جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای سالم

فاطمه سالم، دکتر محمد رضا آقا صادقی، فوزیه جوادی، دکتر فرزین روحوند، مهسا جولایی، گلناز بهرامعلی، احسان مصطفوی، دکتر حسین غلامی، دکتر سهیلا حکمت،
جلد ۱۷، شماره ۷۱ - ( ۲-۱۳۸۹ )
چکیده

    زمینه و هدف: عفونت حاصل ازهپاتیت Bیک مشکل جدی بهداشت جهانی است. طبق ارزیابی هایی که تاکنون انجام شده، هر ساله حدود ۵۰۰۰۰۰ تا ۲/۱ میلیون مرگ ناشی از هپاتیت مزمن، سیروز و هپاتوسلولار در سراسر جهان گزارش می‌شود. از انجائی که داده‌های اپیدمیولوژیکی حاصل از تعیین ژنوتیپ‌ها و ساب ژنوتیپ‌های ویروس هپاتیت B، کمک شایانی در برنامه‌های واکسیناسیون، درمانهای ضد ویروسی، تشخیص و پیشگیری از بیماری را فراهم می‌سازد، لذا بر آن شدیم تا ژنوتیپ‌های این ویروس را در زندانیان معتاد به مواد مخدر تزریقی مورد بررسی قرار دهیم.

روش کار: در تحقیقی که به صورت مقطعی در سال ۲۰۰۸، برروی ۱۲۲ نمونه سرمی ازافراد معتاد به مواد مخدر تزریقی حامل HBsAg جهت تعیین نوع ژنوتیپ ویروس HBV درسطح استان تهران انجام گردید، با استفاده از روش‌های مولکولی مقرون به صرفه PCR و RFLP، ژنوتیپ آنها تعیین شد. سپس آزمایشات تأییدی توالی یابی مستقیم انجام و درخت فیلوژنتیکی بااستفاده از نرم افزارهای بیوانفورماتیک (Bioedit,Mega,ClustalW) ترسیم گردید و به وسیله آزمون آماری SPSS۱۶، P<۰,۰۵ مورد بررسی قرار گرفت.

یافته‌ها : ۱۱۵نمونه سرمی پس از انجامNested PCR مثبت گزارش شدند. ژنوتیپ کلیه نمونه‌ها پس از RFLP با استفاده از آنزیم‌های برشی (BsrI , StyI, EaeI ,DpnI , HpaI)Iو همچنین توالی یابی مستقیم به همراه رسم درخت فیلوژنتیکی با روش Neighbor-Joining، در ۱۰۰% نمونه‌ها، ژنوتیپ D (ساب ژنوتیپ وساب تایپayw۲ (را نشان دادند.

نتیجه گیری: در این پژوهش از ۱۱۵ نمونه سرمی مورد مطالعه، مشخص گردید که ژنوتیپ غالب در زندانیان مبتلا، ژنوتیپ D می‌باشد. به عبارتی گونه‌های ژنوتیپی HBV ایرانیان در ارتباط نزدیک با یکدیگر و همگون می‌باشند. حضور این ژنوتیپ با پایین بودن میزان بیماری‌های شدید کبدی ناشی ازعفونت مزمن هپاتیت B (سیروز، هپاتوسلولار کارسینوما) در ایران مطابقت دارد.


زینت سالم، محمود شیخ فتح الهی، امیر رهنما، فاطمه امین، فرشته ایرانمنش،
جلد ۲۲، شماره ۱۳۸ - ( ۹-۱۳۹۴ )
چکیده

زمینه و هدف: کمبود ویتامین D سرم ممکن است در بروز سندرم متابولیک نقش داشته باشد. هدف از این مطالعه تعیین ویتامین D سرم و ارتباط آن با برخی از فاکتورهای سندرم متابولیک شامل اختلال در قند ناشتا، چاقی مرکزی و پرفشاری خون در زنان شاغل در دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان در سال ۱۳۹۱ بود.

روش کار: این مطالعه مقطعی در سال ۱۳۹۱ انجام گردید و کلیه زنان شاغل در بخش اداری دانشگاه علوم پزشکی رفسنجان و واحدهای مربوطه با روش سرشماری به تعداد ۱۶۱ نفر وارد مطالعه شدند. پس از اخذ مجوز از کمیته اخلاق دانشگاه و رضایت­نامه کتبی پرسش­نامه فردی برای هر نفر تکمیل و سپس فشارخون و نماگر تن­سنجی شامل دورکمر با وسایل استاندارد اندازه­گیری شد. روز بعد با شرایط ناشتا و همراه داشتن معرفی­نامه، به آزمایشگاه خصوصی پاتوبیولوژی مراجعه تا نمونه خون آن­ها برای اندازه­گیری قند و ویتامین D سرم دریافت شود. برای تعیین پرفشاری خون، چاقی شکمی و اختلال در قند ناشتا و دیابت از معیارهای (International Diabetes Federation) IDF استفاده گردید؛ مقدار ویتامین D بیشتر یا مساوی با ۳۱ نانوگرم بر دسی­لیتر به عنوان مقدار کافی و کمتر از این مقدار به عنوان مقدار ناکافی یا کمبود تعیین گردید. داده­ها با استفاده از رگرسیون لجستیک و آزمون t مستقل تجزیه و تحلیل شدند.

یافته ­ها: در این بررسی، ۶% از شرکت­کنندگان ویتامین D سرم آن­ها در حد کافی و ۹۴% آن­ها دارای کمبود یا مقدار ناکافی  این ویتامین بودند. میانگین این ویتامین در افراد در معرض خطر (دارای چاقی مرکزی، اختلال در قند ناشتا و پرفشاری خون) نسبت به افراد سالم کمتر بود و همراهی این ویتامین با قند ناشتا مشاهده گردید. شیوع پرفشاری خون، چاقی مرکزی و اختلال در قند ناشتای شرکت­کنندگان به ترتیب ۶/۱۶%، ۵/۸۴% و ۶/۲۶% بود.

نتیجه ­گیری: این بررسی نشان داد کمبود ویتامین D در نمونه­ها شایع و همراهی ویتامین D با قند ناشتا می­تواند احتمال خطر بروز دیابت را افزایش دهد. بالا بودن سه متغیر چاقی مرکزی، پرفشاری خون و اختلال در قند ناشتا به عنوان زنگ خطری برای وقوع بیشتر بیماری­های قلبی عروقی و دیابت نوع ۲ در آینده خواهد بود.


سالم جعفری، بهمن کرد تمینی، فرهاد کهرازئی،
جلد ۲۸، شماره ۳ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: یک از مباحث مطرح در روانشناسی نحوه واکنش افراد به بیماری­های جسمانی است که می­تواند آسیب­های همه جانبه­ای برای فرد داشته باشد. مطالعه حاضر با هدف اثر بخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش افسردگی و نشخوار ذهنی زنان مبتلا به سرطان در شهر شیراز صورت گرفت.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون ۲ گروهی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مراجعه‌کننده به بنیاد سرطانی‌های امید بیمارستان نمازی و شهید فقیهی شهرستان شیراز  بود که به صورت نمونه‌گیری در دسترس ۵۰ نفر  در محدوده سنی ۱۸ تا ۶۰ سال در ۲ گروه ۲۵ نفره گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. در ابتدا در هر ۲ گروه پرسشنامه افسردگی بک و نشخوار ذهنی نولن هوکسما و مارلو اجرا شد. سپس گروه آزمایش طی ۱۲جلسه ۹۰ دقیقه­ای درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد را دریافت کردند و گروه کنترل درمانی دریافت نکردند. به منظور بررسی اثر متغیر مستقل بر وابسته از تحلیل کواریانش استفاده شد.
یافته‌­ها: نتایج نشان داد که ترکیب خطی متغیرهای وابسته به صورت معناداری در گروه­­های آزمایش و کنترل متفاوت است (۰۰۱/۰= p؛ ۱۰۵/۶ = F). بر اساس نتایج اجرای متغیر مستقل باعث شد تا هر دو متغیر افسردگی (۰۰۱/۰ p) و نشخوار ذهنی (۰۰۱/۰ p؛) کاهش یابند.
نتیجه‌گیری: به طور کلی نتایج نشان می‌دهد رویکرد درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر کاهش علائم افسردگی و نشخوار ذهنی افراد مبتلا به سرطان مؤثر است، لذا بکارگیری درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد می­تواند در بهبود علائم افسردگی و روانی در بیماران مبتلا به سرطان مفید واقع شود.
  
 
محمد حسین سالمی، ناصر صبحی قراملکی،
جلد ۲۹، شماره ۱۲ - ( ۱۲-۱۴۰۱ )
چکیده

زمینه و هدف: بیماری­های پوستی از مهمترین بیماری­هایی می­باشد که بر خلق و خوی و حالات روحی و روانی بیماران اثرگذار است. از این جهت در این مطالعه  مروری، بر تأثیر اختلالات شخصیتی بر توسعه بیماری‌های حاد پوستی پرداخته شد.
روش کار: مطالعه حاضر یک مطالعه مروری می‌باشد که از مقاله‌های چاپ ‌شده در مجلات داخلی و خارجی موجود در بانک‌های اطلاعاتی SID، PubMed، Google Scholar، Magiran، Springer، Wiley، Web of Science(ISI)، Scopus، Science direct، ProQuest در محدوده سال‌های ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۲ استفاده شد. جست‌وجوی مقاله‌ها با استفاده از کلمات کلیدی "بیماری­های حاد پوستی، بیماری­های پوستی، اختلالات شخصیتی، اختلالات روانی" و معادل انگلیسی آن‌ها انجام شد. در نتیجه جستجو ابتدایی مقالات ۱۵۶ مقاله بوده است که در مرحله غربالگری ۷۴ مقاله باقی مانده است و در انتها ۱۲ مقاله مورد تجزیه و تحلیل محتوایی قرار گرفت.
یافته‌ها: این مطالعه مروری نشان داد که اختلالات شخصیتی و روانی بر توسعه بیماری­های پوستی اثرگذار هستند و کنترل این اختلالات راهکار کاهش عوارض سطح بیماری­های پوستی محسوب می­شود.
نتیجه‌گیری: به طور کلی می‌توان نتیجه‌گیری کرد که در راستای کاهش عوارض بیماری­های پوستی، توجه به اختلالات شخصیتی و روانی افراد می­تواند درک بیمار نسبت به بیماری را افزایش داده و از سطح عوارض این بیماری بکاهد.
 

صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC-SA 4.0| Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb