جستجو در مقالات منتشر شده


۹۲ نتیجه برای مقدم

سید علی میرجلیلی، آلهام مقدم نیا، ندا نایاب پور، شهاب میرزایی،
جلد ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: همه‌گیری کووید ۱۹ تأثیر قابل توجهی بر زندگی مردم در سراسر جهان داشته است و می‌تواند معضلی ادامه دار برای سلامت روان باشد. این مطالعه با هدف بررسی نقش میانجی مکانیزم های دفاعی در رابطه بین صفات شخصیت و تجربه رویدادهای آسیب زا در دوران همه گیر کووید ۱۹ انجام شد.
مواد و روش ها: این پژوهش توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری این مطالعه شامل کارکنان هسته های فناور تهران که جهت ارزیابی و سنجش سلامت عمومی به بیمارستان های روان پزشکی تهران مراجعه کرده بودند تشکیل دادند (۲۵۰ نفر) که بر اساس فرمول هایجان-تیلاکی ۱۵۰ نفر به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. و پرسشنامه صفات شخصیت  (۲۰۰۳) پرسشنامه مکانیزم های دفاعی (٤٠ -DSQ) (۱۹۸۷) و پرسشنامه تاثیر رویداد تجدید نظر شـده (۱۹۹۷) را تکمیل کردند. جهت تجزیه و تحلیل داده ها همبستگی پیرسون و روش رگرسیون با استفاده از برنامه Macro Process استفاده شد.
نتایج: برونگرایی، تجربه گرایی، توافق گرایی و وظیفه شناسی اثر مثبت معناداری و روان رنجورخویی رابطه منفی با تجربه رویدادهای آسیب زا داشت. نقش میانجی گر یا غیرمستقیم سبک های دفاع رشد نایافته و رشد یافته تأیید شد. در نهایت، برون گرایی توافق پذیری، وظیفه شناسی، روان رنجوری و تجربه گرایی پنج مسیر محافظتی را در رابطه با تجربه رویدادهای آسیب زا تأیید شد، و پنج مدل میانجی، پنج ویژگی شخصیتی با سبک‌های دفاعی رشد نایافته، نوروتیک و رشد یافته رابطه معنادار را نشان دادند.
نتیجه گیری: این نتایج می تواند برای توسعه مداخلات، درمان ها و اقدامات پیشگیرانه برای کاهش پیامدهای رویدادهای آسیب زا مفید باشد.
 
فرشته باقری‌زاده مقدم، فلور خیاطان، زهرا یوسفی،
جلد ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده

روش کار: برای انجام تحقیق نیمه‌آزمایشی حاضر که به روش میدانی انجام شد از بین زنان دارای تعارضات زناشویی در سال ۹۹ در شهر شیراز و پس از تکمیل پرسشنامه تعارضات زناشویی و کسب نمره بالا در تعارضات (۱۱۱ به بالا)، ۴۵ نفر (برای هر گروه ۱۵ نفر) به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی به سه گروه  شناختی رفتاری، طرحواره‌درمانی بخشش‌محور و کنترل تقسیم شدند. در ادامه هر گروه مداخلات مربوط به خود را زیر نظر محقق دریافت کردند یافته‌ها: نتایج نشان داد که تفاوت معنی‌داری بین طرحواره‌درمانی بخشش‌محور و درمان شناختی- رفتاری وجود دارد (۰۰۱/۰> P)، همچنین بسته طرحواره‌درمانی بخشش‌محور و درمان شناختی- رفتاری، هردو بر مدیریت خشم زنان دارای تعارض زناشویی مؤثر بودند و تفاوت معنی‌داری از نظر میانگین نمرات پس آزمون با گروه کنترل داشتند (۰۵/۰> P).
نتیجه‌گیری: با توجه به نتایج پژوهش حاضر می توان نتیجه گرفت که طرحواره‌درمانی بخشش محور در جهت افزایش مهارت مدیریت خشم در زنان سودمند واقع شود.
 
دکتر علیرضا سالک مقدم،
جلد ۱، شماره ۰ - ( پاییز ۱۳۷۳ )
چکیده

  استفاده از روشهای مختلف ایمونوتراپی، شیوه ای نسبتا جدید در درمان سرطان است. روشهای  متداول مورد استفاده در درمان کانسرها، همچون جراحی، پرتو درمانی و شیمی درمانی، به تنهایی یا همراه  با هم تنها حدود نیمی از بیماران مبتلا را شفا می دهد، لذا ایمونوتراپی پنجره ای امید بخش در درمان این  بیماران گشوده است.  ایمونوتراپی مانند کموتراپی بطور سیستمیک انجام شده و برای جلوگیری از گسترش بدخیمی ها بکار  می رود، اما برخلاف آن، تنها سلولهای بدخیم را مورد حمله قرار داده و بر سلولهای خودی تاثیر چندانی  نداشته، و اختصاصی تر از کموتراپی و رادیوتراپی عمل می کند. استفاده از آنتن بادی های منوکلونال  و همچنین (Adoptive Immunotherapy) اختصاصی، انواع کین ها، انتقال سلولهای ایمنی کار آمد  Isoprinosin , Tuftsin , تحریک سیستم ایمنی به شکل واکسیناسیون غیر اختصاصی با مواردی چون  و واکسیناسیون اختصاصی با موادی مثل آنتی ژنهای ویروسی خاص وسلولهای تومورال، MDP , BCG   عمده ترین روشهای مورد استفاده در ایمونوتراپی بیماران مبتلا به کانسر است.  ایمونوتراپی علیرغم مزایای فراوان آن، روشی گران و پیچیده بوده و کاربرد آن بعلت اشکالاتی نظیر  تعیین دقیق میزان دوز مصرفی در بیماران مختلف، نیاز به دقت و نیروی متخصص فراوان دارد


دکتر علیرضا سالک مقدم،
جلد ۶، شماره ۲ - ( ۶-۱۳۷۸ )
چکیده

  پوست به عنوان محافظ کالبد شناختی دارای وظایف متعددی است که فعالانه (Actively) و با صرف انرژی انجام می دهد. این وظایف عبارتند از : کمک به کلیه ها در دفع سموم و مواد زائد و تامین PH مناسب خون، ایجاد حس لامسه، تامین حرارت مناسب داخل بدن، محافظت اختصاصی و غیر اختصاصی در مقابل عوامل مهاجم و بیماریزا، نقش در بلوغ سلولهای ایمنی، محافظت در برابر اشعه فرابنفش و غیره. دستگاه ایمنی پوست (ISIS skin immune system) ک مترادف آن بافت لنفوئید وابسته به پوست (skin associated lymphoid tissue (SALT) می باشد از عناصری تشکیل گردیده که با یکدیگر ارتباط کارکردی دارند. این دستگاه موجب محافظت پوست و کل بدن از عوامل مهاجم می گردد.

  دستگاه ایمنی پوست به دستگاه ایمنی غیر اختصاصی و اختصاصی تقسیم می گردد. دستگاه ایمنی غیر اختصاصی از عوامل زیر تشکیل شده است: وجود PH اسیدی و اسیدهای چرب موجود بر پوست ، عرق و مواد ضد باکتری موجود در آن از جمله لیزوزیم، فلور طبیعی پوست مثل استافیلوکوک اپیدرمیدیس و کورینه باکتریوم و نوکنی (Turnover) یاخته های روپوشه ای (Epithelial) که موجب حذف مقدار قابل ملاحظه ای از باکتریها بیماریزا و قارچها از پوست می شود. این عوامل نقش دفاعی برای پوست دارند. علاوه بر عوامل فوق عملکرد سلولهای موجود در اپیدرم نیز می تواند به عنوان بخشی از ایمنی غیر اختصاصی پوست مطرح می گردد. دستگاه ایمنی اختصاصی که شامل لنفوسیت های T,B و ترشحات آنها می باشد نیز نقش مهمی در مقابله باعوامل مهاجم دارد.

 


دکتر علیرضا سالک مقدم، دکتر حمید مصطفوی، ملیحه کم گویان، محسن ایمانی، دکتر مهدی شکرابی،
جلد ۶، شماره ۳ - ( ۹-۱۳۷۸ )
چکیده

  بیماری اسکیزوفرنی شدیدترین بیماری تضعیف کننده قوای ذهنی است و به عنوان یک بیماری روانی مزمن مطرح می شود. میزان شیوع بیماری در جوامع مختلف بین ۷/۰-۱ درصد است و از اهمیت زیادی برخوردار است. به همین دلیل مطالعات مختلفی در این زمینه صورت گرفته و می گیرد. یکی از این مطالعات، بررسی علل بروز بیماری است. از آنجا که عوامل ژنتیکی از عوامل مداخله گر در بروز یا افزایش استعداد ابتلا به بیماری هستند بررسی آنها می تواند در شناخت، تشخیص و پیشگیری از بیماری موثر باشد. در میان عوامل ژنتیکی، می توان از مجموعه اصلی سازگاری بافتی (MHC) انسان (HLA) نام برد. ارتباط بسیاری از بیماریها با HLA مورد بررسی قرار گرفه است که از این میان نشانگان (syndrome) بهجت با HLA-B۵ و اسپوندیلیت آنکیلوزکننده (ankylosing) با HLA-B۲۷ بیشترین ارتباط را نشان داده اند و حتی در تشخیص این بیماریها از تعیین HLA استفاده می شود. با توجه به این ارتباطات و همچنین مطالعات انجام شده در کشورهای دیگر بر آن شدیم که ارتباط بیماری اسکیزوفرنی را با منظومه HLA(system) در بیماران ایرانی مورد بررسی قرار دهیم. فراوانی آنتی ژنهای HLA نوع II,I(class) در ۴۵ بیمار اسکیزوفرنیایی شامل ۲۰ زن، با میانگین سنی ۲۹، ۲۵ مرد، با میانگین سنی ۳۵ سال مورد مطالعه قرار گرفت. بیماری این افراد توسط روانپزشک تائید شده بود و همه آنها از نظر جسمی بر اساس معیارهای بالینی و آزمایشگاهی سالم بودند نمونه گیری از بین بیماران درمانگاه شهید اسماعیلی دانشگاه علوم پزشکی ایران در شهر تهران انجام شد. تعداد آنتی ژن های مورد مطالعه ۵۲ مورد بود. تعیین آنتی ژن ها با استفاده از واکنش میکرولنفوسیتوتوکسیتی ( ترازاکی ۱۹۴۶) انجام شد.

  نتایج این مطالعه نشان می دهد که افراد شاهد و بیمار در فراوانی آنتی ژن های B۱۵,Bw۶,B۵۱,B۵,Aw۱۸,A۹, DQ۱,DR۱۱,DRS,Cw۳ به طور معنی داری (۰/۰۵>p) با هم اختلاف دارند . از بین این موارد خطر نسبی (RR) در آنتی ژن های Cw۳,Bw۶ بیشتر از یک بود ( به ترتیب ۶/۴ و ۶۷/۲۹ و در بقیه موارد کمتر از یک بود. بنابراین می توان گفت که آنتی ژن های Bw۶ ( با ضریب سببی EF برابر با ۷۲/۰) و Cw۳ ( با ضریب سببی EF برابر با ۱۳/۰ ) بیشترین ارتباط مثبت را نشان می دهند و آنتی ژن های دیگر شاید در برابر بیماری نقش محافظتی داشته باشد.

 


دکتر علیرضا سالک مقدم، دکتر فرزانه اوسطی آشتیانی، دکتر علیرضا فیروز، دکتر مریم دانش پژه، دکتر یحیی دولتی، پرویز علائی،
جلد ۷، شماره ۲۲ - ( ۱۲-۱۳۷۹ )
چکیده

  درماتیت تماسی (Contact dermatitis) به دو نوع آلرژیک (Allergic contact dermatitis, ACD) در ۲۰% موارد و نوع تحریکی (Irritant contact dermatitis , ICD) شامل ۸۰% موارد تقسیم می گردد و به سه فرم حاد، تحت حاد و مزمن دیده می شود. این بیماری باعلایمی چون درد، قرمزی، خارش، وزیکول، پاپول، سخت و چرمی شدن پوست همراه است.

  درماتیت تماسی آلرژیک (ACD) یا افزایش حساسیت تماسی (contact hypersensitivity CHS) بیماری التهابی وابسته به سلولهای T با مکانیسم تیپ IV صدمه نسجی ( افزایش حساسیت نوع تاخیری) (Delayed type hypersensitivity DTH) است که با غلظتهای حساس کننده ای از آلرژنهای هاپتنی در تماس با پوست ایجاد می گردد. با وجود اثبات دخالت سلولهای T نقش ریز گروههای لکوسیتی در بیماری ناشناخته و اطلاعات موجود ضدو نقیض است. با توجه به وجود تناقضها و این که بیماری مذکور از بیماریهای شایع پوستی در کشور ایران یم باشد و نیز تا کنون در این زمینه مطالعه ای در ایران صورت نگرفته است، به بررسی ایمنی سلولی و نقش ریزگروههای لنفوسیتی خون محیطی بیماران مبتلا به درماتیت تماسی آلرژیک در مقایسه با سایر درماتیتها و افراد سالم پرداخته شد.

  روش مناسب برای تشخیص آلرژنها مسئول بروز آلرژی روشی موسوم به Patch test است در این تحقیق با استفاده از ۲۳ آلرژن شناخته شده موجود در کیت Trolab معروف به استاندارد اروپایی بر روی ۴۶ بیمار مشکوک به بیماری تست پوستی انام شد. پس از ۴۸ ساعت از بیماران cc ۵ خون گرفته شد، و با استفاده از روش ELISA سطح IgE تام سری آنها اندازه گیری گردید. همچنین توسط فلوسیتومتری با استفاده از کیت IMK- plus حاوی آنتی بادیهای منوکلونال اختصاصی شد T(HLA-DR), NK(CD۱۶/۵۶)T(CD۸ CD۴ , CD۳) B(CD۱۹), CD۱۴/۴۵ کونژوگه به بررسی زیر گروههای لنفوسیتی با FITC فلورسین ایزوتیوسیانات و PE فیکواریترین پرداخته شد. بر اساس نتایج آزمونهای پوستی شایعترین آلرژنها در این مطالعه به ترتیب نیکل ، کلریدکبالت، دی کرومات پتاسیم و فرمالدئید بودند. همچنین بر اساس آنالیز آماری نتایج سطح IgE در دو گروه درماتیت تماسی آلرژیک تحریکی نسبت به گروه کنترل که ۳۶ نفر بودند تفاوت چندانی نداشت در صورتی که در گروه آتوپیک ۱۰-۸ برابر سطح شاهد بود (P<۰/۰۰۱)

  میانگین درصد سلولها T(CD۳), T(CD۴) تغییر معنی داری نداشت. افزایش سلولهای T(CD۸) نسبت به گروه کنترل معنی دار نبود. سلولهای B(CD۱۹) با مختصری کاهش تغییر معنی داری نداشتند. سلولهای T(HLA-DR), NK(CD۱۶/۵۶) افزایش معنی داری به گروه کنترل داشتند. (P<۰/۰۵)

  با توجه به افزایش T(CD۸) و عدم تغییر در T(CD۴) نسبت سلولهای CD۴/CD۸ در گروه درماتیت تماسی آلرژیک کاهش و در گروه درماتیت آتوپیک افزایش داشت و این تغییرات معنی دار بود (P<۰/۰۵) . تعداد WBC در درماتیت تماسی آلرژیک و درصد ائوزینوفیلی در درماتیت آتوپیک افزایش معنی داری داشت در مورد سایر متغیرها تغییرات معنی دار نبود.


دکتر علیرضا سالک‌مقدم، هما فروهش تهرانی، دکتر حسن انصاری، دکتر بهرام روادگر، اعظم نورانی وطنی، منیژه قاسمی،
جلد ۸، شماره ۲۵ - ( ۹-۱۳۸۰ )
چکیده

    بمنظور انجام این مطالعه بر روی ۱۰۰ نمونه پنیر غیرپاستوریزه جمع‌آوری شده از نقاط مختلف شهر تهران از آذرماه سال ۱۳۷۷ لغایت خردادماه سال ۱۳۷۸ بررسیهای میکروبشناسی جهت تعیین آلودگی ازنظر وجود اشریشیاکلی، استافیلوکوک اورئوس، سالمونلا و یرسینیا انتروکولیتیکا بعمل آمد. همزمان ۳۰ نمونه پنیر پاستوریزه نیز از نظر آلودگی به باکتریهای فوق مورد آزمایش قرار گرفت. نتایج بدست آمده بیانگر آلودگی پنیرهای غیرپاستوریزه به اشریشیاکلی (۵۴%) و استافیلوکوک اورئوس (۳%) بود. در پنیرهای پاستوریزه فقط یک مورد آلودگی به باکتریهای کلی فرم مشاهده گردید که در آزمایش نمونه‌های دیگر آن محصول نیز نتیجه منفی بود.

از آنجا که برای نگهداری پنیرهای غیرپاستوریزه از آب نمک استفاده می‌گردد پایداری اشریشیاکلی و سایر باکتریهائــی که ممکـــن اســت پنیــر را آلوده نماینـد (ماننــد لیستریا مونوسایتوژنـز، ویبریوکلــرا و یرسینیا انتروکولیتیکا) در غلظتهای مختلف نمک مورد بررسی قرار گرفت. این مطالعه نشان می‌دهد که اشریشیاکلی در غلظتهای ۱۰-۱ درصد نمک بمدت ۷۰ روز، در محلول نمک اشباع شده بمدت ۲ روز و در غلظتهای ۲۰% و ۳۰% نمک بترتیب ۳۰ روز و ۱۵ روز زنده می‌ماند. ویبریوکلرا نیز بمدت ۴۲ روز در غلظت پائین نمک (۸-۱ درصد) باقی می‌مانده ولی در غلظتهای بالاتر (۱۰-۹درصد) پس از ۴۸ ساعت از بین می‌رود. رشد یرسینیا انتروکولیتیکا نیز در غلظت (۱۰-۱ درصد) نمک قبل از یک هفته متوقف می‌گردد. تنها باکتری که قادر به رشد و تحمل مقادیر اشباع نمک بمدت طولانی (۶۳ روز) می‌باشد لیستریامونوسایتوژنز است.


هادی بزازی، دکتر فرحدخت فاطمی نسب، دکتر کبری انتظامی، دکتر علیرضا سالک مقدم، دکتر شاپور شاه‌ قاسم پور،
جلد ۸، شماره ۲۷ - ( ۱۲-۱۳۸۰ )
چکیده

سلولهای کشنده طبیعی (NK) بخشی از ایمنی ذاتی هستند که بعنوان اولین خط دفاعی، نقش بارزی در از بین بردن سلولهای سرطانی و سلولهای آلوده به ویروس دارند. هدف ما از این پژوهش بررسی تأثیرات ناشی از تغییر در ظاهر شدن مولکولهای HLA کلاس I بر سطح یاخته‌های سرطانی، در میزان حساسیت به عملکرد سایتوتوکسیسیته سلولهای NK است. در این بررسی یاخته های سرطانی رده MDA-MB-۴۶۸ مشتق شده از آدنوکارسینومای پستان انسان، بعنوان نمونه انتخاب شدند که تمامی آللهای آنتی ژنهای لکوسیتی انسان ( HLA کلاس I ) را نشان می دهند. جهت آزمایش و تشخیص بروز HLA کلاس I از آنتی بادی مونوکلونال W۶/۳۲ متصل به فلوروکروم فلورسین F.I.T.C استفاده گردید. نتایج توسط تکنیـک فلوسایتـومتری تک رنگ مورد آنالیز قـرار گرفت (سلولـهای NK از “ خون محیطی” افراد داوطلب بدست آمد). نتایج مطالعات ما نشان داد که میزان ظاهر شدن مولکولهای HLA کلاس I بر سطح یاخته های رده سرطانی MDA-MB-۴۶۸ ، پس از کشت در مجاورت اینترفرون گاما، افزایش می‌یابد و بین این افزایش با فعالیت سایتوتوکسیسیته طبیعی سلولهای NK همبستگی مستقیم ( r = ۱ ) و کامل وجود دارد. بنابراین بر پایه یافته‌های موجود، این احتمال وجود دارد که بر سطح سلولهای NK گیرنده‌هایی حضور داشته باشند که با شناسایی مولکولهای HLA کلاس I غیر خودی و یا لیگاندهای نا‌شناخته دیگری که با القای اینترفرون گاما افزایش می‌یابند، سبب فعال شدن سلولهای NK و در نتیجه باعث از بین رفتن یاخته‌های هدف شوند.


دکتر محمد یوسف اعرابی مقدم، دکتر شاهرخ رجائی، دکتر محمود صمدی،
جلد ۸، شماره ۲۷ - ( ۱۲-۱۳۸۰ )
چکیده

یکی از علل سیانوز در کودکان، بالا بودن فشار شریان ریوی( pulmonary hypertension: PH ) می‌‌‌‌‌‌‌‌باشد. PH ممکن است اولیه ویا ثانویه باشد. نوع ثانویه PH بدنبال مشکلات مختلفی روی می‌‌‌‌‌دهد که یکی از آنها، اختلال در تهویه ریوی می‌‌‌‌‌‌‌باشد و از علل نادر در این گروه سندرم مادرزادی کاهش تهویه مرکزی( Congenital central hypoventilation syndrome ) یا Ondines curse است. در این گزارش کودک ۶ ساله‌‌‌‌ای معرفی می‌‌‌‌گردد که بعلت خستگی زودرس و سیانوز خفیف مراجعه کرده بود. در بررسیهای انجام شده، افزایش فشار شریان ریوی وجود داشت که براساس یافته‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بدست آمده تشخیص ondines curse برای بیمار مطرح گردید.


دکتر احمد‌رامین ستایش، دکتر مسعود صابرمقدم، دکتر علیرضا خلدبرین، دکتر بهزاد صدری، دکتر شهرام ناصرنژاد،
جلد ۹، شماره ۲۸ - ( ۳-۱۳۸۱ )
چکیده

تأثیر وضعیت قرارگیری بیمار برگسترش و زمان شروع بی‌حسی اپیدورال بطور دقیق ثابت نشده است. این مطالعه به منظور ارزیابی و بررسی تأثیر وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده بر گسترش بی‌حسی اپیدورال، حین جراحی سزارین انجام شده است. در این مطالعه ۷۳۹ خانم حامله ترم که کاندید عمل سزارین اورژانس یا انتخابی بودند تحت بی‌حسی اپیدورال قرار گرفتند. بیماران بطور اتفاقی به ۲ گروه تقسیم شدند. تمام بیماران ۲۰ میلی‌لیتر لیدوکائین ۲ % را از طریق سوزن شماره ۱۹ اپیدورال دریافت کردند. گروه اول پس از دریافت بی‌حسی اپیدورال در وضعیت ترندلنبرگ ۱۵ درجه و ۱۰ درجه سربالا و گروه دوم در وضعیت افقی قرار داده شدند. شروع زمان بی‌حسی و سطح آن، علائم حیاتی بیماران و آپگار نوزادان در هر ۲ گروه ثبت شد. علائم حیاتی، اشباع اکسیژن خون شریانی و درجه آپگار نوزادان در ۲ گروه، تفاوت چشمگیری نداشت و نتایج بیشتر بیانگر تفاوت واضح در زمان شروع بی‌حسی (بطور متوسط ۴ دقیقه سریعتر در گروه قرار داده شده در وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده) (۰۰۱/۰ P< ) و دستیابی به سطح بی‌حسی مهره پنجم سینه‌ای یا T۵ (۵/۹۷ % در مقابل ۸/۴۲ % ) بین خانمهای حامله ترم قرار داده شده در وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده و وضعیت افقی بود. این مطالعه نشان داد که وضعیت ترندلنبرگ تعدیل شده بر کاهش زمان شروع و گسترش بی‌حسی اپیدورال تأثیر واضح داشته و با اطمینان می‌توان از این روش در بیماران کاندید جراحی سزاریــن اورژانس یا انتخابــی استفاده کرد.


دکتر علیرضا سالک مقدم، هما فروهش تهرانی، دکتر بهرام روادگر، منیژه قاسمی، اعظم نورانی وطنی، کامران پوشنگ باقری، مهدی میرزائی،
جلد ۹، شماره ۲۹ - ( ۹-۱۳۸۱ )
چکیده

هدف از انجام این مطالعه بررسی آلودگی میکروبی در یخهای قالبی مورد مصرف می‌باشد. در این بررسی از اردیبهشت ماه لغایت مهرماه سال ۱۳۷۸، ۵۰ نمونه یخ قالبی جمع آوری شده از نقاط مختلف شهر تهران، از نظر شناسائی باکتریهای بیماریزا و شمارش باکتریهای موجود در یخ، مورد بررسی آزمایشگاهی قرار گرفتند. نتایج بدست آمده بیانگر آلودگی یخها (از نظر شمارش کلی باکترهای موجود در یخ) در ۳۴ مورد (۶۸%) از نظر شمارش کلی باکتریهای موجود در یخ بود. از نظر وجود باکتریهای بیماریزا، ۵ مورد (۱۰%) اشریشیاکلی، ۲۱ مورد (۴۲%) سودوموناس آئروجنز و ۵ مورد (۱۰%) استافیلوکک ارئوس جدا گردید. سایر باکتریهای فرصت طلب ( opportunistic ) که معمولاً در طبیعت وجود دارند مانند آلکالی جنز (۶%)، اسینتوباکتر (۴%)، دیفتروئید ها (۴۶%)، میکروکوکوسها (۱۶%)، باسیلوسها (۲۰%)، استافیلوککهای کوآگولازمنفی (۴۰%) از نمونه‌های مورد بررسی جدا شدند. از اینرو شرایط بهداشتی یخ شامل بررسی میکروبیولوژیک و نظارت بر چگونگی تولید، توزیع و حمل و نقل آن می‌بایست توجه دست‌اندرکاران امور بهداشتی را به خود معطوف سازد.


دکتر هادی پورمقیم، دکتر نیره عرفانی‌مقدم،
جلد ۱۰، شماره ۳۳ - ( ۳-۱۳۸۲ )
چکیده

    هدف از این مطالعه آزمایش سیستم جدید درجه بندی برای شدت درگیری ارگانها در ۴۰ بیمار مبتلا به اسکلرودرمی (SSc، اسکلرودرما) بود. در این تحقیق از یک جدول درجه‌بندی شدت بیماری که بتازگی توسط یک گروه تحقیق بین‌المللی برای تعیین درجه شدت بیماری در ۹ ارگان تصویب شده است استفاده گردید. بر اساس این جدول شدت بیماری در ۹ ارگان، عمومی، پوست، عروق محیطی، مفصل/تاندون، عضلات اسکلتی، لوله گوارش، ریه، قلب و کلیه در ۴۰ بیمار مبتلا به اسکلرودرمی که به بیمارستان فیروزگر مراجعه کرده بودند، تعیین و شدت بیماری از صفر (عدم درگیری مشخص) تا ۴(مرحله پایانی بیماری) درجه‌بندی شد. تمام داده‌هایی که برای درجه بندی شدت بیمار لازم است برای همه بیماران در بانک اطلاعاتی اسکلروز سیستمیک در بیمارستان فیروزگر در دسترس می‌باشد. متوسط سن بیماران ۵/۱۴±۴۰ سال و نسبت زن به مرد ۱/۹ بود. متوسط نمره کلی پوست (TSS) در تمام بیماران ۷/۱۰ (براساس نمره‌دهی تعدیل شده ردنان) و متوسط زمان شروع اولین علامت تا ورود به مطالعه ۴/۳ سال بوده است و درجه شدت درگیری طبیعی در ارگانهای مختلف بطور طبیعی دیده شد. بیماران به شدت بدحال         بیماران را تشکیل می‌دادند و مرحله شدید و پایانی بیماری به علت درگیری قلب در ۵/۲% بیماران و در ۲۰% بیماران با درگیری ریه دیده شد. این مطالعه طولانی مدت (بیش از ۵ سال) در مورد شدت بیماری نشان داد که تقریباً         بیماران به مرحله شدید و پایانی دیگری می‌رسند که اقدام مناسب در این زمینه در حال حاضر پیوند قلبی ریوی می‌باشد. بنابراین مرکز پیوند قلبی ریوی باید برای کمک به چنین بیمارانی تشکیل شود.

دکتر پریدخت نخستین‌داوری، دکتر محمدیوسف اعرابی‌مقدم، دکتر شاهرخ رجائی، دکتر محمدحسین ترابی‌نژاد،
جلد ۱۰، شماره ۳۴ - ( ۶-۱۳۸۲ )
چکیده

    تونل آئورت به بطن چپ یک ناهنجاری مادرزادی نادر می‌باشد که در آن ارتباط غیرطبیعی بین آئورت صعودی و قسمت خروجی بطن چپ وجود دارد و در نتیجه آن، بار حجمی بطن چپ ایجاد می‌شود. علائم بالینی آن شبیه نارسایی آئورت بوده بنابراین افتراق این دو بیماری از هم دارای اهمیت است، چون بر خلاف نارسایی آئورت درمان جراحی زودهنگام لازم و ضروری می‌باشد. در این مقاله ۳ بیمار مبتلابه این ناهنجاری قلبی از نظر یافته‌های بالینی، رادیوگرافی قفسه سینه، الکتروکاردیوگرافی، اکوکاردیوگرافی و کاتتریسم قلبی مورد مطالعه قرار گرفتند. هر سه بیمار پسر بودند که ۲ مورد به دلیل داشتن سوفل قلبی و ۱ مورد به علت تنگی نفس ارجاع شده بودند. اتساع بطن چپ، آئورت صعودی و قوس آئورت در هر سه بیمار وجود داشت. با عمل جراحی قلب باز در هر سه بیمار تونل ترمیم شد و در ۱ مورد به دلیل غیرطبیعی بودن لتهای دریچه آئورت، در زمان ترمیم تونل، تعویض دریچه آئورت نیز صورت گرفت.

دکتر علیرضا شیرازی، هاجر خادم شریعت، سید ربیع مهدوی، دکتر فرهاد سمیعی، دکتر جمشید حاجتی، دکتر کامران علی مقدم،
جلد ۱۰، شماره ۳۵ - ( ۹-۱۳۸۲ )
چکیده

    بیماری واکنش علیه میزبان ( GVHD = Graft-vs.-Host Disease) یک مشکل حاد کلینیکی است که در برخی موارد به دنبال انتقال خون و فراوردهای آن رخ می‌دهد. آمار مرگ و میر ناشی از این واکنش بسیار بالا بوده و در بیش از ۹۰% موارد منجر به مرگ بیمار می‌شود. رایج‌ترین و مهمترین شیوه پیشگیری از وقوع GVHD، غیر فعال ساختن لنفوسیتهای خون اهدایی و جلوگیری از تکثیر آنها در بدن میزبان است که این کار بطور عمده با استفاده از پرتوهای گاما صورت می‌گیرد. با وجود تحقیقات بسیار در این زمینه، دوز لازم برای فعال ساختن کامل سلولهای لنفوسیتی مشخص نیست. در این مطالعه تأثیر پرتوهای گامـای حاصل از چشمه کبالت ـ ۶۰ (دستگاه تله تراپی کبالت، انرژی متوسط پرتو گاما: Mev ۲۵/۱ ) روی درصد حیات(viability) و قدرت همانند سازی لنفوسیتها مورد بررسی قرار گرفت که طی آن سلولهای لنفوسیتی از خون محیطی افراد طبیعی جدا شده و تحت تابش رده‌های دوز ۴۰۰۰-۵۰۰ سانتی‌گری از پرتو گاما قرار گرفتند. درصد حیات سلولها پس از ۲۴ و ۴۸ ساعت در هر رده از دوز با روش رنگ سنجی تترازولیوم برآورد شد. میزان تکثیر لنفوسیتها در پاسخ به میتوژن فیتوهماگلوتینین با ۲ روش BrdU و MTT مورد ارزیابی قرار گرفت. به موازات افزایش دوز تابشی، کاهش درصد حیات و کاهش قدرت تکثیر سلولها مشاهده گردید که این افت در دوزهای بالاتر و دوره کشت طولانی‌تر کاملاً محسوس بوده است. مقدار Do برآورد شده با روش رنگ سنجی تترازولیوم در حد ۴۴/۱ گری می‌باشد. تجزیه و تحلیل یافته‌ها با روش t-test ، تفاوت آماری معنی‌داری را بین تکنیکهای تکثیری به کار رفته نشان نداد (۰۵/۰ P>) بدین معنی که در هر دو روش کاهش مشابهی در درصد تکثیر سلولهای پرتو دیده ایجاد شده بود. با توجه به فعالیت همانندسازی ناچیز سلولها در رده‌های بالای پرتودهی، گستره دوز تابشی مورد نیاز به منظور غیرفعال ساختن لنفوسیتهای خون در محدوده ۴۰۰۰-۳۰۰۰ سانتی گری توصیه می‌شود.  

       


دکتر علیرضا سالک‌مقدم، دکتر علی‌اکبر شرفی، دکتر فرزانه اوسطی، فرهاد جلالی گلوسنگ،
جلد ۱۰، شماره ۳۷ - ( ۱۲-۱۳۸۲ )
چکیده

    این عقیده وجود دارد که قرار گرفتن در معرض پرتوهای یونیزان در دراز مدت می‌تواند سبب تغییر سیستم ایمنی شده و در نهایت خطر بروز سرطان را افزایش دهد. در طی چند دهه گذشته برخی از دانشمندان بیان کرده‌اند که مقادیر کم اشعه نه تنها زیان‌آور نیست بلکه می‌توان اثرات سودمندی هم داشته باشد. هدف از این مطالعه بررسی اثر پرتوگیری‌های شغلی(مقدار کم و طولانی مدت اشعه) روی سیستم ایمنی سلولی و هومورال بوده است. در این مطالعه ۴۸ نفر از پرتونگاران به ظاهر سالم، با مقدار اشعه دریافتی کمتر از حداکثر مقدار مجاز سالانه ۵۰میلی سیورت(mSv)) و ۱۸ نفر از افراد غیر پرتونگار سالم به عنوان گروه کنترل که از نظر سن و جنس و درجه شغلی با هم مشابه بودند مورد بررسی قرار گرفتند. تعداد گلبولهای سفید، پلاکتها، لنفوسیتها، انواع زیر گروههای لنفوسیتی(۵۶/۱۶CD، ۸CD، ۴CD، ۳CD، ۱۹CD)، DR-HLA-۳CD، نسبت ۸CD/۴CD و غلظت سرمی ۴C، ۳C، IgA، IgM، IgG در هر دو گروه اندازه‌گیری شد که روش اندازه‌گیری برای زیر گروههای لنفوسیتی تکنیک فلوسیتومتری و ایمونوگلوبولین‌ها و کمپلمان‌ها روش ایمونوتوربیدیمتری، بوده است. در هر دو گروه با افزایش سن، سلولهای ۸CD کاهش و نسبت ۸CD/۴CD افزایش نشان داد اما هیچ گونه تغییری که وابسته به اشعه دریافتی باشد، مشاهده نگردید. نتایج حاصل از این تحقیق نشان داد که پرتوهای یونیزان در مقادیر بسیار کم که پرتونگاران در معرض آن می‌باشند نمی‌تواند تاثیری روی سیستم ایمنی داشته باشد
دکتر ابراهیم هوشیار، دکتر زهیر محمد حسن، دکتر علیرضا سالک‌مقدم، زهرا شاکر، دکتر معصومه ابتکار،
جلد ۱۱، شماره ۳۹ - ( ۳-۱۳۸۳ )
چکیده

    بروز عفونت‌های مکرر، به خصوص در نواحی پوست، چشم و ریه در مجروحان شیمیایی جنگ، این فرضیه که شاید سیستم فاگوسیتوز دچار اختلال شده باشد را مطرح می‌نماید و از آن‌جا که نقص سیستم فاگوسیتوز در سوختگی‌ها به اثبات رسیده و در این مجروحان نیز سوختگی‌های سطحی وجود دارد، این فرضیه قوت می‌یابد. این مطالعه بر اساس مطلب ذکر شده شکل گرفت و هدف از آن بررسی تعداد و عمل‌کرد نوتروفیل‌ها در مصدومان شیمیایی بوده است. در این پژوهش طی آن ۳ گروه ۲۵ نفری از بیماران در ۳ درجه خفیف، متوسط و شدید همراه با یک گروه شاهد با ۱۰ عضو مورد بررسی قرار گرفتند. آزمایش‌های انجام شده شامل ۳ بخش بررسی مورفولوژی، CBC(Complete Blood Count) و فلوسایتومتری بود. در این مطالعه از تمام بیماران(۸۵ نفر)، ۵ میلی‌لیتر خون محیطی گرفته شد و پس از انتقال به مرکز درمانی، با تهیه فروتی، مورفولوژی سلول‌های خون محیطی با عدسی X۱۰۰ و روغن ایمرسیون مورد بررسی قرار گرفت. اندازه‌گیری شاخص‌های مربوط به WBC(White Blood Cell)، RBC(Red Blood Cell)، پلاکت و میزان هموگلوبین با استفاده از شمارش‌گر خون‌شناسی ۱۰۰۰-Sysmex K انجام شد. طی آزمایش‌های فلوسایتومتری، شاخص‌های ۴۵CD، ۱۵CD و ۱۶CD بر سطح سلول‌های نوتروفیل با فنوتیپ ۱۶CD/۱۵CD/۴۵CD مورد بررسی قرار گرفتند. عمل‌کرد این سلول‌ها با استفاده از تست NBT(Nitro Blue tetrazolium) که شامل احیای رنگ نیتروبلوتترازولیوم شفاف و محلول در آب به فورمازان آبی نامحلول و رسوب آن در داخل نوتروفیل‌ها است، مورد بررسی قرار گرفت. تحقیق انجام شده از نوع توصیفی ـ کاربردی بود و در مجموع نتایج آماری حاصل از آزمون آماری آنالیز واریانس یک طرفه ANOVA و در تأیید آن شفه هیچ اختلاف معنی‌داری را در بررسی میانگین درصد و تعداد مطلق جمعیت سلولی +۱۶CD/+۱۵CD/+۴۵CD و نیز میانگین درصد آزمایش‌های NBT در گروه‌های بیمار و طبیعی نشان نداد.  

دکتر محمدیوسف اعرابی مقدم، دکتر سیدمحمود معراجی، دکتر کیهان صیادپور،
جلد ۱۱، شماره ۴۱ - ( ۶-۱۳۸۳ )
چکیده

    بیماری کاوازاکی یک بیماری التهابی با درگیری چندین عضو، به خصوص قلب می‌باشد. در ایران تعداد مطالعات مربوط به قلب در این بیماری بسیار کم است. هدف از این مطالعه دست‌یابی به اطلاعات بیماری شناختی در کودکان ایرانی و مقایسه آن با سایر مطالعات بود. در این پژوهش ۶۱ کودک مبتلا به بیماری کاوازاکی که در مدت ۵/۷ سال به درمانگاه کودکان بیمارستان قلب شهید رجایی ارجاع شده بودند، از نظر درگیری قلب به صورت گذشته و آینده‌نگر مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات با مراجعه به پرونده و مدارک بیماران و پی‌گیری در درمانگاه جمع‌آوری شد. براساس نتایج به دست آمده ۴۲ بیمار(۶۹%) هیچ علامتی از درگیری قلب نداشتند، آنوریسم عروق کرونر در ۸ بیمار(۱۳%) دیده شد و تجمع مایع در پریکارد در اکوکاردیوگرافی در ۱۱% موارد وجود داشت. تغییرات EKG و کاردیومگالی هر یک در ۸% بیماران و نارسایی خفیف دریچه میترال در ۱۰% آن‌ها دیده شد. در موارد درمان با آسپیرین همراه با ایمنوگلبولین وریدی، شیوع آنوریسم عروق کرونر نسبت به درمان با آسپیرین تنها، کم‌تر بود. این مطالعه نشان داد که بیماران مبتلا به بیماری کاوازاکی نیاز به درمان معمول(آسپیرین و ایمنوگلبولین وریدی همراه با هم) برای کاهش بروز ضایعه قلبی دارند. تجمع مایع پریکارد در بیماران این مطالعه کم‌تر گزارش شد که شاید علت آن بیش‌تر بودن فاصله‌های اکوکاردیوگرافی و ماهیت گذرای تجمع مایع پریکارد در بیماری کاوازاکی باشد بنابراین توصیه می‌شود هم‌کاران پزشک، کودکان مبتلا به بیماری کاوازاکی را برای بررسی و پی‌گیری درگیری قلبی به پزشکان فوق تخصص قلب کودکان ارجاع دهند. 

دکتر خدیجه ارجمندی رفسنجانی، دکتر پروانه وثوق، دکتر ثریا صالحی، دکتر مرتضی بیانی مقدم،
جلد ۱۱، شماره ۴۲ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده

    هدف از این مطالعه بررسی تظاهرات بالینی، عوامل مستعد کننده، نتایج درمان و میزان مزمن شدن بیماری در شیرخواران ۲۳-۱ ماهه مبتلا به ایمون ترومبوسیتوپنی پورپورا بوده است. در این مطالعه گذشته‌نگر تعداد ۶۲ شیرخوار مبتلا به ITP از سال ۱۳۷۷ لغایت ۱۳۸۱ به مدت ۵ سال، از نظر سن، جنس، تظاهرات بالینی نتایج درمان و میزان مزمن شدن بیماری در این گروه سنی مورد بررسی قرار گرفتند. از ۶۲ شیرخوار مورد مطالعه، ۳۹ نفر(۹/۶۲%) پسر و ۲۳ نفر(۱/۳۷%) دختر بودند. سن بیماران بین ۵/۱ تا ۲۳ ماه بود. شصت و دو بیمار خون‌ریزی به صورت پتشی و پورپورا یا اکیموز داشتند و در ۱۲ بیمار(۵/۱۹%) علاوه بر پتشی و پورپورا خون ریزی مخاطی به صورت خون‌ریزی از بینی یا اپیستاکسی(۷ نفر)، خون‌ریزی از لثه(۱ نفر) و خون‌ریزی از لثه و اپیستاکسی(۱ نفر) وجود داشت و ۳ بیمار نیز خون‌ریزی از اعضای داخلی داشتند که در هر ۳ مورد خون‌ریزی از دستگاه گوارش بود. از نظر عوامل مستعد کننده، ۴۴ نفر(۷۱%) به دنبال عفونت‌های ویروسی دستگاه تنفسی فوقانی، ۸ نفر(۹/۱۲%) به دنبال تزریق واکسن و ۱ مورد پس از آبله مرغان دچار این بیماری شده بودند و در ۹ نفر عامل مستعد کننده مشخص نبود. از نظر نوع درمان، برای ۵۵ بیمار IVIgG تجویز شده بود که از این تعداد ۳۹ نفر تنها IVIgG و ۱۶ نفر IVIgG و پردنیزولون به طور هم زمان یا پس از مدتی دریافت کرده بودند و ۳ بیمار از ۱۶ بیمار به علت عدم پاسخ، داروهای متعددی برای آن‌ها تجویز شده بود و ۴ بیمار هیچ دارویی دریافت نکرده بودند. از نظر پاسخ به درمان در ۴۶ نفر(۲/۷۴%) پاسخ کامل و در ۶ نفر(۷/۹%) پاسخ نسبی مشاهده شد و ۶ نفر به درمان پاسخ ندادند. از نظر سیر بیماری، ۵۱ نفر(۲۵/۸۲%) ITP حاد و ۱۱ نفر(۷۵/۱۷%) ITP مزمن داشتند. به طور خلاصه پاسخ به درمان در شیرخواران مبتلا به ITP خوب بوده و در اغلب موارد یک دوره درمانی کافی می‌باشد. شیوع ITP مزمن در شیرخواران کم‌تر از بچه‌های بزرگ‌تر است و واکسن نقش مهمی در اتیولوژی ITP در آن‌ها دارد. از آن جا که در زمینه ITP در این مقطع سنی کم‌تر مطالعه شده است مطالعه حاضر جهت بررسی این گروه سنی صورت گرفت. 

        


دکتر محمد فرهادی، دکتر احمد دانشی، آذردخت طباطبایی، دکتر مسعود ستوده، دکتر علیرضا سالک‌مقدم، دکتر احمدرضا شمشیری،
جلد ۱۱، شماره ۴۲ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده

    در این مطالعه به منظور بررسی سلول‌های ایمنی، شمارش ۳CD، ۴CD و ۸CD و نسبت ۸CD/۴CD در مخاط سینوس و IgE سرم افراد بالغ مبتلا به سینوزیت مزمن که به بخش گوش و حلق و بینی مجتمع حضرت رسول اکرم(ص) مراجعه کرده و تحت عمل جراحی آندوسکوپی سینوس قرار گرفته بودند، صورت گرفت و با افراد سالم، مقایسه شد. در این مطالعه ۳ گروه تحت مطالعه قرار گرفتند که عبارت بودند از: گروه اول(۲۸ نفر) که سینوزیت مزمن داشتند و IgE سرم آن‌ها بالاتر از میزان طبیعی بود، گروه دوم(۴۵ نفر) که سینوزیت مزمن داشتند و IgE سرم آن‌ها در حد طبیعی بود و گروه سوم(۱۰ نفر) که به عنوان گروه شاهد(بدون سینوزیت مزمن و با IgE طبیعی) وارد مطالعه شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که میزان ابتلا به سینوزیت مزمن در افرادی که IgE سرم بالاتر از حد طبیعی داشتند، بیش از افراد طبیعی بوده است(۰۱۲/۰=P). هم‌چنین در زنانی که IgE بالاتر از IU/ml۱۰۰ داشتند، خطر ابتلا به سینوزیت مزمن نسبت به مردان بیش‌تر بود(۸/۲=OR، ۰۵/۰=P). از نظر سلول‌های ایمنی هیچ گونه ارتباطی بین متوسط سلول‌های ۳CD، ۴CD و ۸CD و نسبت ۸CD/۴CD با سن و میزان IgE سرم مشاهده نگردید. هم‌چنین در مقایسه‌ای که بین سلول‌های ایمنی در ناحیه‌ای از مخاط سینوس(سینوس اتمویید، سینوس ماگزیلاری و مخاط حفره بینی) انجام شد، نسبت ۸CD/۴CD در مخاط حفره بینی بیش از سینوس اتمویید(۶/۲ در برابر ۹/۱) و در اتمویید بیش از سینوس ماگزیلاری بود(۹/۱ در برابر ۹/۰). هم‌چنین سلول‌های ۸CD در سینوس ماگزیلاری بیش از اتمویید و حفره بینی مشاهده شد اما از نظر آماری اختلاف معنی‌داری وجود نداشت. تعداد سلول‌های ۳CD در مخاط حفره بینی و سلول‌های ۴CD در سینوس اتمویید بیش‌تر از ۲ ناحیه دیگر بود. هم‌چنین گروهی که مبتلا به سینوزیت مزمن با پولیپ بینی بودند در مقایسه با گروهی که سینوزیت مزمن داشته و فاقد پولیپ بودند، سلول‌های ۴CD بیش‌تری داشتند و این اختلاف معنی‌دار بود(۰۰۲/۰=P). به طور کلی نتایج این بررسی و بررسی‌های انجام شده نشان می‌دهد که یک پاسخ التهابی قوی در سینوس‌ها وجود دارد که این پاسخ‌ها در نواحی مختلف سینوس‌ها یکسان نیست. این یافته‌ها در طراحی روش‌های جدید درمانی در سنوزیت مزمن آلرژیک می‌تواند مفید باشد و به نظر می‌رسد برای به دست آوردن نتایج دقیق‌تر مطالعات وسیع‌تر با جزییات بیش‌تر مورد نیاز می‌باشد.

        


علیرضا ارجمند، دکتر فرهاد ذاکر، کامران علی‌مقدم، دکتر اردشیر قوام‌زاده، لیلی معزی،
جلد ۱۱، شماره ۴۳ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده

    لوسمی حاد پرومیلوسیتی یکی از زیر گروه‌های لوسمی حاد میلوییدی است که در ۱۵-۱۰% بیماران رخ می‌دهد. حدود ۳۰-۲۰% از این بیماران که تحت درمان استاندارد با آل‌ترانس رتینوییک اسید(ATRA) قرار می‌گیرند، در کم‌تر از ۱ سال دچار عود می‌شوند. تری‌اکسید ارسنیک(ATO) به تنهایی می‌تواند سبب القای پس‌رفت کامل بیماری، حتی در بیماران مقاوم به درمان یا دچار عود شود. مطالعات محققان در جهت مشخص کردن مکانیسم‌های عمل‌کرد این پاسخ‌های بالینی نشان داد که ارسنیک به طور مشخص مسیرهای پیام‌رسانی داخل سلولی به خصوص القای تمایز با دوز پایین و القای آپوپتوزیس با دوز بالا را تحت تأثیر قرار می‌دهد. تاکنون بررسی آپوپتوزیس به طور مستقیم در سلول‌های این بیماران صورت نگرفته است و برخلاف مطالعات انجام شده روی رده‌های سلولی لوسمیک که به طور عمده نشان دهنده عدم تغییر بیان Fas/Apo ۱ به عنوان یکی از گیرنده‌های کلاسیک آپوپتوزیس در طول درمان با ATO هستند، تغییر در بروز این گیرنده آپوپتوزیس به طور مستقیم در بیماران بررسی نشده است. در تحقیق حاضر به منظور بررسی الگوی آپوپتوزیس در سلول‌های بدخیم این بیماران، از یک روش فلوسایتومتری ۳ رنگ و تک لیزری جهت شناسایی سلول‌های لوسمیک آپوپتوتیک استفاده شد؛ به طوری که در جمعیت ناهمگن سلول‌های مغز استخوان بیماران، با استفاده از روش Annexin V و AAD-۷ جمعیت‌های اولیه و انتهایی آپوپتوزیس شناسایی شد و در پانل دیگری نیز بیان Fas/Apo I در جمعیت لوسمیک مورد ارزیابی قرار گرفت. براساس نتایج به دست آمده، بیش‌ترین میزان آپوپتوزیس در هفته‌های اول تا دوم درمان شناسایی می‌شود و بیان Fas در سلول‌های بدخیم این بیماران در زمانی که آپوپتوزیس القا می‌گردد، نشان دهنده شرکت این گیرنده در القای مرگ برنامه‌ریزی شده سلولی می‌باشد

صفحه ۱ از ۵    
اولین
قبلی
۱
 

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC-SA 4.0| Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb