و مرکز شهرستان ورامین بطور تصادفی انتخاب و ۲۰۵۵ نفر از دانشآموزان دختر و پسر (۱۰۹۹ پسر ۵۱/۵۳% و ۹۵۶ نفر دختر ۵/۴۶% بین سنین ۷ تا ۱۴ سال) این مدارس از نظر وجود بیماریهای قارچی مو، پوست و ناخن تحت بررسی کامل قرار گرفتند. از افراد مشکوک به بیماری و نیز از تعدادی افراد بظاهر سالم (جهت بررسی حاملین بظاهر سالم) نمونهبرداری انجام گرفت. برای تمام افراد مورد بررسی، پرسشنامه کاملی که علاوه بر مسائل مربوط به بیماری شامل عناوین خاص نیز بود تنظیم گردید. از نمونههای تهیه شده بررسی میکروسکوپی (آزمایش مستقیم) و کشت بعمل آمد.
نتیجه این پژوهش، ۲ مورد ضایعه کاندیدیای دور ناخن دست و ۲ مورد تینهآ ورسیکالر ( Tinea Versicolor ) (۲ دانشآموز ختر، ۱/۰%) و ۱ مورد تینهآ کاپیتیس ( Tinea Capitis ) (۱ دختر ۷ ساله دانشآموز کلاس اول، ۰۵/۰%) با عامل تریکوفیتون ویولاسئوم بود. نتایج این بررسی در مقایسه با بررسی سایر نواحی و افراد جامعه تفاوت معنیداری را نشان نداد.
فرزانه فکور، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر فریده زینی، دکتر نورالدین موسوی نسب،
جلد ۱۱، شماره ۴۱ - ( ۶-۱۳۸۳ )
چکیده
دیابت ملیتوس شایعترین بیماری غدد داخلی بدن است. بیماران دیابتی به علت نقص در عملکرد سیستم ایمنی دچار طیف وسیعی از عفونتها میشوند که اغلب با تغییرات سطح گلوکز خون در ارتباط است. این مطالعه به منظور برآورد میزان کاندیدوریا، تعیین گونههای کاندیدایی و شمارش کلنی آن در بیماران دیابتی شهر زنجان در مقایسه با افراد سالم انجام شد. در این مطالعه آیندهنگر نمونه ادرار از ۲۲۷ بیمار دیابتی که به درمانگاه دیابت شهر زنجان طی ۸ ماه مراجعه کرده بودند با رعایت شرایط استاندارد گرفته شد و آزمایشهای مستقیم میکروسکوپی، کشت و شمارش کلنی روی آنها صورت گرفت. در این مطالعه با استفاده از آزمایشهای تکمیلی، هویت گونه مخمری تعیین شد سپس به کمک آزمون کای اسکوئر و آزمون t ارتباط بین متغیرها بررسی گردید. از ۲۲۷ نمونه ادرار گروه مورد، در ۳۱ مورد(۶۵/۱۳%) و از ۲۲۶ نمونه گروه شاهد، در ۱۱ مورد(۹/۴%) کاندیدوریا مشاهده گردید. عوامل مخمری جدا شده از ادرار گروه مورد به ترتیب فراوانی عبارت بودند از: کاندیداگلابراتا(۵/۶۲%)، کاندیدا آلبیکانس(۱۲/۲۸%)، کاندیدا کروزی(۲۵/۶%) و کریپتوکوکوس آلبیدوس(۱۲/۳%). فراوانی کاندیداگلابراتا به خصوص در ادراری که دارای سطوحی از گلوکز به میزان ۵۰۰-۱۵۰ میلیگرم بر دسیلیتر (۲۵/۳۲%) بود بیشتر مشاهده گردید. در مقابل عوامل مخمری جدا شده از افراد گروه شاهد شامل، کاندیدا آلبیکانس(۵۴/۵۴%)، کاندیدا گلابراتا(۳/۲۷%) و کاندیدا کروزی و کاندیدا کفایر(هر کدام ۰۹/۹%) بود. براساس نتایج این مطالعه وجود کاندیدوریا در گروه مورد با سطح گلوکز ادرار ارتباط معنیداری داشت(۰۱۲/۰=P). حداکثر شمارش کلنی در گروه مورد ۱۰۳×۵۲۹ میلیلیتر و در گروه شاهد ۱۰۳×۴۳ بود اما اختلاف معنیداری بین شمارش کلنی در ۲ گروه مورد و شاهد وجود نداشت. با توجه به نتایج این مطالعه بیماران دیابتی با وجود داشتن شرایط مستعد کننده، در صورتی که بیماری آنها به طور مناسبی کنترل شود از نظر شمارش کلنی با افراد سالم تفاوتی نخواهند داشت.
دکتر مهربان فلاحتی، دکتر کیوان پاکشیر، خدیجه علینژاد طالش،
جلد ۱۲، شماره ۴۵ - ( ۳-۱۳۸۴ )
چکیده
مالاسزیا قارچ ۲ شکلی و چربی دوست و دارای گونههای مختلفی است که بعضی از آنها به صورت فلور طبیعی روی پوست وجود دارند و در شرایط فرصتطلبانه، بیماری پیتیریازیس ورسیکالر ایجاد میکنند. هدف از این بررسی که به مدت ۱۲ ماه در بخش قارچشناسی پزشکی دانشگاه علوم پزشکی شیراز انجام شد، تشخیص و تعیین شیوع گونههای مختلف مالاسزیا در بیماران مراجعه کننده به آزمایشگاه این بخش بوده است. در این مطالعه تعداد ۱۸۵ بیمار(۱۰۹ نفر زن و ۷۶ نفر مرد) با ضایعات مشکوک به پیتیریازیس ورسیکالر مورد مطالعه قرار گرفتند که تعداد ۹۸ نفر آنها(۵۶ زن یا ۴/۵۱% و ۴۲ مرد یا ۳/۵۵%) مبتلا به پیتیریازیس ورسیکالر بودند و میانگین سنی آنها ۷۸/۲۵ سال(۱۳ تا ۵۵ سال) بوده است. جهت کشت نمونهها از محیط دیکسون آگار استفاده گردید و به کمک آزمایشهای تکمیلی مانند جذب توئین، کاتالاز، مورفولوژی گونهها و هیدرولیز اسکولین، گونههای مالاسزیا از نواحی مختلف بدن جدا گردید که عبارت بود از: مالاسزیا فورفور(۳۴%)، مالاسزیا اسلوفیه(۷/۱۸%)، مالاسزیا سیمپودیالیس(۶/۱۸%)، مالاسزیا گلوبوسا(۵/۱۷%)، مالاسزیا پاکیدرماتیس(۴/۵%)، مالاسزیا رستریکتا(۳/۴%). در این بررسی اثر عواملی مانند سن، جنس، شغل، تحصیلات، استفاده از استخر، فصل و مناطق جغرافیایی با استفاده از روشهای آماری کایاسکوئر، فیشر و آزمون تی مورد مطالعه قرار گرفت که از بین این عوامل استفاده از استخر و فصل در بروز بیماری موثر شناخته شدند.
دکتر عبدالرسول اکبریان، دکتر لامع اخلاقی، دکتر هرمزد اورمزدی، هما فروهش، دکتر مهربان فلاحتی، رامش فرخنژاد،
جلد ۱۲، شماره ۴۶ - ( ۶-۱۳۸۴ )
چکیده
تریکومونیازی س با عامل تریکوموناس واژینالیس( T.V. = Trichomonas Vaginalis ) و باکتریال واژینوز ( B.V. = Baterial Vaginosis ) از شناختهشدهترین بیماریهای منتقل شونده از راه مقاربتهای جنسی و تاثیرگذار در بروز زایمانهای زودهنگام و نوزادان کم وزن هستند. با توجه به اهمیت موضوع در مقاله حاضر، میزان فراوانی تریکومونیازیس و باکتریال واژینوس، هم زمانی این ۲ آلودگی با یکدیگر، تاثیر آنها در نازایی، زایمانهای زودهنگام و تولد نوزادان کم وزن در زنان حامله مراجعه کننده به بیمارستان و زایشگاه شهید اکبرآبادی تهران به روش مقطعی بررسی شده است. در مطالعه حاضر، که در مدت ۱ سال(از ۱/۴/۸۱ تا ۱/۴/۱۳۸۲) و در تعداد ۳۶۸ زن حامله صورت گرفته است، پس از مصاحبه خصوصی، تکمیل پرسش نامه و معاینه بالینی، از ترشحات دهانه واژن و بنبست خلقی گردن رحم( Posterior fornix ) تمام افراد، نمونهگیری به عمل آمد. از هر نمونه پس از ثبت خصوصیات ماکروسکوپی و تعیین PH ، برای تشخیص تریکومونیازیس از ۲ روش گسترش مستقیم و کشت بر روی محیط درسه استفاده شد. برای تشخیص باکتریال واژینوزیس علاوه بر اندازهگیری PH و انجام تست اختصاصی ویف ( Whiff ) برای سنجش بو، از روش رنگآمیزی و ارزشیابی سلولهای کلیدی( Clue Cells ) استفاده شد. در این مطالعه، از ۲۰ نفر(۵/۵%) که دارای علائم بالینی بودند، ۱۱ مورد(۹/۲%) تریکوموناس واژینالیس، ۸ مورد(۲/۲%) باکتریال واژینوز و ۱ مورد عفونت قارچی تشخیص داده شدند. آلودگی هم زمان این ۲ با هم، یعنی T.V و B.V مشاهده نگردید. اگر چه بیشترین سن، در افراد مورد بررسی ۲۵ سال بود، ولی ارتباط معنیداری بین آلودگی با سن زن حامله، سن حاملگی، تعداد حاملگی، تعداد سقط، و علائم بالینی مشاهده نشد. تنها ۱ مورد(۳/۰%) از زنان آلوده به T.V دچار زایمان زود هنگام و تولد نوزاد کم وزن شد. یافتهها و نتایج مطالعه حاضر نشان میدهد ناچیزبودن میزان آلودگی زنان حامله مورد مطالعه ما به تریکوموناس واژینالیس و باکتریال واژینوز در مقایسه با کشورهایی که دارای روابط جنسی آزاد هستند مربوط به ویژگیهای فرهنگی، اخلاقی و اعتقادات زنان ایرانی به ارکان خانواده است. این مطالعه نشان داد چون محوطه درون واژن یک اکوسیستم(زیست محیطی) طبیعی است، لذا تنها حضور فیزیکی تریکوموناس واژینالیس و باکتریال واژینوز سبب نازایی نمیشوند، مگر این که به عللی، این شرایط نامتعادل شود. در این مطالعه مشاهده شد در صورت عدم دقت در معاینات بالینی و عدم انجام آزمونهای آزمایشگاهی، تراوشات عفونی بیرنگ و یا سفید رنگ واژینال میتواند با تراوشات طبیعی و یا مایع اسپرم به خصوص برای متخصصین تازه کار اشتباه شود.
دکتر مهربان فلاحتی، دکتر مسعود محمودیان، مریم میرمحمدعلی رودکی، محمدجواد شریعت،
جلد ۱۲، شماره ۴۷ - ( ۹-۱۳۸۴ )
چکیده
زمینه و هدف: کاندیداها شامل گونههای متنوعی از مخمرها و مخمر مانندها هستند که برخی از آنها و از جمله کاندیدا آلبیکنس فلور طبیعی بدن انسان را تشکیل میدهند و به صورت فرصتطلب در انسان بیماری ایجاد مینمایند، ولی داروهایی که بر ضد آنها در بازار وجود دارد و به کار میرود از نظر تعداد محدود هستند، که این خود میتواند باعث ایجاد مقاومت در آنها گردد. هدف این بررسی ارزیابی اثرات ضدقارچی داروهای نیستاتین، کلوتریمازول و مایکونازول بر روی کاندیداهای جدا شده از بیماران بود.
روش کار: بررسی حاضر مطالعهای تجربی بود که در آن اثرات ضدقارچی داروهای نیستاتین، کلوتریمازول و مایکونازول بر روی کاندیداهای جدا شده از بیماران در ۲ محیط جامد و مایع ارزیابی شد. در طی آزمایشهای in vitro ، حداقل غلظت مهار کنندگی داروهای فوق بر روی ۶۰ نمونه مخمری جمعآوری شده از بیماران که شامل ۳۰ نمونه کاندیداآلبیکنس و ۳۰ نمونه کاندیداهای غیرآلبیکنس بود، تعیین شد و گونههای استاندارد حساس و مقاوم کاندیدا مشخص گردید.
یافتهها: نتایج به دست آمــده از ایــن مطالعــه نشــان میدهــد کــه از ۳ داروی یاد شــده در بالا، گونه کاندیدا آلبیکنس از حساسیت بالاتــری نسبــت بــه کلوتریمازول و نیستاتین در مقایسه با مایکونازول برخوردار است(۰۱/۰ P< ). در حالی که گونههــای غیر آلبیکنس نسبت به هر ۳ داروی فوق از حساسیــت بالایــــی برخوردارنــد و حتــی حساسیــت آنهــا بیشتــر از حساسیــت کاندیدا آلبیکنس نسبت به این داروها است(۰۱/۰ P< ). همچنین اختلاف معنیداری در میانگین MIC ( Minimum Inhibitory Concentration ) به دست آمده از ۲ روش فوق وجود ندارد. میانگین MIC نیستاتین، کلوتریمازول و مایکونازول برای کاندیدا آلبیکنس به ترتیب ۲/۲ میکروگرم در میلیلیتر، ۶/۲ میکروگرم در میلیلیتر و کمتر از ۱۸ میکروگرم در میلیلیتر بود. همچنین نتایج برای گونههای غیر آلبیکنس به ترتیب برابر ۸۱/۰ میکروگرم در میلیلیتر، ۵۶/۰ میکروگرم در میلیلیتر و ۲/۱ میکروگرم در میلیلیتر بود.
نتیجهگیری کلی: این امر نشان دهنده اهمیت تعیین گونه و انجام تست حساسیت به دارو قبل از شروع درمان است و در مجموع گونههای غیر آلبیکنس در مقایسه با آلبیکنس در برابر داروها از حساسیت بیشتری برخوردارند.
دکتر لامع اخلاقی، دکتر مهربان فلاحتی، مریم جهانی ابیانه، دکتر هرمزد اورمزدی، دکتر محسن امینی،
جلد ۱۲، شماره ۴۸ - ( ۶-۱۳۸۴ )
چکیده
زمینه و هدف: این مطالعه بر روی ترشحات واژینال ۵۰۰ نفر از زنان مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهرستان رباطکریم صورت گرفت. هدف بررسی تعیین میزان آلودگی به تریکوموناس واژینالیس و کاندیدا آلبیکنس در جامعه مورد مطالعه و ارزیابی دو رنگ لفلر و کربول فوشین رقیق شده در جهت تشخیص سریع تریکوموناس واژینالیس بوده است. روش بررسی: مطالعه انجام شده از نوع توصیفی بود. در این مطالعه از سه روش تشخیصی ـ مقایسهای یعنی: گسترش مستقیم، رنگآمیزی و کشت استفاده شد. یافتهها: شیوع تریکوموناس واژینالیس ۷ مورد(۴/۱%) و کاندیدا آلبیکنس ۶۷ مورد(۴/۱۳%) در جامعه مورد مطالعه بوده است. در طی مطالعهای که انجام شد، در مورد ارتباط آلودگی به تریکوموناس واژینالیس، سن، میزان تحصیلات، تعداد زایمان، روش پیشگیری و وجود خارش، سوزش، مقاربت دردناک، ارتباط معنیداری به دست نیامد، در حالی که با PH واژن، وجود ترشحات آلوده و تعداد گلبول سفید در هر میدان میکروسکوپی ارتباطات معنیدار بود(۰۵/۰P<). در مورد ارتباط آلودگی به کاندیدا آلبیکنس، سن، میزان تحصیلات، تعداد زایمان ارتباطات معنیداری به دست نیامد. در صورتی که با روش پیشگیری، وجود ترشحات آلوده، خارش، سوزش، مقاربت دردناک، PH واژن، تعداد WBC در هر میدان میکروسکوپی ارتباطات معنیداری به دست آمد(۰۵/۰P<). نتیجهگیری: به کارگیری دو رنگ لفلر و کربول فوشین رقیق شده جهت تشخیص سریع کاندیدا آلبیکنس نتایج مطلوبی را به همراه داشت، در حالی که در رابطه با تشخیص تریکوموناس واژینالیس مناسب نبود.
دکتر مهربان فلاحتی، دکتر محمد شعبانی، مريم میرمحمدعلی رودکی، دکتر فرشته جهانبانی، کامران پوشنگ باقری،
جلد ۱۲، شماره ۴۹ - ( ۱۲-۱۳۸۴ )
چکیده
زمینه و هدف: نیتریک اکساید(Nitric Oxide=NO) مولکول کوچک چربی دوست است که در بدن به عنوان سیتوتوکسیک و یک میانجی عمل میکند. همچنین NO در دفاع سلولی نقش دارد، به گونهای که غلظت بالای NO سبب مهار رشد میکروارگانیسمها از جمله قارچها و مرگ آنها میشود. این مطالعه برای بررسی اثر ضد درماتوفیتی کمپلکسهای آزادکننده NO و تداخل اثر احتمالی آنها با تربینافین طرحریزی شده است. روش بررسی: این مطالعه از نوع تجربی بود. روش بکار رفته در این پژوهش تعیین کمترین غلظت بازدارندگی از رشد(Minimal Inhibitory Concentration=MIC) در محیط مایع با رقتهای میکرو و با بهرهگیری از توصیههای NCCLS(National committee for clinical laboratory standard) بود. یافتهها: یافتهها نشان میدهند که اثر ممانعت کنندگی و قارچکشی کمپلکس آزاد کننده NO بر روی گونههای درماتوفیتی، چشمگیر است ولی توان آن در مقایسه با تربینافین بسیار پایین میباشد. اثر قارچکشی هر دو آنها، وابسته به غلظت میباشد. گونههای حیوان دوست و خاک دوست نسبت به گونههای انسان دوست در برابر تربینافین و دیاتیلنتریآمیننیتریت(DETA/NO=Diethylen triamine nitrite) حساستر بودند. اثر تداخل DETA/NO و تربینافین در مورد گونههای میکروسپوروم کانیس، میکروسپوروم جیپسئوم و تریکوفیتون منتاگروفیتیس(غیر انساندوستها)، به دلیل ۴، Antagonist میباشد. در این پژوهش به موجب نیمه عمر بسیار کوتاه دیاتیلآمیننیتریت(Diethyl amine nitrate=DEA/NO)، اثری از آن قابل مشاهده نبود. نتیجهگیری: روی هم رفته با الهام از یافتههای این مطالعه و با تکیه بر محتوای نوشتههای موجود به نظر میرسد که مصرف موضعی کمپلکسهای آزاد کننده NO، میتواند یکی از راههای درمان عفونتهای درماتوفیتی باشد.
دکتر مهربان فلاحتی، دکتر محمد شعبانی، مریم میرمحمدعلی رودکی، دکتر فرشته جهانبانی، کامران پوشنگ باقری،
جلد ۱۳، شماره ۵۱ - ( ۳-۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه و هدف: نیتریک اکساید(NO=Nitric oxide)، مولکولی کوچک و لیپوفیل با نقشهای متعدد و گسترده در سیستمهای بیولوژیک بدن میباشد که فعالیت ضد توموری و ضد میکروبی از خود نشان میدهد. تحریک ماکروفاژها توسط میکروارگانیسمهای گوناگون منجر به تولید مقدار زیادی NO میشود که خاصیت سمی داشته و نهایتاً موجب مرگ میکروارگانیسم میشود. مکانیسمهای وابسته به NO نقش کلیدی در دفاع میزبان علیه عفونتهای قارچی ایفاء میکنند. در عفونتهای کاندیدایی نیز NO مهمترین راه کشتن کاندیدا آلبیکنس توسط پلیمورفونوکلئرها میباشد. هدف این بررسی، مطالعه اثر ضدقارچی و تداخلی کمپلکسهای آزاد کننده NO و داروهای ضدقارچی بر گونههای کاندیدا و کریپتوکوکوس نئوفورمنس میباشد. روش بررسی: این مطالعــه از نــوع تجربــی اســت که پتانسیــل ضــد قارچــی دو کمپلکــس آزاد کننده NO را روی چند گونــه کاندیــدا و کریپتوکوکــوس نئوفورمنــس به تنهایــی و در همراهــی بــا داروهــای کتوکونازول و آمفوتریسیــن B مــورد بررســی قرار میدهد. تعیین کمترین غلظــت بازدارندگــی رشد به روش Micro dilution broth و مطابق با استانداردهای NCCLS(National committie of clinical laboratory standards) انجام گرفته است و در آن کمترین غلظت بازدارندگی از رشد(MIC=Minimal inhibitory concentration) و کمترین غلظت کشندگی قارچ(MFC=Minimal fungucidal concentration) دو کمپلکس آزاد کننده NO [DPTA/NO(DipropylenaTriamine/Nitricoxide) و DEA/NO(Diethylamine nitric oxide)] به تنهایی و همراه با کتوکونازول و آمفوتریسین B برای کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا پاراپسیلوزیس، کاندیدا تروپیکالیس، کاندیدا گلابراتا و کریپتوکوکوس نئوفورمنس تعیین گردید. یافتهها: یافتهها نشان میدهد که کمپلکس DPTA/NO، دارای فعالیت ضد کاندیدایی و ضد کریپتوکوکی در تمام گونههای تحت بررسی میباشد. همچنین استفاده توأم از کمپلکس DPTA/NO در مورد گونههای کاندیدا گلابراتا(II) و کاندیدا تروپیکالیس، اثر سینرژیسم(۵/۰FIX<=Fractional inhibitory concentration index) و در مورد کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا پاراپسیلوزیس و کاندیدا گلابراتا(I)، اثر additive(۱
دکتر مهربان فلاحتی، سمیه شریفینیا، دکتر علیرضا فرومدی، دکتر فروزان بلوری، دکتر لامع اخلاقی، دکتر سید امیر یزدانپرست، حمید حقانی،
جلد ۱۶، شماره ۰ - ( آبان ۱۳۸۸ )
چکیده
زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدایی (VVC)، عفونت دستگاه تناسلی زنان است که در اثر رشد بیشاز حد کاندیداها به خصوص کاندیداآلبیکنس ایجاد میشود و گاهی ممکن است به صورت عودکننده باشد. تجویز طولانی مدت داروهای متداول سبب ایجاد مقاومت دارویی میشود. بنابراین آگاهی از الگوی مقاومت دارویی کاندیداهای جداشده از واژینیت در برابر داروهای متداول ضدکاندیدایی برای درمان صحیح موارد عودکننده ضرورت دارد.هدف ازاین پژوهش بررسی الگوی مقاومت دارویی در گونههای کاندیدایی جدا شده از بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدایی بود.
روش بررسی: این مطالعه یک روش آزمایشگاهی ـ توصیفی بود که بر روی ۱۵۰ بیمار مشکوک انجام شد. نمونهها مورد آزمایش مستقیم قرار گرفتند. کشت و آزمایشهای تکمیلی برای شناسایی گونههای مختلف کاندیدا از قبیل کشت روی کاندیدا کرومآگار، جرم تیوب، بررسی حساسیت به سیکلوهگزمید، تست دما و آزمایش جذب قندها (API ۲۰) قرار گرفتند و سپس بر روی آنها اثر داروهای متداول ازولی به روش میکرو دایلوشن براث آزمایش شد و نتایج بر اساس فراوانی بیان شد.
یافتهها: از۱۵۰ نمونه مورد آزمایش، روی هم ۸۰ مورد واژینیت کاندیدایی بودند که عامل آن به ترتیب فراوانی عبارتند از کاندیداآلبیکنس، گلابراتا، پاراپسیلوزیس، کروزئی و گیلرموندی. از نظر اثر داروها ایمیدازولها (کتوکونازول، کلوتریمازول، مایکونازول) از تریآزولها (فلوکونازول) مؤثرتر بودند.
نتیجهگیری: مقاومت گونههای کاندیدای جدا شده از بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدایی نسبت به داروهای ضد قارچی مختلف، متفاوت است
مینا شریفی سرخهریزی، مهربان فلاحتی، فریده زینی، لامع اخلاقی، فریبا حیدری کهن، محسن غلمان، سمیه شریفی نیا،
جلد ۱۸، شماره ۸۷ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه وهدف : ولوواژینیت کاندیدیایی ( Vulvovaginal candidiasis ) بیماری شایع زنان است که در اثر رشد غیر طبیعی کاندیداها در مخاط دستگاه تناسلی زنان ایجاد می شود. علایم و نشانه های بالینی ولوواژینیت کاندیدیایی اغلب غیر اختصاصی است؛ بنابراین تشخیص بیماری بر اساس آنها قطعی نیست. هدف ازاین پژوهش ارزیابی ارزش روشهای تشخیصی سرولوژیک ایمنوفلورسانس غیر مستقیم و الایز ا در مقایسه با آزمایش مستقیم و کشت در بیماران مبتلا به ولوواژینیت کاندیدیایی بود.
روش کار : این مطالعه یک روش توصیفی- مقایسه ای بود که بر روی ۸۷ بیمار مشکوک به ولوواژینیت کاندیدیایی و ۵۰ نفراز افراد سالم (گروه کنترل) انجام شد. نمونهها مورد آزمایش مستقیم،کشت وآزمایشهای تکمیلی برای شناسایی گونه های مختلف کاندیدا قرار گرفتند. سپس با استفاده از سرم بیماران تست های سرولوژیک شامل ایمنوفلورسانس غیر مستقیم و الایزا انجام گرفت. برای مقایسه متغیرهای کمی و کیفی به ترتیب از آزمون های t-student ، chi-square ودر صورت لزوم آزمون دقیق فیشر استفاده شد.
یافته ها : از ۸۷ نمونه مشکوک به ولوواژینیت کاندیدیایی در مجموع ۵۰ مورد ولوواژینیت کاندیدیایی تشخیص داده شد. عوامل مسبب به ترتیب فراوانی عبارت بودند از: کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا گلابراتا، کاندیدا کفایر ، کاندیدا اینکونسپیکوا و کاندیدا فاماتا. هم چنین کاندیداهای جدا شده از افراد کنترل به ترتیب فراوانی عبارت بودند از: کاندیدا آلبیکنس، کاندیدا گلابراتا و کاندیدا کفایر. در این بررسی، تمام گروه کنترل در تست ایمنوفلورسانس غیرمستقیم منفی و در گروه بیماران ۴۲ نفر (۸۴%)مثبت و ۸ نفر (۱۶%) منفی بودند. با روش الایزا، همه گروه کنترل منفی و در گروه بیماران ۴۰ نفر (۸۰%) در این تست مثبت و ۱۰ نفر (۲۰%) منفی شدند.
نتیجهگیری :به نظر میرسد
در مواردی که امکان انجام روش های مستقیم میکروسکوپی و کشت وجود نداشته باشد، روش های
ایمنوفلورسانس غیرمستقیم و الایزا می توانند به عنوان روش های جایگزین در تشخیص ولوواژینیت کاندیدیایی مطرح باشند.
دکتر مجید صادق پور شهاب، دکتر مهربان فلاحتی، مهتاب اشرفی خوزانی، دکتر امیرعلی شیریان،
جلد ۱۸، شماره ۸۹ - ( ۸-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : کاندیدیازیس شایع ترین عفونت قارچی در حفره دهان است . ۸۵% این عفونت بوسیله کاندیدا آلبیکنس یک روینده طبیعی دهان ایجاد می شود . چون یکی از مشکلات استفاده کنندگان از دنچر تغییر رنگ و آلودگی کاندیدا آلبیکنس است و با توجه به خلاء اطلاعاتی موجود در زمینه چسبندگی کاندیدا آلبیکنس به رزین های مختلف، این پژوهش برای مقایسه تاثیر دو نوع رزین اکریلی بر چسبندگی کاندیدا آلبیکنس طر ح شد .
روش کار : این یک مطالعه تجربی بود که در آن تعداد ۳۶ نمونه از رزین های آکریلی Bayer و Acropars را داخل لوله های حاوی سوسپانسیون ۱۰۶ x ۱ سلول ( CFU ) در واحد حجم از کاندیدا آلبیکنس قرار داده شدند . سپس لوله ها برای مدت زمان ۴۰ و ۱۲۰ دقیقه داخل انکو باتور ۳۷ درجه قرار داده شدند . بعد از انکو باسیون نمونه ها را در ml ۱ سرم فیزیولوژی استریل قرار داده و مقدار معینی از این سوسپانسیون بر روی پلیت حاوی ژلوزسابورو کشت شد . بعد از ۴۸ ساعت انکوباسیون در C ۰ ۳۷ تعداد کلنی های تشکیل شده شمارش شدند و با آزمون آماری Mann-u- Whitney مورد آزمون و تجزیه و تحلیل قرار گرفتند .
یافته ها : این دو رزین آکریلی دردو بازه زمانی ۴۰ و ۱۲۰ دقیقه از نظر چسبندگی کاندیدا آلبیکنس به آنها اختلاف معنی دار آماری نشان ندادند . رزین آکریلی بایر Bayer نیز در دو بازه زمانی از نظر چسبندگی اختلاف معنی داری نشان نداد ولی این تفاوت در مورد آکریل آکرو پارس معنی دار بود و با گذشت زمان چسبندگی بیشتر نشان داد (۰,۱ p< ).
نتیجه گیری : این دو رزین آکریلی از لحاظ عدم چسبندگی کاندیدا آلبیکنس برتری خاصی با یکدیگر ندارند ولی آکریل Bayer برای استفاده کنندگان از دنچر به ویژه افراد با بهداشت ضعیف و مستعد به عفونت های قارچی مناسب تر است . خشونت سطحی رزین های آکریلی و ترکیبات و خصوصیات این مواد و فاکتورهای سطحی مواد نقش اصلی در چسبندگی کاندیدا آلبیکنس را بازی می کنند .
صنم نامی نامی، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر فریده زینی، دکتر لامع اخلاقی، دکتر محمد صدری، دکتر فاطمه طباطبائی، زینب قاسمی، شیما نوذری،
جلد ۱۸، شماره ۸۹ - ( ۸-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : درماتوفیتوزیس یک بیماری قارچی جلدی شایع با انتشار جهانی است . اینترلوکین ۸ ( IL۸ ) آزاد شده از کراتینوسیت ها در حضور آنتی ژن های درماتوفیتی سبب القاء پاسخ حاد در عفونت درماتوفیتی می شود و متعاقبا تولید پروتئین های فاز حاد توسط سلول های کبدی رخ می دهد . CRP ( C-reactive protein ) و MBL ( Mannose-binding lectin ) از پروتئین های فاز حاد هستند . تحقیقات اندکی در مورد پروتئین های فاز حاد در عفونت های درماتوفیتی انجام گرفته است . این مطالعه برای تعیین سطح سرمی CRP و MBL در بیماران مبتلا به درماتوفیتوزیس برنامه ریزی شده است .
روش کار : این یک مطالعه مقطعی بود و به روش غیر احتمالی و در دسترس از ۹۶ فرد سالم و ۱۰۵ بیمار مبتلا به درماتوفیتوزیس نمونه گیری انجام شد . برای تشخیص روی نمونه ها آزمایش مستقیم و کشت و در صورت لزوم آزمایش های تکمیلی برای شناسایی گونه های مختلف درماتوفیت انجام شد و برای تعیین سطح سرمی CRP و MBL روی سرم افراد سالم و بیمار از تست الایزا استفاده شد . برای بررسی ارتباط بین متغیرها از آزمون های chi- square ، Fisher exact ، Mann- Whitney و تحلیل منحنی Roc استفاده شد و سطح معنی داری ۰۵/۰ < p در نظر گرفته شد .
یافته ها : میان ه سطح سرمی CRP در افراد سالم و بیمار به ترتیب µg/ml ۳۲/۳ ± ۳۱/۳ ، µg/ml ۹۶/۳۵ ± ۶۰/۱۶ (۰۰۱/۰> p ) بود و میان ه سطح سرمی MBL به ترتیب g/ml µ ۸۷/۱ ± ۵۳/۱ ، g/ml µ ۰۳/۲ ± ۹۷/۱ (۰۳۹/۰= p ) بود . سطح سرمی CRP (۰۰۱/۰> p ) و MBL (۰۴۲/۰= p ) یک شاخص معنی دار برای بیماری درماتوفیتوزیس تعیین شد . نقص MBL ( غلظت µg/ml ۱ >) در گروه سالم (۲/۵۶%) بیشتر از گروه بیمار (۰/۴۱%) بود .
نتیجه گیری : یافته های این مطالعه نشان دهنده افزایش غلظت سرمی CRP و MBL در بیماران مبتلا به درماتوفیتوزیس و نقش آن ها در این عفونت بود . احتمالا مشاهده فراوانی بالای نقص MBL در افراد سالم نسبت به بیمار نشان می دهد که نقص MBL یک فاکتور مستعد کننده در ابتلا به این بیماری نیست .
زینب قاسمی، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر محمد صدری، شیرین فره یار، صنم نامی، شیما نوذری، فرزانه احمدی، دکتر غلامحسین غفارپور ،
جلد ۱۸، شماره ۹۲ - ( ۱۱-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه وهدف: ساپروفیت ها یکی از عوامل ایجاد کنندۀ دیستروفی ناخن می باشند. ساپروفیت ها ممکن است به ناخن های سالم تهاجم پیدا کنند و باعث دیستروفی شوند و یا بر روی ناخن هایی که قبلاً به علت بیماری های مختلف دیستروفی پیدا کرده اند، قرار گیرند و با فراهم شدن شرایط مناسب رشد کنند. شیوع عوامل ساپروفیتی ناخن بین ۶/۱۷- ۴۳/۱ درصد گزارش شده است. ساپروفیت ها بیشتر بهناخن های بزرگ پا و بهافراد مسن (بالای ۶۰ سال) حمله میکنند. بیشترین ساپروفیت هایی که باعث عفونت ناخن می شوند، گونههای آسپرژیلوس، آکرومونیوم، اسکوپولاریوپسیس، پنی سیلیوم و فوزاریوم هستند. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی عوامل ساپروفیتی در ناخن های دیستروفیک افراد مراجعه کننده به بیمارستان رازی بود.
روشکار: در یک مطالعۀ توصیفی _ مقطعی، نمونه های ناخن دیستروفی شدۀ افراد مراجعه کننده، مورد آزمایش مستقیم و کشت قرار گرفتند. برای آزمایش مستقیم نمونهها با هیدروکسید پتاسیم ۲۰ درصد (KOH ۲۰%) مورد ارزیابی قرار گرفتند و برای آزمایش کشت، از دو محیط سابورودکستروز آگار (ساخت کارخانه (QUELAB استفاده شد. همچنین برای تشخیص افتراقی آسپرژیلوس ها، محیط چاپک داکس آگار (CZA) به کار برده شد.
برای ارتباط بین متغیرها از آزمون های Chi-Square و Fisher exact استفاده شد.
یافتهها: در این مطالعه از ۶۵۵ بیمار مراجعه کننده ) ۴۰۴ نفر زن و۲۵۱ نفر مرد)، با توجه به آزمایش مستقیم و کشت، ۳۴ بیمار مبتلا به عفونت های ساپروفیتی ناخن بودند. از این تعداد ۱۷ نفر زن و ۱۷ نفر مرد بودند. شایع ترین عامل ساپروفیتی جدا شده، آسپرژیلوس فلاووس با ۳/۳۵% بود. ۸/۵۸ درصد از عوامل ساپروفیتی از ناخن های پا جدا شدند. شایع ترین فرم تهاجمی ناخن، فرم تهاجمی ناحیه دیستال (Distal subungual onychomysis) با ۷/۶۴ درصد بود. بیشترین میزان شیوع عوامل ساپروفیتی ناخن در محدودۀ سنی ۵۹-۵۰ سال بود (۴/۲۹ درصد). ۱۸ نفر از بیماران، مبتلا به بیماری های زمینه ای بودند (۹/۵۲درصد) . در این بررسی میزان شیوع عفونت های ساپروفیتی ناخن (۲/۱۷%) بود.
نتیجه گیری: مطالعه تشخیصی و اپیدمیولوژیکی قارچ های ساپروفیتی برای پیشگیری و درمان عفونت های ناخن اهمیت زیادی دارد. چه بسا تشخیص دقیق یک قارچ، این امکان را به پزشک می دهد تا یک درمان انتخابی و موثرتری برای بیمار برگزیند.
شیما نوذری، دکتر فریبا حیدری کهن، مهتاب اشرفی خوزانی، فرزانه احمدی، زینب قاسمی، صنم نامی، دکتر مهربان فلاحتی،
جلد ۱۸، شماره ۹۳ - ( ۱۲-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف: ولوواژینیت کاندیدیایی ( VVC= Vulvovaginitis Candidal )، عفونت دستگاه تناسلی زنان است که بر اثر رشد بیش از حد گونههای کاندیدا به ویژه کاندیدا آلبیکنس ( Candida albicans ) ایجاد می شود و گاهی به صورت مزمن و عودکننده در می آید . فلوکونازول یکی از داروهای متداول است که در درمان این بیماری به کار می رود. البته مقاومت نسبت به این دارو نیز دیده شده است. بنابراین ما برآن شدیم تا در جهت بهبود درمان، اثر توام فلوکونازول با ذرات نانونقره را بر روی گونه های کاندیدای جداشده از ولوواژینیت مزمن و عودکننده کاندیدیایی بررسی کنیم.
روش کار: این مطالعه یک روش آزمایشگاهی تجربی است که بر روی ۳۰ نمونه از بیماران کاندیدیایی مزمن انجام شده است. نمونه ها مورد آزمایش مستقیم، کشت و آزمایش های تکمیلی برای شناسایی گونه های مختلف کاندیدا از قبیل کشت روی کاندیدا کروم آگار ( Chrome agar )، جرم تیوب (Germ tube) ، تست دما و آزمایش جذب قندها ( API ۲۰ AUX Sugar Assimilation ) قرار گرفتند و سپس فلوکونازول و نانوسیلور هر یک به تنهایی و همراه با یکدیگر بر روی هر کدام از گونه ها به روش میکرودایلوشن براث ( Broth (Dillution آزمایش و یافته ها بر اساس رگرسیون لجستیک و آزمون من-ویتنی بیان شد.
یافته ها: در بررسی ما ۳۰ نمونه ولوواژینیت مزمن کاندیدیایی شناخته شد که عامل آن ها به ترتیب فراوانی عبارت از کاندیدا آلبیکنس، گلابرات ( (Glabrata ، کروزی Krusei) )، تروپیکالیس( (Tropicalis ، پاراپسیلوزیس( Parapsilosis ) و فاماتا ( Famata ) بودند. هم چنین یافته ها نشان داد که فلوکونازول در دامنه گستردهای از غلظت، بین ۴-۱۲۸میکروگرم درمیلی لیتر، قادر به مهار رشدگونههای کاندیدا می باشد. هم چنین فعالیت ضد قارچی آن، همراه با نانوسیلور در مقایسه با کاربرد تنهایی آن افزایش داشت.
نتیجهگیری: بهرهگیری از آزمایشگاه برای تشخیص صحیح عفونت و نیز تعیین حساسیت در آزمایشگاه و تجویز نانوسیلور همراه با فلوکونازول در فرمولاسیونهای داروهای موضعی برای درمان کاندیدیازیس مزمن واژینال و جلوگیری از موارد عود کننده می تواند مفید باشد.
زینب قاسمی، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر شیرین فره یار، صنم نامی، شیما نوذری، فرزانه احمدی، دکتر غلامحسین غفارپور،
جلد ۱۹، شماره ۹۶ - ( ۳-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف : مخمرها یکی از شایعترین عوامل ایجادکنندۀ اونیکومایکوزیس میباشند. در کشورهایی مثل ایران، عربستان، ایتالیا و اسپانیا مخمرها بیشترین فراوانی گزارش شده را دارند. عوامل مهار کنندۀ سیستم ایمنی مثل شیمی درمانی، پرتودرمانی، استفاده از آنتی بیوتیکهای وسیعالطیف، درمان با کورتیکواستروئیدها، ایدز و دیابت شیرین زمینهساز عفونتهای ناشی از این قارچها میشوند. عوامل مخمری ایجادکنندۀ اونیکومایکوزیس در ناخنهای دست شیوع بیشتری دارد و فراوانی آن در زنان ۳-۲ برابر مردان است. در بعضی از مشاغل مانند پرستاران، مستخدمین، آشپزها، ظرفشوران، قنادان و خانمهای خانه دار بیشتر مشاهده میشود. در بین مخمرها، کاندیدا آلبیکنس شایعترین عامل ایجادکنندۀ اونیکومایکوزیس میباشد. هدف از این مطالعه بررسی فراوانی اونیکومایکوزیس ناشی از قارچهای مخمری در بیماران مراجعهکننده به آزمایشگاه قارچ شناسی بیمارستان رازی بود.
روش کار : در یک بررسی توصیفی - مقطعی، ۷۰۰ نمونه ناخن دیسترفی شده مورد آزمایش مستقیم و کشت قرار گرفت. در آزمایش مستقیم نمونهها با هیدروکسید پتاسیم ۲۰ درصد بررسی شدند و برای کشت، نمونهها روی محیط سابورودکستروز آگار ( S )، کشت داده شدند. برای آزمایشهای تکمیلی از محیط کروم آگار کاندیدا، محیط کورن میل آگار، تست جرم تیوب و تست API استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل دادهها از آزمونهای Chi- Square test و Fisher exact test استفاده شد.
یافتهها : از۷۰۰ نمونه ناخن دیستروفیک، با توجه به آزمایش مستقیم و کشت،۱۱۰( ۷۱/۱۵ درصد) مورد مخمر جدا شد که ۳۱ مورد مربوط به مردها و ۷۹ مورد مربوط به زنها بود. محدودۀ سنی بیماران ۵۰ تا ۵۹ سال بود (۳/۲۷ درصد). ازاین تعداد ،۸۰ مورد مربوط به ناخنهای دست و ۱۶ مورد مربوط به ناخنهای پا بود و ۱۴ مورد مشترکاً مربوط به ناخن های دست و پا بود. شایعترین عامل کاندیدایی جدا شده، کاندیدا آلبیکنس (۷/۴۲ درصد ( بود. سایر عوامل اتیولوژیک به ترتیب فراوانی: کاندیدا پاراپسیلوزیس ) ۹/۲۰ درصد ( ، کاندیدا تروپیکالیس ) ۵/۱۴ درصد، کاندیدا کروزه ای ) ۷/۱۲ درصد ( ، کاندیدا گلابراتا ) ۶/۳ درصد ( ، کاندیدا گیلرموندی ) ۷/۲درصد ( و کاندیدا لوسیتانی، کاندیدا فاماتا ورودوترولا ) ۹/۰ درصد ( بودند. شایعترین فرم تهاجمی ناخن، فرم Distal subungual onychomycosis (۵۰%) بود. ۵۲ نفر از افراد مبتلا به اونیکومایکوزیس مخمری، مبتلا به بیماریهای زمینهای بودند که دیابت ) ۱/۴۸ درصد ( بیشترین بیماری زمینهای گزارش شده بود.
نتیجه گیری: تشخیص اونیکومایکوزیس مخمری بسیار مهم است چرا که وضعیت ایمنی شخص را نشان میدهد. شناسایی گونههای مخمری بیماری زا، از نقطه نظر همهگیر شناسی و نیز از لحاظ انتخاب درمان مناسب و مؤثر، اهمیت دارد.
انسیه لطفعلی، دکتر مهربان فلاحتی، دکتر علیرضا فرومدی، دکتر سعید امامی،
جلد ۱۹، شماره ۹۷ - ( ۴-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: افزایش شیوع عفونتهای قارچی مهاجم طی دو دهه گذشته از طرفی و تعداد محدود دارو های ضد قارچی موثر برای درمان آنها از طرف دیگر، نیاز به کشف داروهای جدید را تشدید میکند. امروزه داروهای موجود سبب افزایش مقاومت شدهاند. هدف این بررسی اثر داروهای ضد قارچی جدید از مشتقات ایمیدازول با روش رنگ سنجی در مقایسه با روش میکرو دایلوشن ( Micro Dillution ) میباشد.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه تجربی بود که در آن به بررسی اثرات ضد قارچی مشتقات جدید ایمیدازول در مقابل داروهای متداول ضد قارچی مایکونازول، کلوتریمازول و فلوکونازول بر روی سوشهای استاندارد کاندیدا آلبیکنس ( Candida Albicans )، ساکارومایسس سرویسیه Saccharomyces cervisiae) )، آسپرژیلوس نایجر ( Aspergillus niger ( و میکروسپوروم جیپسیوم (Microsporum gypseum) با روش رنگ سنجی پرداختیم و نتایج آن را با روش میکرودایلوشن براث Broth Micro Dillution) ) مقایسه کردیم.
یافتهها: ترکیبات ۲- هیدروکسی فناسیل آزول و ۲- هیدروکسی فناسیل آزولیوم تعیین کننده یک کلاس جدید از عوامل آزولی ( Azole ) ضد قارچی با یک طیف فعالیتی قابل قبول می باشند و روش رنگ سنجی یک روش میکروتیتر ساده ) (Simple microtiter method برای تعیین حساسیت سوشهای قارچی (سوش استاندارد کاندیدا آلبی کانس (PTCC ۵۰۲۷) - ساکارو مایسس سرویسیه (PTCC ۵۱۷۷) - آسپوژیلوس نایجر (PTCC ۵۰۱۲) - میکروسپوروم جیپسئوم (PTCC ۵۰۷۰) در مقابل عوامل ضد قارچی می باشد.
نتیجهگیری: طبق نتایج بدست آمده، بیشتر مشتقات در عملکرد ضد قارچی بر روی قارچهای تست شده، اثرقابل توجهی نشان دادند که MIC ( minimum inhibitory concentration ) آنها در دامنه۲۵/۰-۳۲میکروگرم بر میلی لیتر در مقایسه با داروی استاندارد فلوکونازول بود.
دکتر مهربان فلاحتی، روح الله فاتح، سمیه شریفی نیا، علی کنعانی، دکتر احمد رضا معمار، دکتر فتانه هاشم دباغیان،
جلد ۱۹، شماره ۱۰۰ - ( ۷-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: موسیرها بخش مهمی از رژیم غذائی بسیاری از جمعیت های بشری را تشکیل می دهند و در زمینه های مختلف درمانی از خود اثرات داروئی نشان داده اند. تخمین زده می شود که ۷۵% تمام زنان حداقل یک بار در طول زندگی به عفونت واژینیت ( Vaginitis ) مبتلا می شوند و کاندیدا آلبیکنس ( Candida Albicans ) حدود ۸۰ تا ۹۵% موارد واژینیت کاندیدائی ( Vulvovaginitis Candidal ) را در کل دنیا تشکیل می دهد. هدف از این مطالعه، تعیین اثرات ضد کاندیدائی گیاه موسیر بر ضد عوامل کاندیدائی جدا شده از بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدائی مزمن می باشد.
روش کار: این مطالعه، یک مطالعه تجربی است. با استفاده از روش میکرودایلوشن Dillution) Micro )، اثرات ضد قارچی عصاره های آبی و الکلی موسیر در شرایط آزمایشگاهی ( In vitro ) بر ضد ۳۳ گونه کاندیدائی جدا شده از بیماران مبتلا به کاندیدیازیس مزمن که به بیمارستان های میرزا کوچک خان و لولاگر شهر تهران مراجعه کرده بودند، مورد آزمایش قرار گرفت.
یافته ها: نتایج به دست آمده، فعالیت ضد قارچی گیاه موسیر بومی ایران با نام علمی Allium hirtifolium ، بر ضد تمامی گونه های کاندیدای مورد آزمایش را نشان داد و مشخص شد که تأثیر عصاره الکلی بسیار بیشتر از عصاره آبی این گیاه می باشد.
نتیجهگیری: نتایج نشان دادند که عصاره تام موسیر فعالیت ضد کاندیدائی داشته و این امیدواری وجود دارد که از آن بتوان در آینده در درمان کاندیدیازیس استفاده نمود.
شیما نوزری، دکتر فریبا حیدری کهن، فرزانه احمدی، مهرداد اسدی، فریبا فلاحی، زینب قاسمی، دکتر مهربان فلاحتی،
جلد ۱۹، شماره ۱۰۴ - ( ۱۱-۱۳۹۱ )
چکیده
زمینه و هدف: نیستاتین یک پلیان با اثر ضد قارچی است که به شکلهای گوناگون
در درمان کاندیدیازیس جلدی و مخاطی به کار میرود. افزایش استفاده از آن در سال های اخیر به افزایش
چشمگیر مقاومت ها منجر شده است. امروزه برای افزایش اثر ضد قارچی و کاهش مقاومت
و اثرات جانبی دارو، ضمن درمان عفونت های قارچی، سعی بر این است که داروها در همبست
با یکدیگر به کار روند. لذا در این راستا برآن شدیم تا اثرضد قارچی نیستاتین را در
همبست با نانوسیلور بررسی کنیم.
روش کار: این یک مطالعه تجربی بود که بر روی ۳۰ نمونه از کاندیداهای جداشده از
بیماران مبتلا به واژینیت کاندیدیایی مزمن انجام شده بود. در این مطالعه، نیستاتین
و نانوسیلور هر یک به تنهایی و در همبست با یکدیگر بر روی هر یک از گونه های جداشده
به روش میکرودایلوشن براث (Microdilution
broth)
آزمایش و تجزیه و تحلیل یافتهها بر اساس رگرسیون
لجستیک (Logestic regression) و آزمون من-ویتنی (Man-Vitni) انجام و بیان شد.
یافتهها: یافتهها نشان داد که نیستاتین
به تنهایی در محدوده گستردهای از غلظت، بین
۱۶-۱۲۸ میکروگرم در میلی لیتر، قادر به مهار رشد گونه های کاندیدا است ولی فعالیت ضد
قارچی آن، در همبست با نانوسیلور در مقایسه با کاربرد تنهایی آن، به طور چشمگیری افزایش داشت.
نتیجهگیری: وارد شدن نانوسیلور در فرمولاسیون های دارویی با نیستاتین
برای درمان کاندیدیازیس واژینال مزمن می تواند مفید باشد.
مژگان ابراهیمی، مهربان فلاحتی، مریم رودباری، سمیه قنبری، کبری مختاریان، مجید خوش میرصفا، رضا فلک، علیرضا سالک مقدم،
جلد ۲۳، شماره ۱۵۱ - ( ۱۰-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: آسپرژیلوسها نقش قابل توجهی در بروز آلرژیهای تنفسی دارند. هدف این مطالعه بررسی الگوی پاسخ ایمونولوژیک هومورال IgE گونههای آسپرژیلوس فومیگاتوس، آسپرژیلوس فلاووس و آسپرژیلوس نایجر با سرم بیماران دچار ازدیاد حساسیت تیپ یک به آسپرژیلوسها بود.
روش بررسی: عصاره تهیه شده از قارچهای مورد نظر دیالیز و غلظت پروتئینی عصارهها با روش برادفورد اندازهگیری شد و الگوی الکتروفورزی پروتئینها با SDS-Page بررسی گردید. بیماران حساس و کنترلها بر اساس علائم بالینی و تست پریک انتخاب شدند و با استفاده از سرم بیماران و روشهای الایزا و وسترن بلات واکنش متقاطع IgE بین آلرژنهای سوشهای مورد نظر بررسی گردید.
یافتهها: در الکتروفورز عصاره گونهها، باندهای پروتئینی در محدوده ۱۱ الی ۱۰۰ کیلودالتون مشاهده شد که باندهای پروتئینی واضحتر در محدوده ۴۶ تا ۱۰۰ کیلودالتون قرار داشتند. در آزمون الایزا اختلاف چشمگیری در واکنش سرم بیماران آلرژیک و گروه کنترل در مورد هر سه قارچ مشاهده شد. اما نتایج الایزای بیماران در سه گونه مطرح شده با هم اختلاف فاحشی نشان نمیداد. در وسترن بلات نیز باندهای شاخصی در وزنهای مختلف مشاهده شد.
نتیجهگیری: پروتئینهای آلرژیزا در گونههای بررسی شده تاحدودی متفاوت هستند بنابراین تفاوت واکنش ایمنی بیماران میتواند مربوط به تفاوت زمینه ژنتیکی افراد مورد مطالعه، تفاوت سطح مواجه بیماران با قارچهای محیطی و یا تفاوت قدرت آلرژیزایی عصارههای مورد مطالعه و تکنیکهای بکار رفته باشد.
آیشین باقری، زینب خزائی کوهپر، مجتبی فلاحتی،
جلد ۲۴، شماره ۱۶۳ - ( دی ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف: سکته مغزی ایسکمیک یک علت شایع ناتوانی بالغین و مرگ در کل جهان است که منجر به آسیب شبکهها و عروق عصبی و توقف عملکردهای مغزی میگردد. در این مطالعه اثر نانوذرات اکسید آهن و میدان مغناطیسی در عصبزایی بعد از ایسکمی ریپرفیوژن (IR) در مدل رت بررسی شد.
روش کار: در این مطالعه تجربی، ۵۰ سر موش نر نژاد ویستار (۲۲۰-۲۵۰ گرم) به طور تصادفی به ۵ گروه ده تایی شامل کنترل، شم (ایسکمی ریپرفیوژن)، IR + تیمار با نانوذرات اکسیدآهن (۱۰ میلی گرم بر کیلوگرم)، IR + میدان مغناطیسی (۱ تسلا، ۲۰ دقیقه روزانه به مدت ۴ روز) و IR + استفاده از نانو ذره اکسید آهن و میدان مغناطیسی به طور هم زمان تقسیم شد. تزریقها به روش IP انجام شد. عصب زایی در هیپوکامپ ۵ گروه بعد از ۴ روز به روش رنگ آمیزی H&E ارزیابی شد. بیان ژن Nestin در ۵ گروه به صورت کمی به روش Real-time PCR بررسی شد.
یافتهها: در این مطالعه آشکار شد که نانوذرات اکسید آهن و همینطور میدان مغناطیسی نرخ عصبزایی را بعد از ایسکمی ریپرفیوژن در طول ۴ روز افزایش میدهند (۰۵/۰>p). بیان ژن Nestin در گروه تحت تیمار با نانوذرات اکسید آهن و در گروه در معرض میدان مغناطیسی به طور معنیداری (۰۵/۰>p) در مقایسه با مدل ایسکمی ریپرفیوژن افزایش داشت. هرچند درمان ترکیبی آنها تفاوت معنیداری در مقایسه با گروه شم در طول ۴ روز نشان نداد.
نتیجهگیری: نتایج مطالعه پیشنهاد میکند که نانوذرات اکسید آهن و میدان مغناطیسی بصورت جداگانه بتوانند دو روش مؤثر در درمان ایسکمی باشند.