۲۵ نتیجه برای فرهادی
دکتر محمد فرهادی، دکتر مینو مشرفی،
جلد ۲، شماره ۰ - ( تابستان ۱۳۷۴ )
چکیده
مقاله زیر حاصل مطالعه ای آینده نگر برروی ۲۰۰ بیمار است که به علت درگیری پاتولوژیک بینی و سینوسهای پارانازال تحت عمل جراحی آندوسکوپیک قرار گرفته اند. پارامترهای مورد مطالعه به غیر از جنس و سن بیماران بطور عمده شامل : شایعترین علل مراجعه بیماران به پزشک، طول مدت بیماری قبل از جراحی آندویکوپیک، سابقه اعمال جراحی قبلی روی بینی و سینوسها، بررسی عوامل زمینه ساز و بخصوص پرداختن به اهمیت تنوعات آناتومیک بینی و سینوسها در بروز بیماری و التهابات سینوسها می باشد. در این مطالعه همچنین روشهای جراحی آندوسکوپیک بکار رفته در بیماران و یافته های هیستوپاتولوژیک ناشی
ازنمونه برداری حین عمل و سرانجام نتایج حاصله از پیگیری۴ ماهه تا ۱۸ ماهه بیماران از نظر میزان بهبودی تحت بررسی قرار گرفته که نشان دهنده ۸۸/۹۵% بهبودی در بیماران ما بوده است و در مقام مقایسه با آمارهای گزارش شده از مراکز شناخته شده جهانی در خور توجه می باشد.
دکتر محمد فرهادی، آذردخت طباطبائی، دکتر احمدرضا شمشیری، دکتر افسانه ملکی، فرامرز مسجدیان، دکتر محمدرضا بوجاری نصرآبادی، پریوش دانش،
جلد ۷، شماره ۱۹ - ( ۳-۱۳۷۹ )
چکیده
عفونت گوش میانی و سینوسها، دو بیماری شایع می باشند که عوامل بیماریزای گوناگونی در پیدایش آنها دخیل
هستند. جهت تعیین و مقایسه فراوانی انواع باکتریها وقارچهای بیماریزا مطالعه ذیل ترتیب داده شد.
بیماران مبتلا به سینوزیت (۵۸ مورد) و بیماران مبتلا به اوتیت مدیا (۵۲ مورد) که نامزد عمل جراحی شده بودن
بدون توجه به سن و جنس مورد مطالعه قرار گرفتند.
در بیماران مبتلا به سینوزیت، فراوانترین عامل بیماریزا باکتریها (۵۱/۶۵) و شایعترین باکتریهای هوازی
. در بیماران مبتلا به (P<۰,۰۰۰) جدا شده استافیلوکوک طلایی و اپیدرمیدیس (۹۲/۶۲ درصد) بودند
اوتیت مدیا نیز شایعترین عامل بیماریزا باکتریها بودند (۱۴/۷۱) و همچنین باکتریهای هوازی فراوانتر از
بی هوازیها بودند و شایعترین آنها انواع گونه های پسودوموناس و استاف اورئوس می باشد (مجموعا ۱۳/۵۷ درصد،
.(P<۰,۰۰۰
دکتر سیدفتح اله موسوی بفروئی، دکتر محمد فرهادی، دکتر احمد دانشی، دکتر شباهنگ محمدی،
جلد ۷، شماره ۲۲ - ( ۱۲-۱۳۷۹ )
چکیده
آترزی کوان یک اختلال مادرزادی است که بصورت یکطرفه یا دوطرفه بروز می نماید. ساختار محل انسداد می تواند مامبرانو (غشایی) یا استخوانی باشد.
آترزی کوان دوطرفه یک اورژانس طبی محسوب می شود. بعد از تثبیت وضعیت بیمار از نظر راه هوایی و راه تغذیه، مداخله جراحی انجام می پذیرد. روشهای مختلفی برای مداخله جراحی در این بیماری عنوان شده است. در این مقاله مداخله جراحی از طریق آندوسکوپی توضیح داده شده و مزایای آن نسبت به روشهای کلاسیک بیان گردیده است. از سال ۱۳۷۵ تا ۱۳۷۷ پنج بیمار آترزی کوان با روش آندوسکوپی در بخش گوش، گلو و بینی بیمارستان حضرت رسول اکرم (ص) مورد مداوا قرار گرفتند. این بیماران با عوارض ناچیز به نتایج مطلوب درمانی دست یافته اند.
دکتر محمد فرهادی، دکتر احمد دانشی، آذردخت طباطبایی، دکتر مسعود ستوده، دکتر علیرضا سالکمقدم، دکتر احمدرضا شمشیری،
جلد ۱۱، شماره ۴۲ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده
در این مطالعه به منظور بررسی سلولهای ایمنی، شمارش ۳CD، ۴CD و ۸CD و نسبت ۸CD/۴CD در مخاط سینوس و IgE سرم افراد بالغ مبتلا به سینوزیت مزمن که به بخش گوش و حلق و بینی مجتمع حضرت رسول اکرم(ص) مراجعه کرده و تحت عمل جراحی آندوسکوپی سینوس قرار گرفته بودند، صورت گرفت و با افراد سالم، مقایسه شد. در این مطالعه ۳ گروه تحت مطالعه قرار گرفتند که عبارت بودند از: گروه اول(۲۸ نفر) که سینوزیت مزمن داشتند و IgE سرم آنها بالاتر از میزان طبیعی بود، گروه دوم(۴۵ نفر) که سینوزیت مزمن داشتند و IgE سرم آنها در حد طبیعی بود و گروه سوم(۱۰ نفر) که به عنوان گروه شاهد(بدون سینوزیت مزمن و با IgE طبیعی) وارد مطالعه شدند. نتایج این مطالعه نشان داد که میزان ابتلا به سینوزیت مزمن در افرادی که IgE سرم بالاتر از حد طبیعی داشتند، بیش از افراد طبیعی بوده است(۰۱۲/۰=P). همچنین در زنانی که IgE بالاتر از IU/ml۱۰۰ داشتند، خطر ابتلا به سینوزیت مزمن نسبت به مردان بیشتر بود(۸/۲=OR، ۰۵/۰=P). از نظر سلولهای ایمنی هیچ گونه ارتباطی بین متوسط سلولهای ۳CD، ۴CD و ۸CD و نسبت ۸CD/۴CD با سن و میزان IgE سرم مشاهده نگردید. همچنین در مقایسهای که بین سلولهای ایمنی در ناحیهای از مخاط سینوس(سینوس اتمویید، سینوس ماگزیلاری و مخاط حفره بینی) انجام شد، نسبت ۸CD/۴CD در مخاط حفره بینی بیش از سینوس اتمویید(۶/۲ در برابر ۹/۱) و در اتمویید بیش از سینوس ماگزیلاری بود(۹/۱ در برابر ۹/۰). همچنین سلولهای ۸CD در سینوس ماگزیلاری بیش از اتمویید و حفره بینی مشاهده شد اما از نظر آماری اختلاف معنیداری وجود نداشت. تعداد سلولهای ۳CD در مخاط حفره بینی و سلولهای ۴CD در سینوس اتمویید بیشتر از ۲ ناحیه دیگر بود. همچنین گروهی که مبتلا به سینوزیت مزمن با پولیپ بینی بودند در مقایسه با گروهی که سینوزیت مزمن داشته و فاقد پولیپ بودند، سلولهای ۴CD بیشتری داشتند و این اختلاف معنیدار بود(۰۰۲/۰=P). به طور کلی نتایج این بررسی و بررسیهای انجام شده نشان میدهد که یک پاسخ التهابی قوی در سینوسها وجود دارد که این پاسخها در نواحی مختلف سینوسها یکسان نیست. این یافتهها در طراحی روشهای جدید درمانی در سنوزیت مزمن آلرژیک میتواند مفید باشد و به نظر میرسد برای به دست آوردن نتایج دقیقتر مطالعات وسیعتر با جزییات بیشتر مورد نیاز میباشد.
دکتر ولیا… حسنی، دکتر محمد فرهادی، دکتر احمد دانشی، دکتر شهرام ناصرنژاد، دکتر مهران کوچک، دکتر ابراهیم خاننیارک،
جلد ۱۱، شماره ۴۳ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده
روش بیهوشی یک عامل مهم و تعیین کننده در میزان خونریزی حین عمل است که میتواند عوارض حین عمل و بعد از آن را تحت تاثیر قرار دهد. دست یافتن به روشی که کمترین میزان خونریزی و عوارض را داشته باشد یک هدف مهم برای اغلب جراحیها به شمار میرود. در این تحقیق سعی شد تا با مقایسه ۲ روش بیهوشی در بیمارانی که تحت عمل جراحی اندوسکوپی سینوس قرار گرفته بودند، تفاوت میزان خون ریزی مورد مقایسه قرار گیرد. در این مطالعه ۴۶ بیمار که از نظر تقسیمبندی استاندارد بیهوشی در گروه ASAI قرار داشتند و فاقد هر گونه عامل مداخلهگر در میزان خونریزی بودند و برای اندوسکوپی سینوس به بیمارستان حضرت رسول، واحد تحقیقات گوش و حلق و بینی دانشگاه علوم پزشکی ایران مراجعه کرده بودند، انتخاب شدند و به ۲ گروه مساوی ۲۳ نفری به صورت اتفاقی تقسیم شدند. در گروه اول القای بیهوشی با پروپوفول و رمیفنتانیل و سیسآتروکوریوم صورت گرفت و جهت نگهداری بیهوشی از انفوزیون پروپوفول و رمیفنتانیل استفاده شد. ذکر این نکته لازم است که تمام بیماران قبل از القای بیهوشی ۷ میلیلیتر به ازای کیلوگرم مایع دریافت کردند و در صورتی که فشار خون آنها بالاتر از ۹۰ میلیمتر جیوه سیستولیک بود، با TNG فشار سیستولیک به حدود ۹۰ میلیمتر جیوه رسانده میشد. معیارهای سنجش خونریزی حین عمل عبارت بودند از: ۱- میزان خون موجود در ساکشن ۲- میزان خون موجود در فیلد جراحی ۳- تغییرات هموگلوبین بیمار قبل و بعد از عمل ۴- رضایت جراح از فیلد عمل که با معیارهای، “کاملا واضح”، “واضح اما کمی خونریزی دارد”، “خونریزی در فیلد زیاد است” ارزیابی شد. با توجه به اطلاعات به دست آمده و تجزیه و تحلیل آماری، میزان خونریزی در ۲ گروه پروپوفول ـ رمیفنتانیل و ایزوفلوران ـ رمیفنتانیل تفاوت معنیداری با هم نداشت. تغییرات هموگلوبین قبل و بعد از عمل در ۲ روش اخلاف معنیداری را نشان نداد و رضایت جراح از فیلد عمل به صورت بسیار عالی و بدون خونریزی بود. در نهایت میتوان گفــت از آن جا که عوامل بررسی شده تفاوت معنیداری با هم نداشتنــد، هر دو روش پروپوفول ـ رمیفنتانیل و ایزوفلوران ـ رمیفنتانیل میزان خون ریزی را به طور چشمگیری کاهش میدهند(۶± ۲۸ میلیلیتر) و از نظر آماری تفاوتی با یکدیگر ندارند.
دکتر پیروز صالحیان ، دکتر محمد فرهادی، دکتر ابراهیم امین تهران، دکتر ندا میرزمانی،
جلد ۱۲، شماره ۴۵ - ( ۳-۱۳۸۴ )
چکیده
کارسینوم نازوفارنکس به ویژه در بیماران ساکن مناطق آندمیک خاور دور به طور شایع همراه با ویروس اپشتاینبار میباشد. بررسی آنتیژنهای هستهای و DNA ویروس در سلولهای کارسینوم نازوفارنکس نشان داده است که این ویروس میتواند سلولهای اپیتلیال را آلوده کرده و سبب ترانسفورماسیون آن به سوی بدخیمی شود. ویروس پاپیلومای انسانی ( HPV ) ویروسی انکوژنیک با تمایل به سلول های اپیتلیال است که همراهی آن با تعدادی از تومورهای سر و گردن از جمله کارسینوم نازوفارنکس شناسایی شده است. این مطالعه گذشتهنگر جهت بررسی میزان فراوانی ویروس اپشتاینبار و ویروس پاپیلومای انسانی زیرگروههای ۱۱/۶ و ۱۸/۱۶ صورت گرفت و طی آن نمونههای بافتی ثابت شده در فرمالین مربوط به ۲۰ بیمار مبتلا به کارسینوم نازوفارنکس با روش هیبریداسیون درجا مورد بررسی قرار گرفت. از نظر زیرگروه هیستولوژیک براساس سیستم طبقهبندی WHO ، ۱۶ نمونه(۸۰%) از نوع کارسینوم تمایز نیافته(نوع III WHO ) و ۴ نمونه(۲۰%) از نوع سنگفرشی غیرشاخی شونده (نوع II WHO ) بودند. از نظر مرحله یا Stage بیماری براساس سیستم طبقهبندی AJCC ( American Joint Committee of Cancer ) ۱۰% بیماران در مرحله I ، ۵% در مرحله II ، ۲۵% در مرحله III و ۶۰% در مرحله IV قرار میگرفتند. تقریباً ۵۵% بیماران در زمان تظاهر بیماری متاستاز به غدد لنفاوی گردن داشتند. با روش هیبریداسیون درجا و استفاده از پروب DNA کنژوگه با فلورسئین، EBER در ۱۹ مورد(۹۵%) از ۲۰ نمونه مورد مطالعه شناسایی گردید. با روش هیبریداسیون درجا با تقویت سیگنال با تیرامید و استفاده از پروب DNA حاوی بیوتینیل، سکانس HPV DNA زیر گروه ۱۱/۶ در ۲ نمونه(۱۰%) شناسایی شد و سکانس HPV DNA ساب تایپ ۱۸/۱۶ نیز تنها در ۲ نمونه(۱۰%) مشاهده گردید. همراهی EBV و HPV در ۳ مورد(۱۵%) وجود داشت. این مطالعه همراهی قوی(۹۵%) کارسینوم نازوفارنکس از نوع تمایز نیافته و سنگفرشی غیرشاخی شونده را با EBV نشان داد در حالی که همراهی HPV با EBV تنها در ۱۵% موارد نمونههای کارسینوم نازوفارنکس مشاهده گردید. این اختلاف میان نتایج مطالعه حاضر و نتایج حاصل از مطالعات قبلی ممکن است ناشی از اختلاف جغرافیایی و تفاوت در عوامل محیطی درگیر باشد.
دکتر ثمیله نوربخش، دکتر محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی،
جلد ۱۲، شماره ۴۸ - ( ۶-۱۳۸۴ )
چکیده
زمینه و هدف: اریون در ایران آندمیک است. به علت بالا بودن درصد افراد غیرواکسینه جوان(کمتر از ۱۵ سال) در ایران، احتمالاً بروز اریون و عوارض آن در مقایسه با کشورهای توسعه یافته قبل از واکسیناسیون عمومی بیشتر است. هدف از این تحقیق تعیین نقش اریون در کری عصبی کودکان بوده است. روش بررسی: این مطالعه مقطعی توصیفی در سالهای ۱۳۸۲-۱۳۸۱ برروی ۸۷ کودک حداکثر تا ۱۴ سال مبتلا به کری عصبی و ۳۰ کودک شاهد در بخش کودکان و گوش و حلق و بینی بیمارستان رسول اکرم(ص) تهران انجام گرفت. در نمونه خون کودکان، وجود IgM و IgG اختصاصی اریون به روش الیزا بررسی شد. یافتهها: میانگین سنی افراد تحت بررسی، ۹/۲۷±۸/۳۹ ماه و ۶/۶۰ درصد پسر و ۴/۳۹ درصد دختر بودند. گروه سنی ۳ تا ۵ سال بیشترین فراوانی(۵/۵۱%) و سن بالاتر از ۱۰ سال کمترین فراوانی را داشتند. عفونت حاد اریون(IgM) در ۳/۸درصد و ایمنی قبلی به اریون(IgG) در ۱/۲۴درصد کل موارد دیده شد. بیشترین فراوانی عفونت حاد اریون(IgM مثبت) در گروه سنی ۳ تا ۵ سال بود و در گروههای سنی مختلف تفاوت نداشت(۱۱/۰=p). بیشترین فراوانی ایمنی قبلی اریون(IgG مثبت) در گروه سنی ۵-۳ سال و در گروههای سنی مختلف متفاوت بود(۰۵/۰=p). ابتلا به عفونت حاد(IgM) و قبلی اریون(IgG) به جز میانگین سن کودکان(۰۱۳/۰؛ ۰۱۵/۰=p)، در گروه بیمار و شاهد و دو جنس تفاوتی با گروه غیرمبتلا نداشت(۴/۰؛۱=p). ۷۵ درصد کل کودکان فاقد ایمنی به اریون بودند. ۲۴درصد کودکان با کاهش شنوایی(مانند کودکان سالم) ایمنی به اریون داشتند. ۸/۸درصد کودکان ۳ تا ۵ سال گروه بیمار در مقایسه با ۸/۶درصد گروه شاهد، مبتلا به عفونت حاد اریون بودند(۱۱/۰=p) اما ایمنی قبلی به اریون در گروه بیمار کمتر از شاهد بود(۴/۰=p). نتیجهگیری: بنابراین عفونت اریون در کودکان ۳ تا ۵ سال مبتلا به کاهش شنوایی عصبی شایعتر و مهمتر از سایر سنین است. چون با افزایش سن ابتلا به اریون، احتمال بروز کاهش شنوایی عصبی هم افزایش خواهد یافت. پیشگیری از اریون با واکسن موثر و ارزان اریون کمککننده است. بنابراین با انجام واکسیناسیون وسیع اریون در جمعیت کمتر از ۲۰ سال، میتوان هزینه ابتلا به اریون و عوارض آن را کاهش داد.
دکتر احمد دانشی، دکتر مهدی یداله زاده، دکتر مریم حسیننژاد یزدی، دکتر شباهنگ محمدی، حسامالدین امام جمعه، دکتر محمد فرهادی،
جلد ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۱-۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه و هدف: شروع زودرس توانبخشی برای تکامل مناسب گفتار و زبان متناسب با سن، ضروری است. مطالعات زیادی جهت مقایسه عوامل موثر بر پشبرد نتایج کاشت حلزون انجام گرفته است تا معیارهایی جهت انتخاب کاندیدهایی مناسبتر به دست آید. در این مطالعه سعی شده است سطح ادراک شنیداری و وضوح کلامی در کم شنوایان عمیق ارثی و غیرارثی مورد بررسی قرار گیرد. روش بررسی: این مطالعه مقطعی به صورت سرشماری بر روی ۳۲۲ بیمار پرهلینگوال(کمتر از ۷ سال) مبتلا به کمشنوایی عمیق(عدم توانایی درک اصوات صوتی در شدت صوتی حداقل ۹۰ دسیبل) مراجعه کننده به مرکز کاشت حلزون در بیمارستان رسول اکرم(ص) طی سالهای ۱۳۷۱ الی ۱۳۸۳، انجام شده است. جهت تعیین سطح ادراک شنیداری از آزمون استاندارد CAP و آزمون استاندارد کلمات دو سیلابی و جهت تعیین سطح وضوح کلامی از آزمون استاندارد SIR، در حدود ۲ سال بعد از انجام کاشت حلزون استفاده شد. در صورت وجود ازدواج فامیلی نزدیک پدر و مادر، وجود کمشنوایی عمیق در والدین و یا اقوام درجه اول به همراه عدم وجود علت مشخصی برای کم شنوایی به عنوان کم شنوایی ارثی و سایر موارد به عنوان کم شنوایی غیرارثی در نظر گرفته شدند. یافتهها: میانگین سنی بیماران بررسی شده در زمان کاشت حلزون ۴۷/۷۱ ماه با انحراف معیار ۵۱/۳۵ بود. ۵/۴۲ درصد بیماران کم شنوایی عمیق ارثی و ۵/۵۷ درصد کم شنوایی عمیق غیرارثی داشتند. میانه سطح ادراک شنیداری در بیماران مبتلا به کم شنوایی عمیق ارثی و غیرارثی، برابر درک عبارت بدون لبخوانی بود. میانگین امتیازهای ادراک شنیداری کلمات دو سیلابی در کودکان کمشنوای عمیق ارثی برابر ۷۸/۴۵ درصد با انحراف معیار ۷۳/۳۴ و در گروه کم شنوای عمیق غیرارثی برابر ۲۸/۴۶ درصد با انحراف معیار ۸۵/۳۳ بود. میانه سطح وضوح کلامی در هر دو گروه مبتلا به کمشنوایی عمیق ارثی و غیرارثی برابر گفتار پیوسته واضح برای افراد دارای توجه کافی، بود. بدین ترتیب بین دو گروه کم شنوایی عمیق ارثی و غیرارثی، اختلاف فراوانی سطوح مختلف ادراک شنیداری و وضوح کلامی و میانگین درصد ادراک شنیداری کلمات دو سیلابی از نظر آماری معنیدار نبود. نتیجهگیری: مطابق یافتههای این پژوهش، ارثی بودن و نبودن کم شنوایی، به عنوان عملی کمک کننده جهت انتخاب کاندیدهای عمل کاشت حلزون نمیباشد.
آذردخت طباطبایی، دکتر محمد فرهادی، دکتر احمدرضا شمشیری، دکتر ثمیله نوربخش، دکتر شباهنگ محمدی، رضا فلک،
جلد ۱۳، شماره ۵۰ - ( ۱-۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه و هدف: پولیپ بینی از یافتههای نسبتاً شایع در بیماران مراجعه کننده به متخصصین گوش و حلق و بینی میباشد. برخی از متخصصین معتقد به همراهی پولیپ بینی با عوامل قارچی، در بعضی بیماران، میباشند. این امر ما را بر آن داشت تا در مورد صحت این مطلب مطالعهای به شرح ذیل انجام دهیم. روش بررسی: در این مطالعه مقطعی، ۱۱۸ بیمار مبتلا به پولیپ بینی که برای عمل مربوطه در بخش ENT بیمارستان رسول اکرم(ص) بستری شده بودند بررسی شدند. جهت تجزیه و تحلیل نتایج از نرمافزار spss و آزمونهای آماری کای دو، Fisher exact test و t استفاده شد. یافتهها: ۷/۶۲ درصد بیماران مرد و ۳/۳۷ درصد زن بودند. میانه سن آنها ۳۵ سال(۱۲ تا ۷۰ سال) بود. از این تعداد، ۵/۵۲ درصد IgE بیش از حد طبیعی و ۵/۴۷ درصد میزان IgE سرم طبیعی داشتند. آزمایش مستقیم از نظر قارچ در ۵/۳۲ درصد موارد مثبت و در ۵/۶۷ درصد موارد منفی بود. همچنین کشت قارچ در ۴/۳۶ درصد موارد مثبت و در ۶/۶۳ درصد موارد منفی شد. قارچهای جدا شده به ترتیب شیوع عبارت از آسپرژیلوس ۹/۵۰ درصد، کاندیدا ۵/۳۴ درصد، پنیسیلیوم ۳/۷ درصد، آلترناریا ۵/۵ درصد و کوروولاریا ۸/۱ درصد بودند. میانگین سن بیماران مبتلا به قارچ بیشتر از غیرمبتلایان به قارچ بود(۴۰ در مقابل ۳۵ سال) و این اختلاف از نظر آماری نزدیک به معنیداری بود(۰۶/۰=p). بیمارانی که IgE بیشتر از ۱۰۰ واحد در میلیلیتر داشتند، بیشتر مبتلا به قارچ بودند(از نظر کشت و آزمایش مستقیم، ۰۰۱/۰p<). نتیجهگیری: با توجه به نتایج، به نظر میرسد که در بیماران مبتلا به پولیپ بینی، بالا بودن IgE سرم و عفونت قارچی میبایست مورد توجه قرار گیرند. البته با توجه به این که اکثر بیماران ما در سوابق خود علاوه بر داشتن پولیپ، به سینوزیت مزمن نیز مبتلا بودند، احتمال دارد که علت جدا شدن تعداد زیاد موارد مثبت قارچ از نمونه پولیپ نیز همین مورد باشد. لذا نیاز به انجام تحقیقات بیشتر و با لحاظ کردن بیماران سینوزیتی و مبتلایان به سینوزیت آلرژیک قارچی لازم مینماید.
دکتر محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، دکتر مهدی شکرآبی، دکتر احمدرضا شمشیری، دکتر مریم کدیور، دکتر ثمیله نوربخش،
جلد ۱۳، شماره ۵۲ - ( ۶-۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه و هدف: فرضیههای متعددی به عنوان مکانیسم پایه ایجاد پولیپ بینی مطرح هستند. به منظور بررسی یکی از علل احتمالی که میتواند اختلال در تنظیم پاسخهای ایمنی سیستمیک فرد باشد، مطالعه حاضر طراحی شد تا ارتباط ارتشاح سلولهای T در مخاط با شدت بروز واکنشهای آلرژیک اختصاصی بررسی شود. روش بررسی: ایــن مطالعــه از نوع مطالعات مقطعی است. ۶۰ بیمار مبتلا به پولیپ بینی با میانه سنی ۳۴ سال(۶۹-۱۳ سال) که برای درمان به بخش گــوش و حلــق و بینــی بیمارستــان حضــرت رسول اکرم(ص) مراجعه کرده بودند، وارد مطالعه شدنــد. ۳/۵۹% بیمــاران مــرد بودنــد. جهــت اندازهگیــری IgE توتال ســرم، IgE اختصاصی (با روش الیزا) و شمارش سلولهای ایمنی و زیرگروههای آن[با روشهای APAAP(Alkaline phosphatase anti alkaline phosphatase) و LSAB(Labeled streptavidin biotin)]، نمونههای خون و بافت پولیپ گرفته شد. یافتهها: ۷/۵۶% بیماران، IgE بیشتر و مساوی ۱۰۰ واحد در میلیلیتر داشتند و ۳/۴۳% بیماران، IgE کمتر از ۱۰۰ داشتند. در ۴۵% بیماران، از بین آزمونهای انجام شده برای تعیین وجود IgE اختصاصی، حداقل یکی از سه تست آلرژنها مثبت شد. تعداد لنفوسیتهای CD۸ مثبت در بیماران دارای IgE اختصاصی، بیشتر مشاهده شد(۰۴/۰=p)، همچنین میزان IgE سرمی در بیماران با IgE اختصاصی، بیشتر بود(۰۰۱/۰=p). در آنالیز Multivariate، مشخص شد که سطح سرمی IgE، نسبت CD۴+ به CD۸+ و سن با مثبت شدن IgE اختصاصی بیماران مبتلا به پولیپ بینی ارتباط دارند(۰۰۱/۰P<؛ ۱=R۲). نتیجهگیری: از نظر ایمونوپاتولوژیک، سنتز IgE در بیماران آلرژیک، بی فازیک است و معمولاً در تحریک اولیه سیستم ایمنی، IgE توتال افزایش یافته و به مرور در طی پدیده Affinity maturation، IgE اختصاصی افزایش مییابد؛ لذا در بیماران با IgE اختصاصی، غلظت IgE به صورت مداوم افزایش یافته باقی میماند. احتمالاً کاهش لنفوسیتهای CD۴+ در مطالعه اخیر مرتبط با کاهش سلولهای تنظیمی TH۱ بوده و افزایش سلولهای CD۸+، مرتبط با افزایش سلولهایی است که دارای توانمندی برای ترشح سیتوکینهایی هستند که در روند سلولهای TH۲ موثرند یا در تنظیم فعالیت سلولهای TH۱ اثر میگذارند. توجیه دقیق نقش زیرگروههای متعدد لنفوسیت T مدیون تمایز و تفکیک زیرگروههای لنفوسیتهای TH۱ و TH۲ در پولیپ بینی است که نیاز به مطالعه بیشتری دارد.
دکتر ولیا... حسنی، دکتر محمد فرهادی، دکتر آذین میرصدرایی،
جلد ۱۳، شماره ۵۳ - ( ۱۰-۱۳۸۵ )
چکیده
زمینه و هدف: پاراستامول، یک مسکن غیرمخدری و NON NSAIDs(Non Non-steroidal anti-inflammatory drugs) با عملکرد مرکزی است. این دارو در آثار ضد دردی، با داروهای مخدر موجود شباهت دارد، اما از آنجا که عوارض مربوط به آنها را ندارد، با آنها متفاوت است. رمی فنتانیل، یک مخدر کوتاه اثر است که در این مطالعه تأثیر این دو دارو بر عمق بیهوشی با استفاده از BIS(Bispectral index) مورد بررسی قرار گرفته است.BIS ، پارامتری از EEG(Electroencephalograph) است. مقدار صفر BIS، نشان دهنده الکتروآنسفالوگرام ایزوالکتریک و عدد ۱۰۰، بیانگر بیداری است. روش بررسی: این مطالعه از نوع کارآزمایی بالینــی تصادفی است که بر روی ۱۰۰ بیمار کلاس یک ASA (American society of anesthesiologists) که کاندید انجام عمل جراحـــی آندوسکوپــی سینــوس بودنـــد، انجام شد. در ضمــن، بیمــاران خــارج از محدوده سنــی ۴۵-۱۵ ســال که در کلاس یک ASA قرار نمیگرفتند، از مطالعه خارج شدنــد. افراد مورد مطالعه به صورت تصادفی به دو گروه ۵۰ نفــری (گــروه ۱: پاراستامول و گروه ۲: رمی فنتانیل) تقسیــم شدنــد. برای هر دو گروه فوق نیــز از فنتانیــل بــه مقــدار ۱میکروگــرم به ازای هر کیلوگرم از وزن به عنوان پیش دارو استفــاده شــد. در گروه اول، جهت القای بیهوشی، پروپوفل به میزان ۵/۲ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم و سیــسآتراکوریوم به میــزان ۱۵/۰میلیگــرم بــه ازای هــر کیلوگــرم به طــور وریدی تجویز شد و به عنوان نگهدارنده بیهوشی، پروپوفــل بــه میـــزان ۱۰۰ میکروگــرم بــه ازای هر کیلوگرم در دقیقه به طور انفوزیون N۲O ۵۰%، O۲ ۵۰%(معادل حجم دقیقهای[Minute volume=MV]) و پاراستامول به صورت انفوزیون به میزان ۱ گرم هر ۴ ساعت تجویز گردیدنــد. در گــروه دوم، جهت القای بیهوشی، پروپوفل به میزان ۵/۲ میلیگرم به ازای هر کیلوگرم و سیس آتراکوریوم به میــزان ۱۵/۰ میلیگــرم بــه ازای هــر کیلوگـــرم بــه طــور وریدی تجویز گردیدند و به عنــوان نگهدارنــده بیهوشــی، پروپوفل به میزان ۱۰۰ میکروگرم به ازای هر کیلوگرم در دقیقه به صورت انفوزیون O۲ ۵۰% و N۲O ۵۰%(معادلMV) و رمی فنتانیل به میزان ۱ میکروگرم به ازای هر کیلوگرم در دقیقه به طور وریدی تجویز گردیدند. در هر دو گروه، با استفاده از دستگاه BIS، عمق بیهوشی در زمان القای بیهوشی، لارنگوسکوپی، لولهگذاری، برش جراحی و حین جراحی اندازهگیری شد. همچنین فشارخون و ضربان قلب بیماران نیز در پرسشنامه ثبت گردید. سپس اطلاعات موجود وارد رایانه گردید. یافتهها: دادهها با استفاده از آزمون T Test نمونهای غیر وابسته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. از نظر آماری ۰۵/۰Pvalue<، معنیدار بحساب میآمد. تجزیه تحلیل آماری متغیرها، تفاوت آماری معنیداری بین دو گروه مورد نظر نشان نداد(۰۵/۰Pvalue>)، به عبارت دیگر از نظر تأثیر بر عمق بیهوشی، تفاوتی بین پاراستامول و رمیفنتانیل وجود نداشت. نتیجهگیری: مطالعه فوق نشان میدهد که انفوزیون پاراستامول میتواند جایگزین انفوزیون رمیفنتانیل در عمق بیهوشی شود و تثبیت همودینامیک بیمار در طول عمل را اعمال نماید.
دکتر ثمیله نوربخش، دکتر محمد فرهادی، آذردخت طباطبایی، دکتر علی محمدپور میر،
جلد ۱۴، شماره ۵۷ - ( ۱۱-۱۳۸۶ )
چکیده
زمینه و هدف: عفونتهای مکرر و یا مزمن آدنوتونسیلر، بیشتر کودکان را گرفتار میکند. فراوانی پاتوژنهای تنفسی بالقوه در سطح آدنوئید و لوزه کودکان مبتلا به علایم متوسط تونسیلوفارنژیت و یا هیپرتروفی آدنوتونسیلر، تفاوت زیادی با کودکان بدون علامت ندارد. کلامیدیاپنومونیه، پاتوژن شایع دستگاه تنفسی کودکان است. در مورد کلونیزاسیون واقعی و لکالیزاسیون باکتری در دستگاه تنفسی، اطلاعات زیادی در دسترس نیست. یافتههای اخیر نشان میدهند که احتملاً کلامیدیا، یک پاتوژن شایع در نسج آدنوئید کودکانی که آدنوئیدکتومی میشوند، میباشد. هدف از این مطالعه، تعیین عفونت کلامیدیا پنومونیه در نسج آدنوئید کودکانی که آدنوئیدکتومی میشوند با روش PCR(Polymerase chain reaction) و اندازهگیری آنتیبادی اختصاصی در سرم بیماران بود. روش بررسی: این مطالعه، از نوع مقطعی ـ توصیفی بود که در طی ۱ سال(۸۵-۱۳۸۴)، بر روی ۴۴ نمونه آدنوئید کودکانی که در بخش گوش و حلق و بینی مجتمع حضرت رسول اکرم(ص)، آدنوئیدکتومی شدند، آزمایش اختصاصی PCR کلامیدیا انجام گرفت. ۱۶۸ آزمایش سرولوژی الیزا(۲ نوع آنتیبادی فاز حاد و قبلی برای هر نمونه) انجام شد. نمونهها از ۵۳ بیمار(۱/۶۳%) و ۳۱ کودک سالم(۹/۳۶%) گرفته شدند. اطلاعات جمعآوری شده توسط نرمافزار آماری(version ۱۰,۵)SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافتهها: سن بیماران، ۱۴-۳ سال با دامنه ۱۱ سال و میانگین سنی ۹۵/۷ سال و انحراف معیار ±۹۸/۱ سال بود. ۸/۵۴% بیماران، پسر و ۲/۴۵%، دختر بودند. فصل آدنوئیدکتومی در ۲۴% موارد، بهار، در ۱۸%، تابستان، در ۳۶%، پاییز و در ۲۲%، زمستان بود. با روش PCR، DNA کلامیدیا در ۷ نمونه از ۴۴ نمونه آدنوئید بیماران(۹/۱۵%) مثبت بود. مثبت شدن PCR، بین دو جنس و در گروههای سنی، تفاوتی نداشت. از کل کودکان، ۷/۳% به عفونت حاد مبتلا بودند و ۳/۱۲% ایمنی قبلی به کلامیدیا داشتند. با روش سرولوژی، از ۵۱ بیمار فقط ۱ مورد(۲%)، عفونت حاد و ۶ نفر(۸/۱۱%)، ایمنی قبلی به کلامیدیا داشتند. بین گروه بیمار و شاهد، ایمنی حاد و قبلی به کلامیدیا تفاوتی نداشت. نتیجهگیری: نتایج نشان میدهند که عفونت کلامیدیایی یافته نسبتاً شایعی در نسج آدنوئید کودکانی که آدنوئیدکتومی میشوند، میباشد. نسج آدنوئید میتواند به عنوان مخزن باکتریهای ایجاد کننده عفونت سینوس و ریه و حتی عفونتهای مزمن گوش باشد. اگر چه کلامیدیا پنومونیه یافته شایعی در آدنوئید کودکانی که آدنوئیدکتومی میشوند، میباشد اما اینکه کلامیدیا در گروه بیماران نقش پاتوژن دارد را نمیتوان با نتایج این مطالعه به تنهایی مشخص نمود. توصیه میشود، در صورت عدم پاسخ درمانی آدنوئیدیت به داروهای معمول، قبل از عمل جراحی، از آنتیبیوتیکهای موثر بر عفونت کلامیدیا(مناسب با سن مریض) مانند اریترومایسین یا تتراسیکلین و یا ماکرولیدهای جدید مثل آزیترومایسین یا کلاریترومایسین استفاده شود.
آذردخت طباطبائی، دکتر محمد فرهادی، دکتر ثمیله نوربخش، دکتر مهدی شکرآبی، دکتر احمد رضا شمشیری، دکتر نجمهالسادات علیرضایی، دکتر امیر واشقانی فراهانی،
جلد ۱۵، شماره ۰ - ( پاییز و زمستان ۱۳۸۷ )
چکیده
زمینه و هدف: در مورد پاتوژنز رینوسینوزیتهای مزمن و پولیپ بینی، وجود زمینه التهابی تا حدودی مسجل است، ولی عوامل قطعی آن همچنان ناشناختهاند. در این تحقیق، از بین عوامل عفونی دو باکتری مایکوپلاسما و کلامیدیا که نقش عمدهای در انواع بیماریهای دستگاه تنفسی دارند، در نمونه بافت پولیپ بینی به عنوان عوامل اتیولوژیک مورد بررسی قرار گرفتند.
روش بررسی: در این مطالعه مقطعی توصیفی ـ تحلیلی، ۵۱ بیمار مبتلا به پولیپ بینی و ۱۹ فرد سالم (که به دلیل شکستگی بینی مورد عمل جراحی قرار خواهند گرفت) از مراجعین به بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص)، وارد مطالعه شدند. از بیماران، نمونه خون برای تست ELISA و نمونه بافت پولیپ (و از گروه شاهد مخاط شاخک تحتانی) برای تست PCR گرفته شد. جهت آنالیز آماری از آمارههای توصیفی و از آزمونهای کای دو، مک نمار و ضریب توافق کاپا استفاده شد.
یافتهها: درصد موارد مثبت آزمونهای سرولوژی IgM و IgG و تست PCR برای کلامیدیا به ترتیب در گروه بیماران ۸/۹،۱/۴۷ و ۸/۷ درصد، و در گروه شاهد صفر، ۴/۴۷ و صفر درصد بود، که اختلاف بین دو گروه از نظر آماری معنیدار نبود. این نتابج برای مایکوپلاسما به ترتیب در گروه بیماران ۷/۱۵، ۶/۶۸، ۶/۱۹ درصد، و در گروه شاهد ۸/۱۵، ۴/۴۷ و صفر درصد بود که اختلاف بین دو گروه از نظر تستهای سرولوژی PCR, (IgG) (polymerase chain reaction) قابل توجه بود (p-Value به ترتیب ۱۰/۰ و ۰۵/۰).
نتیجهگیری: از دو عامل میکروبی مورد بررسی در این مطالعه، امکان ارتباط عفونت مایکوپلاسمایی با پولیپ بینی قوت گرفت؛ ولی همچنان به مطالعات بزرگتر با لحاظ کردن عوامل مداخلهگر بیشتر نیاز است.
آذردخت طباطبایی، دکتر محمد فرهادی، دکتر احمد رضا شمشیری، دکتر ثمیله نوربخش، دکتر مهدی شکر آبی، دکتر شیما جوادینیا،
جلد ۱۷، شماره ۷۴ - ( ۵-۱۳۸۹ )
چکیده
زمینه و هدف: مطالعات چندی به بررسی هلیکوباکتر پیلوری (Helicobacter pylori-H.pylori) در مخاط سینوس و بینی بیماران مبتلا به رینوسینوزیت مزمن پرداخته اند، ولی مطالعه مستقیم این باکتری در بافت پولیپ بینی محدود است. لذا، هدف از انجام این پژوهش بررسی فراوانی باکتری هلیکوباکتر پیلوری در بافت پولیپ و مخاط سینوس بیماران مبتلا به پولیپ بینی در مقایسه با مخاط سینوس افراد سالم بود.
روش کار: در این مطالعه مورد- شاهدی ۶۲ بیمار مبتلا به پولیپ بینی و تعداد ۲۵ فرد سالم (که به دلیل شکستگی بینی مورد عمل جراحی قرار گرفتند) با روش نمونهگیری غیر احتمالی متوالی وارد مطالعه شدند. این افراد سن بالاتر از ۱۲ سال داشتند و مبتلا به بیماری زمینهای مزمن نبودند. برروی سرم افراد، آزمون الیزا برای بررسی آنتیبادیهای A و G ضد هلیکوباکتر پیلوری و برروی نمونه بافت پولیپ بینی بیماران و مخاط سینوس گروه شاهد، آزمون PCR انجام شد. جهت مقایسه فراوانی متغیرهای مورد مطالعه بین دو گروه از آزمون کای-دو استفاده شد.
یافتهها: میانه سنی گروه بیماران ۳۸ سال (۱۲ تا ۶۵ سال) و گروه شاهد ۲۶ سال (۱۸ تا ۵۴ سال) بود. درصد مردها در گروه بیماران ۶۳ % و در گروه شاهد ۴۰ % بود. موارد IgA مثبت بین دو گروه بیمار و شاهد یکسان بود (۵/۱۴ % درمقابل ۴ %،�٢٧/٠=p-value)، ولی IgG اختلاف معنیداری داشت (۷۱ %درمقابل ۳۲ %، ٠٠١/٠p-value=). نتایج PCR نیز بین دو گروه تفاوت داشت (۳/۳۲ %درمقابل ۴ %، ٠٠٥/٠p-value=). موارد مثبت توام PCR و IgG نیز در گروه بیماران بیشتر بود (۲۹ % درمقابل ۴ %،�٠١/٠p-value=).
نتیجهگیری: به نظر میرسد باتوجه به مطالعات مولکولی و تغیرات غلظت IgG برای هلیکوباکتر پیلوری، این باکتری میتواند به عنوان یکی از عوامل کاندید در بروز ضایعات پولیپی مطرح باشد.
دکتر مونا فرهادی، دکتر سید بهنام الدین جامعی، پریسا حیات،
جلد ۱۸، شماره ۹۰ - ( ۹-۱۳۹۰ )
چکیده
زمینه و هدف : نوروپاتی های محیطی و مرکزی یکی از مهمترین عوارض ابتلا به دیابت شیرین می باشد، تاکنون مکانیسم های دقیق سلولی و مولکولی نوروتوکسیسیتی ناشی از افزایش گلوکز مشخص نگردیده است. در تحقیقات سال های اخیر به نقش رادیکال های آزاد به عنوان یکی از دلایل نوروپاتی های دیابتیک توجه شده است. بر این مبنا استفاده از آنتی اکسیدان ها یکی از گزینه های درمانی برای جلوگیری از آسیب های ناشی از عوامل استرس اکسیداتیو مانند افزایش گلوکز می باشد. در تحقیق حاضر اثرآنتی اکسیدانی عصاره تام و فلاو نوییدی گیاه سس با نام علمی Cuscuta lehmanniana Bunge ، که گیاه انگلی بومی ایران می باشد ، برسلولهای ۱۲ PC تحت تیمار با افزایش گلوکز به عنوان مدل سلولی نوروپاتی دیابتیک استفاده گردید.
روش کار : در تحقیق حاضر از سلول های رده ۱۲ PC در محیط کشت با افزایش گلوکز به عنوان القا مدل سلولی نوروپاتی دیابتیک استفاده گردیده است.از گیاه سس، پس از جمع آوری عصاره تام و فلاونوییدی تهیه گردید. فعالیت به دام اندازی رادیکال های آزاد عصاره های گیاه به روش (۲,۲-diphenyl-۱-picrylhydrazyl) DPPH و سپس اثر عصاره تام و فلاو نوییدی بر روی سلول های ۱۲ PC تحت افزایش گلوکز با استفاده از تست MTT ، رنگ آمیزی هسته ای PI-Annexin و وسترن بلاتینگ ( Western blot ) برای پروتئین پروآپوپتوتیک Bax مورد مطالعه قرار گرفت .
یافته ها : نتایج DPPH نشان داد که عصاره تام و فلاو نوییدی گیاه سس دارای خاصیت به دام اندازی رادیکال های آزاد می باشند. پس از به کار بردن عصاره فلاو نوییدی با غلظت µg/ml ۵۰ رادیکال های آزاد نسبت به گروه کنترل، ۴۵/۷۰% کاهش نشان داده اند . نتایج تست MTT هم چنین نشان داد که عصاره تام گیاه در غلظت ۱۰۰µg/ml و عصاره فلاو نوییدی با غلظت ۵۰µg/ml توان حیاتی سلول ها را به ترتیب ۷۰ و ۸۳% افزایش داده است. رنگ آمیزی Annexin نشان داد که تعداد سلول های آپوپتوتیک در مقایسه با گروه کنترل از ۲/۳۸% به ۸/۱۵% کاهش یافته است، سنجش وسترن بلاتینگ هم چنین نشان دهنده کاهش معنی دار بیان پروتئین پروآپوپتوتیک Bax متعاقب استفاده از عصاره تام و فلاونوییدی می باشد.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های این تحقیق عصاره تام و فلاونوییدی گیاه سس دارای خاصیت نوروپروتکتیو در برابر افزایش گلوکز در محیط کشت می باشند، به نظر می رسد خواص درمانی این گیاه بتواند در کنترل و یا کاهش نوروپاتی های دیابتیک موثر واقع گردد.
دکتر میترا براتی، دکتر سیامک خالقی، دکتر حمیده معتمد رستگار، دکتر مهشید طالبی طاهر، نیوشا فرهادی،
جلد ۲۰، شماره ۱۱۰ - ( ۵-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف:
گاستروستومی آندوسکوپیک از راه پوست یک روش استاندارد برای تغذیه روده ای در
بیمارانی است که نیاز طولانی مدت به تغذیه روده ای به علت اختلال بلع دارند. هدف
این مطالعه ارزیابی عوارض گاستروستومی آندوسکوپیک از را پوست با روش pull است.
روش کار:
از دی ماه ۱۳۸۹ لغایت دی ماه ۱۳۹۰، ۷۴ بیمار تحت گاستروستومی آندوسکوپیک از راه
پوست با روش pull در بیمارستان حضرت رسول اکرم(ص) قرار
گرفتند. مشخصات بالینی بیماران مربوط به عوارض در یک مطالعه گذشته نگر و مقطعی
مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. پریتونیت، آبسه، سپتی سمی و خونریزی عوارض بزرگ تر
در نظر گرفته شد. مشکلات لوله شامل خروج، انسداد، نشت، استفراغ و عفونت به عنوان
عوارض کوچک تر تقسیم بندی شد.
یافته ها:
میانگین سنی بیماران ۴۴±۶۰ سال بود ( بین ۵ تا ۹۰ سال)، ۵۴% نفرآنها زن (۴۰) و
۴۵% نفر آنها مرد (۴۳) بودند. شایع ترین علت استفاده از گاستروستومی آندوسکوپیک
از راه پوست بیماری نورولوژیک در ۷۳% موارد بود. میزان عارضه به طور کلی ۹/۱۸%
بود. میانگین زمان بروز عارضه بعد از گاستروستومی آندوسکوپیک از راه پوست ۱۳/۱۰۷±
۸۵/۷۸ روز
و ۶/۸۴% عوارض در ۳ ماهه اول رخ داد. میانگین سن بیماران دچار عارضه شده ۶۲/۶۶ با
انحراف معیار ۴۵/۱۵روز بود. بین میانگین سنی وهمچنین جنس بیماران دچار عارضه و
بدون عارضه اختلافی وجود نداشت. بروز عارضه با سن، جنس، بیماری زمینه ای و مدت
اقامت در بیمارستان قبل از گاستروستومی آندوسکوپیک از راه پوست ارتباطی نداشت.
نتیجهگیری:
گاستروستومی آندوسکوپیک از راه پوست یک روش ایمن با عوارض کم برای داشتن تغذیه
روده ای دراز مدت در بیماران است، اگرچه دارای برخی عوارض می باشد که اکثرا خفیف
هستند. بنابراین بیماران باید از بی عارضه نبودن این روش مطلع گردند.
دکتر محمد فرهادی، دکتر سعید محمودیان، آذردخت طباطبایی، دکتر احمد نقوی، مرتضی حمیدی تهرانی، شیما جوادنیا،
جلد ۲۰، شماره ۱۱۲ - ( ۷-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه
و هدف: نتایج مطالعات مختلف نشان می دهد که سلولهای مویی خارجی
مسئول تولید گسیل های صوتی گوش (OAE) در پاسخ به تحریکات صوتی می باشند و اولین ساختاری هستند که توسط
نویز با شدت بالا دچار آسیب می شوند. هدف از تحقیق حاضر بررسی پاسخ های ادیومتری
تون خالص، دامنه گسیل های صوتی گذرای گوش (TEOAE) و گسیل های صوتی محصول اعوجاج (DPOAE) در کارگران در معرض نویز غیرمجاز در مقایسه با کارمندان بخش اداری
بود.
روش
کار: مطالعه به صورت مورد-شاهد انجام گرفت. گروه های مورد مطالعه متشکل
از ۸۹ کارمند اداری (شاهد) و ۱۳۴ کارگر در معرض نویز غیر مجاز بود. آستانه های
ادیومتری، TEOAE و DPOAE در همه افراد مورد ارزیابی و تحلیل قرار گرفت.
یافتهها: میانگین آستانههای شنوایی در فرکانس های ۱ الی ۴ کیلوهرتز
برای گروه مورد بالاتر از گروه شاهد بود
و این تفاوت در فرکانس های ۳ و ۴ کیلوهرتز از نظر آماری معنی
دار بود (۰۱/۰>p). درصد بیشتری از کارگران گروه مورد
دارای عدم TE و DP بودند. همچنین دامنه هایTEOAEدر هر چهار فرکانس۱
الی ۴ کیلوهرتز در گروه مورد کاهش معنی داری را نشان داد (۰۱/۰>p). دامنه های DPOAE در گروه مورد از نظر آماری کاهش قابل توجهی را در ۴/۴ کیلو هرتز نشان داد
(۰۰۱/۰>p).
نتیجهگیری:
کاهش بارز دامنه های OAE و افزایش آستانه های ادیومتری کارگران
در معرض نویز می تواند نشان دهنده آسیب حلزون شنوایی این افراد باشد. در این
مطالعه حساسیت فرکانسی DPOAE بالاتر از TEOAE بود و همخوانی بیشتری با نتایج ادیومتری داشت.
زهره فرهادی، داود شاهسونی،
جلد ۲۲، شماره ۱۳۶ - ( ۷-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: خوشهبندی دادههای بیانژنی در تشخیص و درمان سرطان، دارای اهمیت بسزایی است. مشخصهی بارز این دادهها تعداد زیاد متغیرها (ژنها) نسبت به تعداد دادهها (بیماران) است. بسیاری از روشهای خوشهبندی بر پایهی عدم تشابه دادهها که حاصل محاسبهی یک تابع فاصله است، بنا شدهاند و افزایش بعد، کارآیی توابع فاصله را کاهش میدهد. در این تحقیق معیاری جدید برای محاسبهی عدم تشابه در ابعاد بالا، بر اساس یک روش ردهبندی به نام جنگل تصادفی معرفی شده و کارایی آن در تحلیل دادههای بیان ژنی، مورد ارزیابی قرار گرفته است.
روش کار: در این مقاله خوشهبندی مجموعه دادهی چاودری و همکاران توسط عدم تشابه جنگل تصادفی مد نظر قرار گرفته است. بدین منظور ابتدا مسئلهی خوشهبندی به مسئلهی ردهبندی تبدیل شده و با انجام ردهبندی جنگل تصادفی، عدم تشابه مربوطه محاسبه شدهاست. سر انجام دادهها توسط روش خوشهبندی افراز حول مدوید، خوشهبندی شده و نتیجهی خوشهبندی توسط شاخص رند تعدیل یافته مورد ارزیابی قرار گرفته است. تمامی تحلیلها با نرم افزار R انجام شدهاست.
یافتهها: مقدار شاخص رند تعدیل یافته (۰/۸۱۴۹)، نشاندهندهی انطباق مطلوب خوشههای تخمینی با گروههای واقعی است. همچنین با استفاده از قابلیت تعیین اهمیت متغیرها در روش جنگل تصادفی، ژن شمارهی ۳۱ موثرترین ژن در این خوشهبندی شناخته شد و توانستیم خوشههای تخمینی را تنها بوسیلهی این ژن توصیف کنیم.
نتیجهگیری: عدم تشابه جنگل تصادفی، معیاری کارا برای سنجش عدم تشابه دادهها در خوشهبندی دادههای بیان ژنی است. همچنین میتوان با استفاده از قابلیت متحصر بهفرد این روش، ژنهای موثر در خوشهبندی را شناسایی نموده و خوشههای تخمینی را بهوسیلهی آنها توصیف نمود.
خانم میترا براتی، علیرضا اسماعیلی، خانم نیوشا فرهادی،
جلد ۲۳، شماره ۱۴۲ - ( ۱-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: امروزه استاتین ها در درمان هیپرلیپیدمی و بیماری های عروق کرونر مورد استفاده قرار می گیرند ولی مطالعات نشان می دهد که دارای اثرات ضدالتهابی و کنترل کننده سیستم دفاعی بدن نیز دارد. این مطالعه با هدف بررسی اثر استاتین ها در پیش آگهی بیماران مبتلا به سپسیس انجام شده است. مواد و روش ها: در این مطالعه مورد شاهدی گذشته نگر اطلاعات پرونده ۶۰ بیمار مبتلا به سپسیس که سابقه مصرف حداقل یک هفته استاتین و ۶۰ بیمار مبتلا به سپسیس که سابقه مصرف استاتین نداشتند که در بیمارستان حضرت رسول اکرم بستری بودند، جمع آوری شدند. یافته ها: در گروه مورد ۵۱% مرد و میانگین سنی آنها ۸/۰ ±۵۷ سال بود. در گروه شاهد ۴۹% مرد و میانگین سنی آنها ۱۱/۰ ± ۶۵ سال بود. در گروه مورد ۱۰ ۱۶% و در گروه شاهد ۲۸% به بخش مراقبت های ویژه منتقل شدند (p value< ۰,۰۵ ) و در گروه مورد ۱۵% و در گروه شاهد ۳۲% فوت کردند (p value= ۰.۰۳ ). میانگین کلسترول توتال سرم در گروه مورد و شاهد به ترتیب ۱۷۰ و ۲/۱۹۵ بود. ( p value= ۰.۰۳ ) نتیجه گیری: علارغم یکسان بودن شدت بیماری در ابتدای بستری در دو گروه که با APACHE П سنجیده شده بود، گروهی که سابقه مصرف استاتین را ذکر می کردند در طی دوره بستری وخامت بیمای که با انتقال به بخش مراقبت ویژه سنجیده شده و میزان مرگ کمتر ی داشتند. اگرچه مصرف استاتین ها قبل از بستری با کاهش مرگ و عوارض سپسیس همراه بوده ولی مصرف در طی ابتلا به سپسیس چنین نقشی نداشته است.
مریم زارع منگابادی، مونا فرهادی، پروین تراب زاده خراسانی، محمدحسین هدایتی،
جلد ۲۵، شماره ۷ - ( مهر ۱۳۹۷ )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان سینه یکی از شایعترین سرطانها در میان زنان است. برخی از انواع سرطانهای سینه به داروهای شیمی درمانی مانند تاکسول مقاومت نشان میدهند. گیاه آرتمیزیا از خانواده کامپوزیته با داشتن ترکیبات فلاونوئیدی مانند آرتیمیزین به عنوان یکی از مهمترین گیاهان دارویی دنیا با کاربرد دارویی محسوب میشود. لذا، در مطالعه حاضر به بررسی و مقایسه اثر سیتوتوکسیکی و آپوپتوزی عصاره اتانولی دو گونه آرتمیزیا سیبری و آرتمیزیا اسکوپاریا با داروی تاکسول پرداخته شد.
روش کار: ابتدا عصارههای اتانولی تهیه شدند و بعد از سه پاساژ سلولی، رده سلولهای SK-BR-۳ با غلظتهای آرتمیزیا سیبری ۵/۷-۱۵-۳۰ و ۶۰ میلی گرم/میلی لیتر و آرتمیزیا اسکوپاریا ۱۶/۰-۳۱/۰-۶۳/۰ و ۲۵/۱ میلی گرم/میلی لیتر و داروی پاکلیتاکسول با غلظت ۱۰۰ میکرومولار تیمار شدند و در زمانهای ۷۲-۴۸-۲۴ ساعت به وسیله سنجشMTT ارزیابی گردیدند. اثر آپوپتوزی و نوع مرگ القا شده با استفاده از کیتAnnexinV&PI سنجش شد.
یافتهها: سنجشMTT، اثر سیتوتوکسیک دو عصاره آرتمیزیا با داروی تاکسول را وابسته به دوز نشان داد و IC۵۰ های به دست آمده پس از تیمار در زمانهای ۷۲-۴۸-۲۴ ساعت، به ترتیب در آرتمیزیا اسکوپاریا ۳۱/۰-۳۵/۰ و ۵۵/۰ میلی گرم/میلی لیتر و آرتمیزیا سیبری۱۸-۰۲/۲۸ و ۱۴/۳۴ میلی گرم/میلی لیتر و پاکلیتاکسل ۰۹/۲۱-۲۸/۳۶ و ۷۴/۵۶ میکرومولار بود. سنجشAnnexin V &PI نشان داد که هر دو عصاره آرتمیزیا سیبری با ۵۳.۳ درصد و آرتمیزیا اسکوپاریا با ۷۱.۴ درصد همانند تاکسول ۱۳.۵ درصد، دارای اثر آپوپتوزی و القای آپوپتوز اولیه و ثانویه معنیدار (۰۵/۰p<) در مقایسه با گروه کنترل بودند و عصاره آرتمیزیا سیبری دارای اختلاف معنیدار (۰۵/۰p<) با گروه تاکسول و عصاره آرتمیزیا اسکوپاریا بود.
نتیجهگیری: عصاره الکلی آرتمیزیا اسکوپاریا با بررسی های بیشتر دارای پتانسیل درمانی به عنوان داروی سرطان سینه می باشد.