زمینه و هدف: دانشآموزان هر جامعه سرمایههای بنیادین آن هستند و بقای هر جامعه و وضع آن بیش از هر چیز بر دانشآموزان آن پایدار است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی روش تدریس جیگساو و الگوی تدریس گانیه بر بهبود مولفههای انزوای اجتماعی (تنهایی،عجز،یاس اجتماعی و کاهش تحمل) بر دانش آموزان انجام شده است.
روش کار: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیشآزمون و پسآزمون با گروه کنترل میباشد. جامعهی مورد نظر پژوهش حاضر را کلیه دانش اموزان پسر پایه یازدهم رشته ریاضی شهر بیرجند در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ تشکیل داد. تعداد ۹۰ نفر از دانشآموزان پسر پایه یازدهم رشته ریاضی بر اساس حجم جامعه و جدول مورگان به طور تصادفی انتخاب شدند و به پرسشنامه انزوای اجتماعی پاسخ دادند. سپس ۴۵ نفر به روش نمونهگیری هدفمند انتخاب و به طور تصادفی به سه گروه آزمایش (۱۵ نفر روش تدریس جیگساو)، گروه آزمایش دو (۱۵ نفر روش تدریس بر اساس الگوی گانیه) و کنترل (۱۵ نفر) منتسب شدند. گردآوری دادهها با پرسشنامه انزوای اجتماعی مدرسی یزدی (۱۳۹۳) استفاده شد و تحلیل و آزمون فرضیهها نیز با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره و در صورت تفاوت بین گروهها آزمونهای پس مقایسهای با کمک نرم افزار ۲۲- SPSS مورد استفاده قرار گرفت.
یافتهها: نتایج تحلیل دادهها نشان داد که میزان اثربخشی روش تدریس جیگساو و الگوی تدریس گانیه بر مولفههای انزوای اجتماعی به جز کاهش تحمل، متفاوت است. تفاضل میانگینها نیز نشان میدهد روش تدریس جیگساو دارای اثربخشی بیشتری میباشد.
نتیجهگیری: با توجه به یافتههای پژوهش میتوان نتیجه گرفت که روش تدریس جیگساو نسبت به الگوی تدریس گانیه روش موثرتری در بهبود مؤلفههای انزوای اجتماعی (تنهایی، عجز، یأس اجتماعی و کاهش تحمل) دانشآموزان است.