جستجو در مقالات منتشر شده


۴ نتیجه برای حسینی نسب

ملیحه زعفرانیه، مرضیه علیوندی وفا، سید داود حسینی نسب،
جلد ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: کودکان مبتلا به اوتیسم علاوه بر مسائل تحصیلی دارای مشکلاتی از جمله مشکلات عاطفی و رفتاری نیز می‌باشند که می‌تواند سلامتی، بهداشت روانی و کیفیت زندگی آن‌ها و اطرافیانشان را به مخاطره اندازد. هدف از انجام تحقیق حاضر تعیین تاثیر توانبخشی شناختی مبتنی بر تقویت حافظه کاری بر خودکنترلی، سیالی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات کودکان مبتلا به اوتیسم بود. روش کار: جامعه آماری تحقیق نیمه تجربی حاضر را کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم در شهر سبزوار تشکیل دادند که به صورت در دسترس ۴۰ نفر انتخاب و بطور تصادفی به دو گروه ۲۰ نفری تقسیم شدند. سپس تمام آزمودنی­ها مقیاس­های خود کنترلی ویلیامز و همکاران (۱۹۹۷)، هوش وکسلر (۲۰۰۳)، خرده آزمون نشانه‌های حروف و نشانه‌های مقوله آزمون نما (سیالی کلامی) و خرده آزمون رمزنویسی و نمادیابی از مجموعه آزمون هوش وکسلر برای کودکان را دی پیش آزمون تکمیل کردند. سپس مداخله درمانی مبتنی بر تقویت حافظه کاری طی ۱۸ جلسه یک ساعته بر روی گروه آزمایش اجرا گردید. در پایان دوره درمان و سه ماه پس از آن هر دو گروه مجددا پرسشنامه­ها را تکمیل کردند. نهایتا داده­ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه­گیری مکرر تجزیه و تحلیل شدند. نتایج: نتایج نشان داد توانبخشی شناختی مبتنی بر تقویت حافظه کاری بر خود کنترلی، سیالی کلامی و سرعت پردازش اطلاعات کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم اثربخش است. نتیجه­گیری: با توجه به نتایج توصیه می­شود جهت بهبود خود کنترلی کودکان مبتلا به اوتییسم از مداخلات توانبخشی شناختی مبتنی بر تقویت حافظه کاری استفاده کنند.
 

مهدی مقدسی، عاطفه حسینی نسب، امیر شیرعلی، مصطفی سلطان سنجری،
جلد ۱۸، شماره ۸۷ - ( ۶-۱۳۹۰ )
چکیده

  زمینه و هدف: تشخیص به موقع بروز ناتوانی در بیماران مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس اهمیت به سزایی دارد. هدف این مطالعه بررسی نتایج حاصل از استفاده از روش توموگرافی شبکیه هیدلبرگ Heidelberg Retinal Tomography) = HRT ) در اندازه گیری ضخامت لایه عصبی شبکیه به عناون شاخصی برای پیش گویی سیر بیماری مالتیپل اسکلروزیس و هم چنین ارتباط آن با میزان ناتوانی کلینیکی این بیماران می باشد.

  روش کار: در این مطالعه مقطعی - توصیفی، ۶۹ بیمار مبتلا به مالتیپل اسکلروزیس که بر اساس معیارهای تجدید نظر شده مک دونالد دارای شرایطی کامل جهت تشخیص بیماری بودند، مورد معاینه دقیق نورولوژیک قرار گرفته و مقیاس EDSS ( Expanded Disability Status Scale ) برای آن ها محاسبه شد. هم چنین اطلاعات مربوط به شدت بیماری، تعداد حملات که منجر به بستری شدن در بیمارستان شده، سابقه نوریت اپتیک( Optic Neuritis ON= ) ، مصرف اینترفرون و مدت مصرف آن، نوع اینترفرون مصرفی ثبت شد و بیماران جهت اندازه گیری ضخامت لایه عصبی شبکیه به روش HRT به درمانگاه چشم پزشکی بیمارستان ارجاع شدند. نهایتا اطلاعات توسط نرم افزار SPSS V,۱۸ مورد تحلیل قرار گرفت و سطح معنی داری کمتر از ۰۵/۰ در نظر گرفته شد. ) ۶۶/۰= (P

  یافته ها: بیماران از ۱۷ تا ۵۹ سال سن داشتند، میانگین شاخص EDSS به‏ترتیب برای مردان و زنان برابر ۶۹/۲ و ۸۶/۲ می‏باشد که تفاوت معنی‌داری نداشتند. ارتباطی میان EDSS و میانگین ضخامت لایه عصبی شبکیه دو چشم در بیماران مبتلا به ( Relapsing – Remitting ) RR.MS مشاهده نشد ) ۶۶/۰= (P . هم چنین میانگین ضخامت لایه عصبی شبکیه در بیمارانی که اینترفرون مصرف کرده اند ۲۳/۰ و در کسانی که مصرف نمی‌کردند ۲۲/۰ بود و تفاوت آماری معنی داری مشاهده نشد. بیمارانی که دارای سابقه نوریت اپتیک برای هر دو چشم می باشند، ضخامت لایه عصبی شبکیه آن ها نازک تر می باشد، اما میانگین ضخامت لایه عصبی شبکیه در بیماران مبتلا (صرف نظر از یک چشم یا دو چشم) و غیر مبتلا به نوریت اپتیک، تفاوت آماری معنی داری نداشت ) ۲۰۴/۰= (P .

  نتیجه گیری: این مطالعه نشان داد که کاهش در ضخامت لایه عصبی شبکیه با افزایش نمره EDSS در روش HRT یافت نشد، شواهد نشان می‌دهند که هم HRT و هم انسجام توموگرافی نوری ( tomography coherence OCT= Optical ) می‌توانند کاهش ضخامت لایه عصبی شبکیه را نشان دهند اما طبق مطالعه حاضر به نظر می رسد OCT حساس تر باشد .


علی حسینی نسب، مژگان پورامینی، حسین قائدامینی، حبیبه احمدی پور، نیلوفر کلانتری نژاد، سلمان فرح بخش، نرگس مشایخی،
جلد ۳۰، شماره ۲ - ( ۲-۱۴۰۲ )
چکیده

زمینه و هدف: سپسیس یکی از مهمترین علل مرگ و میر و ناتوانی در دوره نوزادی به شمار می‌آید و با تشخیص و درمان به موقع بیماری و با بهبود کیفیت مراقبت‌های حین زایمان و دوره نوزادی، می‌توان میزان بقای نوزادان را افزایش داد. پژوهش فوق با هدف تعیین علائم بالینی، عوامل خطرساز، یافته‌های آزمایشگاهی، درمان دارویی و پیامد نهایی در نوزادان سررس مبتلا به سپسیس زودهنگام در بیمارستان افضلی پور کرمان انجام گردید.
روش کار: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی بود. پرونده‌های نوزادانی که از سال ۱۳۹۴ تا ۱۳۹۶ در بیمارستان افضلی پور کرمان با تشخیص نهایی سپسیس زودرس بر اساس تشخیص بالینی یا آزمایشگاهی بستری شده‌اند با روش سرشماری  به صورت در دسترس  انتخاب و  مورد بررسی گرفتند. یافته‌های بالینی و آزمایشگاهی و همچنین نوع آنتی بیوتیک و ریسک فاکتورهای مادری و نوزادی با استفاده از فرم از پیش طراحی شده جمع آوری گردیدند. داده‌ها توسط نرم افزار SPSS نسخه ۲۵ مورد تجزیه و تحلیل قرارگرفت.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که ۵/۵۹% شرکت کنندگان دارای سپسیس زودرس پسر و ۵/۴۰% آن‌ها دختر بودند.  شایع‌ترین علائم بالینی به ترتیب تاکی پنه (%۷۴)، تغذیه نامناسب (۳۶%)، آپنه (%۳۲) و هیپو/هایپرترمی (%۲۵) بودند. ۵/۱۴% شرکت کنندگان دارای کشت خون مثبت و ۵/۸۵% آن‌ها دارای کشت خون منفی بودند.
نتیجه‌گیری: با توجه به اینکه سپسیس یکی از مهم‌ترین علل مرگ و میر دوران نوزادی به شمار می‌رود، توصیه می‌شود که با بهبود بخشیدن کیفیت بخش مراقبت‌های ویژه نوزادان، آموزش‌های لازم جهت رعایت بهداشت و نیز آشنایی با علائم اولیه سپسیس صورت پذیرد.
 
رقیه مهربان، سیدداود حسینی نسب، مرضیه علیوندی وفا،
جلد ۳۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده

زمینه و هدف: خودکنترلی یکی از عوامل مهم روانشناسی می‌باشد که بر عملکرد تحصیلی دانش آموزان مؤثر است لذا هدف از این تحقیق، مقایسه اثربخشی آموزش مبتنی ‌بر تنظیم‌ هیجان ‌و ذهن‌آگاهی بر خودکنترلی دانش‌آموزان دختر دارای عملکرد تحصیلی بود.
روش کار: طرح تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل بود. جامعه آماری را کلیه دانش‌آموزان دختر دارای عملکرد تحصیلی پایین در دوره اول متوسطه شهر تبریز تشکیل می‌داد و از میان آن‌ها ۷۵ نفر به عنوان نمونه پژوهشی انتخاب شدند و به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزار جمع‌آوری داده‌ها شامل مقیاس خودکنترلی تانجی (۲۰۰۴) بود. بسته آموزش تنظیم هیجان و بسته آموزش ذهن آگاهی به مدت دو ماه و هر هفته یک جلسه به مدت ۹۰ دقیقه به طول انجامید و در این مدت گروه کنترل در هیچ مداخله‌ای شرکت نداشت. داده‌ها با استفاده از تحلیل کواریانس یک راهه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافته‌ها: نتایج نشان داد که تأثیر هر دو روش آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر خودکنترلی تأیید شد، ولی بین اثربخشی این دو روش تفاوت معناداری در دو گروه مشاهده نشد.
نتیجه‌گیری: نتایج نشان داد استفاده از روش‌های تنظیم هیجان و ذهن آگاهی می‌تواند در افزایش خودکنترلی دانش آموزان دارای عملکرد تحصیلی پایین موثر باشد لذا استفاده از این روش‌ها در عملکرد تحصیلی کمک کننده می‌باشد.


صفحه ۱ از ۱     

کلیه حقوق این وب سایت متعلق به مجله علوم پزشکی رازی می باشد.

طراحی و برنامه نویسی : یکتاوب افزار شرق

© 2025 CC BY-NC-SA 4.0| Razi Journal of Medical Sciences

Designed & Developed by : Yektaweb