جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای کدخدایی

دکتر حمیدرضا کدخدایی،
جلد ۱۵، شماره ۰ - ( پاییز و زمستان ۱۳۸۷ )
چکیده

    زمینه و هدف: درن لوله سینه‌ای به عنوان یک سیستم بسته و به منظور تخلیه حفره جنب در بیماران ترومایی و یا پس از اعمال جراحی قفسه سینه مورد استفاده  قرار می‌گیرد. آنچه که در حال حاضر به‌عنوان محفظه تخلیه(Chest bottle) کاربرد دارد، عموماً از جنس مواد مصنوعی سخت ساخته شده و امکان شکسته شدن آن نیز وجود دارد. همچنین برای عملکرد مناسب محفظه لازم است همواره مقداری مایع استریل (نرمال سالین) درون آن ریخته شود، که این موضوع علاوه بر آنکه موجب فشار قابل توجه به جدارسینه بیمار ودردناک شدن آن می‌گردد، از امکان تحرک و جابجایی بیمار نیز به نحو قابل ملاحظه‌ای می‌کاهد. هدف از انجام این پژوهش، استفاده از وسیله‌ای جدید موسوم به کیسه تخلیه (Drainage bag) است، تا ضمن تخلیه مایع و هوا از حفره جنب، سایر اشکالات موجود در محفظه تخلیه (Chest bottle) معمولی را نیز نداشته باشد.

روش بررسی: مطالعه حاضراز نوع مداخله‌ای با کارآزمایی بالینی بوده که در آن تعداد ۵۰ بیمار از بین بیماران بستری در بخش‌های مجتمع آموزشی پژوهشی رسول اکرم(ص) که نیاز به لوله سینه‌ای داشته، انتخاب و، پس از توضیح کافی و اخذ رضایت برای شرکت در طرح، به صورت تصادفی در دو گروه ۲۵ نفری قرار داده شدند. برای یک گروه از محفظه تخلیه (Chest bottle) معمولی و در گروه دوم از کیسه تخلیه (Drainage bag) استفاده شد. هر دو گروه مورد مطالعه از نظر شدت درد جدار قفسه سینه (با روش VAS)، رضایتمندی از وسیله و مدت زمان بستری مقایسه شده‌اند. در نهایت کلیه اطلاعات به دست آمده با استفاده از نرم‌افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفته است. برای متغیــرهای کمی از آزمــون آمـــاریIndependent Samples Test  و برای تجزیه و تحلیل متغیرهای کیفی از آزمون Chi square استفاده شده است.

یافته‌ها: نتایج به دست آمده نشان داد که میانگین شدت درد در بیماران با کیسه تخلیه (Drainage bag) ۲/۴ واحد در مقابل ۵/۵ واحد در گروه با محفظه تخلیه (Chest bottle) بوده است. همچنین از نظر رضایتمندی بیماران که شامل امکان جابجایی بیمار و نیز سهولت در تعویض وسیله بوده، در گروه با کیسه تخلیه (Drainage bag) معادل ۸۱%  در مقابل ۴۳% در گروه با محفظه تخلیه (Chest bottle) بوده است. از نظر مدت زمان بستری نیز که از دیگر شاخص‌های مورد نظر طرح می‌باشد، برای بیماران با کیسه تخلیه به طور میانگین ۳/۵ روز و برای گروه با محفظه تخلیه ۷/۸ روز بوده است.

نتیجه‌گیری: با انجام این مطالعه به نظر می‌رسد که استفاده از کیسه تخلیه (Drainage bag) به جای محفظه تخلیه (Chest bottleبرای کلیه بیمارانی که لوله سینه‌ای داشته به شرط آنکه نیاز به ایجاد فشار منفی بیشتر (ساکشن) در فضای پلور نداشته باشند، می‌تواند با درد کمتر و احساس رضایتمندی بیشتر بیماران، موجب تسریع در مراحل بهبودی و کاهش مدت زمان بستری آن‌ها گردد.


دکتر حمیدرضا کدخدایی، دکتر علیرضا صادقی پور، دکتر علیرضا نگهی،
جلد ۱۷، شماره ۷۸ - ( ۹-۱۳۸۹ )
چکیده

  مقدمه : هرچند وجود تومور بدخیم در مری و یا تیموس به طور جداگانه موضوع شناخته شده و نسبتاً شایعی می باشد، ولی همزمانی این دو در یک بیمار ازجمله موارد بسیار نادر محسوب می گردد. در این مقاله یک مرد ۸۱ ساله با دو تومور همزمان در مدیاستن (تیموما) و مری توراسیک (اسکواموس سل کاسینوما)‌ معرفی می گردد.

  معرفی بیمار: بیمار مرد ۸۱ ساله ای است که با شکایت سکسکه و دیسفاژی پیشرونده برای جامدات مراجعه و با تشخیص سرطان مری توراسیک بستری می گردد. بررسی قبل از عمل نشان دهنده تومور نسبتاً حجیم در مدیاستن قدامی می باشد. سابقه بیمار به حدود چهار سال قبل برمی گردد زمانی که در مرکز چشم پزشکی بستری و رادیوگرافی قفسه سینه از وی به عمل می آید. بر مبنای شکایت اصلی، بیمار (دیسفاژی) به اتاق عمل منتقل و ازطریق توراکوتومی چپ هر دو تومور در یک مرحله برداشته می شود .

  نتیجه‌گیری: هرچند وجود تومور بدخیم در مری و یا تیموس به طور جداگانه موضوع شناخته شده و نسبتاً شایعی می باشد، ولی همزمانی این دو در یک بیمار ازجمله موارد بسیار نادر محسوب می گردد. در مرور متون قابل دسترس، مورد مشابهی مشاهده نگردید.


مهشید کدخدایی خلفی، دکتر ولی اله دبیدی روشن، دکتر محمد رضا بیرانوند،
جلد ۱۸، شماره ۸۴ - ( ۳-۱۳۹۰ )
چکیده

  زمینه و هدف : اگرچه مجموعه ای از ریسک فاکتورهای قلبی-عروقی شناسایی شده است، اما اخیرًا نارسایی تائورین به عنوان یک ریسک فاکتور قلبی-عروقی معرفی شده و مطالعات اندکی در خصوص اثر مکمل تغذیه ای تائورین در بیماران با نارسایی قلب انجام شده است. هدف از مطالعه حاضر بررسی پاسخ تغییرات شاخص های فیزیولوژیک و عملکردی قلبی-عروقی متعاقب دو هفته مکمل گیری تائورین و پروتکل بروس در افراد مبتلا به نارسایی قلب بود.

  روش کار: در یک طرح نیمه تجربی( IRCT: ۱۳۸۹۰۳۰۹۴۰۵۸ ) ، ۱۶ بیمار ۵۰ تا ۶۵ ساله با نارسایی قلبی که در کلاس II و III دسته بندی شده بودند، به صورت تصادفی به گروه های تائورین و دارونما تقسیم شدند. گروه تائورین به مدت ۲ هفته ، روزانه ۵/۱گرم طی ۳ وهله به صورت کپسول های ۵۰۰ میلی گرمی دریافت کردند؛ در حالی که گروه دارونما در همان زمان از کپسول های مشابه حاوی نشاسته استفاده کرده اند. فشارهای خونی سیستولیک و دیاستولیک، تواتر قلبی، حداکثر زمان فعالیت روی تردمیل با استفاده از پروتکل بروس، اکسیژن مصرفی اوج، و همچنین مقادیر پلاسمایی تائورین، تروپونین I و کراتین کیناز قلبی با استفاده از روش های استاندارد در قبل و پس از مکمل گیری تائورین اندازه گیری شد . داده ها با استفاده از آزمون های t مستقل و وابسته در سطح ۰۵/۰ p≤ تحلیل شد.

  یافته ها: نتایج نشان داد مکمل گیری تائورین باعث کاهش فشارهای خونی سیستولیک و دیاستولیک، تواتر قلبی، و همچنین سطوح پلاسمایی تروپونین I و کراتین کیناز قلبی شد که در مقایسه با گروه دارونما معنی دار بوده است. به علاوه، در مقایسه با گروه دارونما، مکمل گیری تائورین منجر به افزایش حداکثر زمان فعالیت روی نوارگردان و اکسیژن مصرفی اوج شد.

  نتیجه گیری : این اطلاعات حاکی از ویژگی ضد پرفشار خونی و ضداکسایشی تائورین در بیماران با نارسایی قلب است. بنابراین، مطالعه حاضر از این دیدگاه حمایت می کند که استفاده از مکمل گیری تائورین را می توان به عنوان یک راهکار تغذیه ای پیشگیرانه به افرادی توصیه نمود که از حوادث قلبی رنج می برند.


دکتر حمید رضا کدخدایی، دکتر مهتاب وثیق،
جلد ۱۹، شماره ۱۰۵ - ( ۱۲-۱۳۹۱ )
چکیده

 

زمینه و هدف: آمپیم همچنان بهعنوان موضوع قابل بررسی در حیطه جراحی مطرح است. در مراحل اولیه آمپیم اساس درمان آنتی‌بیوتیک‌ تراپی و درناژ فضای پلور می‌باشد ولی در آمپیم ارگانیزه که Pleural Peel تشکیل شده نیاز به تخلیه چرک لکوله و دکورتیکاسیون جهت کمک به اتساع ریه وجود دارد. هر چند ارزش (Video Assisted Thoracoscopic Surgery (VATS در درمان آمپیم شناخته شده است ولی ارزش درمانی آن در آمپیم ارگانیزه کماکان مورد بحث است. در این مطالعه دو روش درمانی VATS و توراکوتومی در درمان آمپیم ارگانیزه بررسی و مقایسه شده است.

 

روش کار: ۵۰ بیمار که طی ۷ سال در این مرکز با تشخیص آمپیم ارگانیزه مقاوم به درمان‌ تحت عمل دکورتیکاسیون قرار گرفته بودند، بررسی و مقایسه شدند. مطالعه به صورت توصیفی گذشتهنگر از طریق بازخوانی پروندهها از سال ۱۳۸۳ تا ۱۳۹۰ در بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) انجام و اطلاعات با استفاده از نرم افزار SPSSآنالیز شده است.

 

یافتهها: ۲۱ مورد از طریق VATS و ۲۹ مورد از طریق توراکوتومی درمان شدند. متوسط سن بیماران ۶/۳۷ سال و ۸۶% از بیماران مرد بودند. میزان مورتالیتی در کل ۵/۶% بود که بین دو گروه تفاوتی وجود نداشت. مدت زمان جراحی در گروه توراکوتومی از گروه VATS کوتاه‌تر بود. مدت زمان نیاز به آنتی‌بیوتیک قبل و بعد از جراحی و نیز مدت زمان نیاز به درناژ فضای پلورال در گروه VATS کوتاه‌تر بود. میزان تبدیل VATS به توراکوتومی ۳۳% بود. میزان موفقیت نیز بین دو گروه با یکدیگر تفاوتی نداشت.

 

نتیجهگیری: با توجه به نتایج حاصل از مطالعه مذکور ارزش درمانی VATS و توراکوتومی در درمان آمپیم ارگانیزه مرحله III که Pleural Peel تشکیل شده یکسان بوده است. ولی با توجه به مزایای شناخته شده VATS، به مطالعات مداخله‌ای با حجم بزرگتر جهت مقایسه این دو روش در درمان آمپیم مزمن نیاز است.

 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC-SA 4.0| Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb