جستجو در مقالات منتشر شده


۳ نتیجه برای داوودی

محسن حیدری نژاد، حسن حیدری، حسین داوودی،
جلد ۲۷، شماره ۰ - ( ویژه نامه روانشناسی ۱۳۹۹ )
چکیده

زمینه و هدف: خودکشی دومین علت اصلی مرگ‌ومیر در بین نوجوانان در سراسر جهان با علل متفاوت است؛ ازاین رو هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین میزان برازش مدل پیش‌بینی تمایل به خودکشی بر اساس متغیرهای دشواری تنظیم هیجانی، انعطاف پذیری شناختی و انعطاف پذیری خانواده با توجه به نقش متغیر میانجی تحمل پریشانی بود.
روش کار: پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی بود که در جامعه آماری کلیه نوجوانان و جوانان خانواده‌های در آستانه طلاق شهر اصفهان در شش ماه دوم سال ۱۳۹۸ اجرا شد که براساس فرمول کوکران ۳۷۳ نفر انتخاب و به
پرسش‌نامه‌های پژوهش از قبیل مقیاس بک برای افکار خودکشی (Beck Scale for Suicidal Ideation-BSSI)، مقیاس دشواری در تنظیم هیجان گرانفسکی و همکاران (۲۰۰۱) پرسش‌نامه انعطاف‌پذیری شناختی دنیس و وندروال (٢٠٠٩)،  پرسش‌نامه انعطاف‌پذیری خانــواده شاکری (۱۳۸۲) و مقیاس تحمل پریشانی سیمونز و گاهر (۲۰۰۵) پاسخ دادند. داده‌های جمع آوری شده به روش معادلات ساختاری با استفاده از نرم‌افزار AMOS-۲۴ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته‌ها: یافته های پژوهش نشان داد مدل پیش‌بینی تمایل به خودکشی بر اساس متغیرهای دشواری تنظیم هیجانی، انعطاف پذیری روان‌شناختی و انعطاف پذیری خانواده با توجه به نقش متغیر میانجی تحمل پریشانی از برازش مطلوبی برخوردار است و متغیر تحمل پریشانی می‌تواند در رابطه تمایل به خودکشی با دشواری تنظیم هیجانی، انعطاف پذیری روان‌شناختی و انعطاف پذیری خانواده نقش میانجی ایفا نماید (۰۵/۰p≤).
نتیجه‌گیری: افزایش مهارت تحمل پریشانی می‌تواند سبب کاهش تمایل به خودکشی در افرا در معرض خطر گردد.
زهره ایران نژاد، رحیم حمیدی پور، حسن حیدری، حسین داوودی،
جلد ۲۸، شماره ۴ - ( ۴-۱۴۰۰ )
چکیده

زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر درمان هیجان­مدار و آموزش گروهی مبتنی بر درمان ACT بر دلبستگی، صمیمیت و رضایت جنسی در زنان مبتلا به بی­میلی جنسی در زنان نجف­آباد انجام شد.
روش: جامعه آماری متشکل از تمامی زنان متاهل شهر نجف­آباد در سال ۱۳۹۸ بود که به مرکز مشاوره ماهور شهر نجف­آباد مراجعه کرده بودند. تعداد ۴۰ نفر از زنانی که دارای نمره پایینی در مقیاس رابطه جنسی هاگز و استل بوده و تشخیص بی­میلی جنسی برای آنها تأیید شد، با استفاده از نمونه­گیری دردسترس انتخاب و بصورت تصادفی در گروه­ها جایگذاری شدند. ابزار به کار رفته در پژوهش پرسشنامه سبک­های دلبستگی کولینز و رید، پرسشنامه صمیمیت زناشویی تامپسون و واکر و شاخص عملکرد جنسی زنان روزن و همکاران بودند که در پیش­آزمون و پس­آزمون با رعایت اصول اخلاقی پژوهش بر روی اعضای نمونه پژوهش انجام شد. جهت تحلیل نتایج از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در سطح معناداری (۰۵/۰=α) استفاده شد.
یافته‌ها: نتایج بدست آمده نشان داد که مداخلات ارائه شده بر گروه­های آزمایش توانسته تاثیر معناداری بر بهبود میانگین صمیمیت زناشویی (۰۰۱/۰>p) و رضایت جنسی (۰۰۱/۰>p) داشته باشد. این مداخلات بر میانگین سبک­های دلبستگی ایمن (۰۰۱/۰>p)، اجتنابی (۰۵/۰>p) و دوسوگرا (۰۰۱/۰>p) نیز اثربخشی معناداری داشتند. همچنین مشخص شد که مداخلات ارائه شده بر گروه­های آزمایش، تنها در بهبود صمیمیت زناشویی تفاوت معناداری داشتند.
نتیجه‌گیری: با توجه به اثربخشی معنادار مداخلات ارائه شده بر متغیرهای پژوهش، به نظر میرسد اجرای این روش گروه درمانی در سطوح گسترده جامعه می تواند سلامت روان زنان جامعه را بهبود بخشد.
مائده آقائی پور گواسرائی، مسعود محمدی، قاسم نظیری، اعظم داوودی،
جلد ۳۰، شماره ۷ - ( ۷-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: بیماران مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی برای کسب امنیت به سختی از رفتارهای اجتنابی خود دست ‌می‌کشند و منفعل هستند، بنابراین می‌توان چالش زیادی در درمان ایجاد کنند. پژوهش حاضر با هدف بررسی کارایی اسکما تراپی مبتنی بر ذهنیت و سینمادرمانی در درمان افراد مبتلا به اختلال شخصیت اجتنابی انجام شد.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع تک آزمودنی با طرح خط‌پایه چندگانه و پیگیری سه ماهه است. جامعه آماری شامل کلیه افراد ۲۰ تا ۳۵ ساله بودند که در بازه زمانی ۰۱/۱۱/۱۳۹۹ تا ۱۵/۰۴/۱۴۰۰ به مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی آرمانا در شهر تهران مراجعه کرده بودند. روش نمونه‌گیری هدفمند بود، به این صورت که ۴ نفر از مراجعه‌کنندگان با تشخیص روانپزشکی اختلال شخصیت اجتنابی که با استفاده از پرسشنامه چندمحوری بالینی میلون و مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلالات شخصیت، انتخاب شدند، در فرایند درمان قرار گرفتند. شرکت‌کنندگان در موقعیت‌های خط پایه، مداخله و دوره سه ماهه پیگیری به پرسشنامه میلون پاسخ دادند. مداخله درمانی در ۳۴ جلسه ۶۰ دقیقه‌ای برگزار شد. برای تحلیل داده‌ها از روش ترسیم نمودار، درصد بهبودی و اندازه اثر استفاده شد.
یافته‌ها: پیگیری سه ماهه نشان داد که نمرات شرکت‌کنندگان در اختلال شخصیت اجتنابی نسبت به خط پایه کاهش داشت. همچنین اندازه اثر به دست آمده به ترتیب برابر ۴۱/۲-، ۵۹/۲- ،۵۵/۷- و ۳۱/۳-، بیانگر نقش مؤثر روش درمانی در کاهش علائم اختلال شخصیت اجتنابی است (۰۵/۰P<).
نتیجه‌گیری: ترکیب اسکما تراپی متمرکز بر ذهنیت و سینمادرمانی در کاهش علائم اختلال شخصیت اجتنابی موثر می‌باشد.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC-SA 4.0| Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb