۲۱ نتیجه برای بهرامی
دکتر سالار عیوض زاده اردبیلی، دکتر سیدعلی احمدی، دکتر اسحاق بهرامی،
جلد ۰، شماره ۰ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: سونوالاستوگرافی (SE) به عنوان یک تکنیک پیشرفته در تصویربرداری فراصوتی شناخته میشود که با اندازهگیری خاصیت ارتجاعی بافتها میتواند در تفکیک بافتهای سالم و توموری در جراحی مغز کمک کند. هدف این مطالعه ارزیابی نقش SE در بهبود دقت جراحی برداشتن ضایعات مغزی است.
روش کار: این مطالعه بر روی ۱۵ بیمار که جراحی برداشتن تومور مغزی را در بیمارستان رسول اکرم دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام دادهاند، انجام شد. تمامی بیماران قبل از عمل تحت تصویربرداری MRI و CT قرار گرفتند و در طی جراحی از SE و سونوگرافی B-Mode برای تفکیک بافتهای سالم و توموری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که SE دقت بالایی در تعیین مرزهای تومور در حین جراحی دارد و توانست با موفقیت بافت توموری باقیمانده را شناسایی کند. در بیماران با تومورهای مغزی، SE به کاهش نیاز به جراحی مجدد و کاهش بقایای تومور، کمک کرده است.
نتیجهگیری: سونوالاستوگرافی بهعنوان یک ابزار حین جراحی مؤثر میتواند با افتراق بافت های تومورال و پارانشیم نرمال به کاهش بقایای تومور و بهبود نتایج جراحی کمک کند.
زمینه و هدف: سونوالاستوگرافی (SE) به عنوان یک تکنیک پیشرفته در تصویربرداری فراصوتی شناخته میشود که با اندازهگیری خاصیت ارتجاعی بافتها میتواند در تفکیک بافتهای سالم و برخی تومورها در جراحی مغز کمک کند. هدف این مطالعه ارزیابی نقش SE در بهبود دقت جراحی برداشتن ضایعات مغزی است.
روش کار: این مطالعه بر روی ۱۵ بیمار که جراحی برداشتن تومور مغزی را در بیمارستان رسول اکرم دانشگاه علوم پزشکی ایران انجام دادهاند، انجام شد. تمامی بیماران قبل از عمل تحت تصویربرداری MRI و CT قرار گرفتند و در طی جراحی از SE و سونوگرافی B-Mode برای تفکیک بافتهای سالم و توموری استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که SE دقت بالایی در تعیین مرزهای تومور در حین جراحی دارد و توانست با موفقیت بافت توموری باقیمانده را شناسایی کند. در بیماران با تومورهای مغزی، SE به کاهش نیاز به جراحی مجدد و کاهش بقایای تومور، کمک کرده است.
نتیجهگیری: سونوالاستوگرافی بهعنوان یک ابزار حین جراحی مؤثر میتواند با افتراق بافت های تومورال و پارانشیم نرمال به کاهش بقایای تومور و بهبود نتایج جراحی کمک کند.
دکتر فرزانه ترکان، دکتر سیدمنصور رایگانی، دکتر محمدحسن بهرامی،
جلد ۸، شماره ۲۴ - ( ۶-۱۳۸۰ )
چکیده
ضایعات ورزشی رشته کشتی با توجه به توسعه روز افزون این رشته رو به تزاید میباشد. این تحقیق با توجه به بومی بودن این رشته در کشور ایران و عدم وجود مطالعه دقیق و علمی پیرامون میزان آسیب ریشههای عصبی گردن و درگیری اعصاب محیطی در این رشته (که پس از آسیب زانو در مرتبه دوم قرار دارد) انجام پذیرفت. در این تحقیق به بررسی فراوانی این نوع آسیب در کشتیگیران حرفهای ایران پرداخته شد و رابطه احتمالی بین شیوع این آسیبها و سابقه اشتغال به کشتی و نیز آسیبدیدگی قبلی گردن تحت بررسی قرار گرفت. پس از ارزیابی اولیه ۴۰ کشتیگیر حرفهای (با سابقه حداقل ۱۰ سال کشتی) بوسیله معاینات بالینی و بررسیهای الکترودیاگنوستیک و سپس بررسی ۲۱ نفر از آنان با استفاده از MRI ستون فقرات ناحیه گردن نتایج ذیل بدست آمد: ۱- ۴۵% افراد مورد مطالعه دچار ضایعه مزمن ریشه عصبی گردن بودند. ۲- ارتباط آماری معنیداری بین سن کشتیگیران، مدت اشتغال آنان به کشتی و نیز آسیب دیدگی قبلی گردن با ضایعه فعلی ریشه عصبی گردن وجود نداشت,۳- اختصاصی بودن ( specifity ) MRI در این ارزیابی ۶۷/۴۱% و حساسیت ( sensetivity ) آن ۱۰۰% بود. ۴- با استفاده از نتایج MRI در گروه مورد مطالعه، تغییرات دژنراتیو ( degenerative ) در ۶۱% موارد، بیرون زدگی دیسک ( protrusion ) در ۲۸% موارد، تنگی کانال نخاعی در ۱۹% موارد و خروج دیسک ( extrusion ) در ۹% موارد مشاهده شد. ۵- شایعترین ریشه عصبی درگیر در الکترودیاگنوز ریشه عصبی ششم گردنی( C۶ ) بشکل دو طرفه بود. در بررسی بوسیله MRI نیز ریشه عصبی ششم گردنی بیشترین درگیری را نشان داد. ۶- ۵/۲۷% افراد تحت مطالعه دچار آسیب عصب محیطی اندام فوقانی بودند و از این میان سندرم کارپال تونل دوطرفه با ۱۵% و سپس درگیری عصب اولنار در آرنج با ۵/۱۲% بیشترین آمار را بخود اختصاص دادند. ۷- رابطه آماری معنیداری بین آسیب عصب اولنار و آسیبدیدگی قبلی آرنج وجود داشت. ۸- ۵/۵۴% موارد آسیبهای عصب محیطی فوقانی همراه درگیری ریشه عصبی گردن بود.
دکتر مهشید هورمزدی، دکتر بیتا بهرامیان،
جلد ۱۰، شماره ۳۵ - ( ۹-۱۳۸۲ )
چکیده
در این گزارش، آقای ۴۰ ساله ای معرفی میشود که با سابقه درد پهلو و کاهش وزن در ماههای اخیر مراجعه کرده بود. یافته سونوگرافیک در این بیمار یک توده در آدرنال چپ بود که با CT Scan نیز تایید شده بود. پس از بررسی توسط میکروسکوپ نوری و ایمونوهیستوشیمی (Immunohistochemisty) براساس (PASS=Pheochromocytoma of adrenal gland scaled score) تشخیص فئوکروموسیتوم با نمای هیستولوژیک بدخیم گذاشته شد.
دکتر رضا ملاحسینی، دکتر اسحاق بهرامی، دکتر سیداحمد تهامی، دکتر علیرضا پوراغنیائی،
جلد ۱۱، شماره ۴۳ - ( ۹-۱۳۸۳ )
چکیده
تومورهای نورواکتودرمال اولیه(Primitive) از جمله تومورهای شایع داخل جمجمه در کودکان هستند که اغلب از طریق مایع مغزی ـ نخاعی به کرانیواسپاینال گسترش پیدا میکنند و به ندرت متاستازهای خارج از سیستم عصبی مشاهده میشود. تاکنون موارد نادری از تومور اولیه اینترااسپاینال گزارش شده است که اغلب آنها نیز داخل دورا و در ناحیه دم اســب(کودا) بودهاند. در این گزارش علائم بالینی، رادیولوژی، یافتههای حین عمل وآسیبشناسی ۱ مـورد تومور نورواکتودرمال اولیه که از ریشــه عصـب سینـهای منشا گرفته و در MRI شبیــه تومور غلاف عصبی (Nerve sheath tumor) بود معرفی میشود.
دکتر ماهجبین تکلیف، دکتر بیتا بهرامیان،
جلد ۱۲، شماره ۴۶ - ( ۶-۱۳۸۴ )
چکیده
ضایعات فیبرواستخوانی بسیار گوناگون بوده و یک گروه هتروژن از تومورهای فک و صورت است که همیشه مشکلاتی در تقسیمبندی، تشخیص و درمان آنها وجود دارد. این مطالعه برای بررسی فراوانی دیسپلازی فیبروز استخوان و نیز بررسی دقت و ارزش تشخیصی مطالعه بافتی در آن انجام شده است. لذا ۱۵ بیمار با ضایعات استخوانی جمجمه و صورت در مدت ۵ سال(۸۱-۱۳۷۷) در بیمارستان حضرت فاطمه مورد بررسی قرار گرفتهاند که تشخیص نهایی آسیبشناسی آنها دیسپلازی فیبروز بوده است. در این تحقیق نسبت ابتلای زن به مرد ۶/۹ بود(محدوده سنی افراد مورد مطالعه ۳۸-۱۶ سال با میانگین ۲۰ سال بود). ۱۲ بیمار ضایعه تک استخوانی و ۳ بیمار ضایعات متعدد استخوانهای فک و جمجمه داشتند. استخوان فک فوقانی(ماگزیلا) شایعترین محل درگیری بود. در یک بیمار تغییر شکل ضایعه به بدخیمی(سارکوم استئوژنیک) مشاهده گردید. در ارزیابی مجدد میکروسکوپیک در ۱۰ بیمار، نمای دیسپلازی فیبروز کلاسیک دیده شد ک با جزایر استخوانی در هم تنیده( Woven ) بدون حاشیه استئوبلاستیک در یک استرومای حاوی سلولهای فیبروبلاستیک مشخص میگردد. در ۵ بیمار دگرگونیهایی در نمای بافتشناسی دیده شد. در ۳ مورد مناطق محــدود یا منتشر استخوانسازی با حاشیه استئوبلاستیک(بنام فیبروم استخوانساز) ossifying fibroma و در ۲ مورد نیز اجسام گرد که نوعی سمنتوم( Cementum ) در نظر گرفته میشود، موجود بود. هر دو ضایعه شامل استرومای پر سلول با فعالیت میتوزی بالا بودند. این ضایعات میتوانند به عنوان(فیبروم سازنده استخوان و سیمان) Cemento-Ossifying Fibroma طبقهبندی شوند. با نگاهی به شرح حال بالینی و رادیولوژیک این دو بیمار، مشخص شد که این ضایعات تهاجم موضعی بیشتر و بدشکلی استخوانی شدیدتری نسبت به دیسپلازی فیبروز کلاسیک داشتند.
دکتر بیتا بهرامیان، دکتر علیرضا صادقیپور، دکتر حرمتزمان درویشعلی،
جلد ۱۲، شماره ۴۸ - ( ۶-۱۳۸۴ )
چکیده
زمینه و هدف: سنجش سطح درمانی داروها(TDM) یک عملکرد بسیار مهم آزمایشگاه بالینی مدرن است. تکنیکهای کروماتوگرافی از دیرباز به عنوان استاندارد طلایی اندازهگیری داروها محسوب میگردند. روشهای ایمونواسی به دلیل قابلیت پیاده شدن روی سیستمهای خودکار، سرعت بالا و عدم نیاز به پرسنل متخصص، امروزه بسیار مورد استفاده هستند. این مطالعه به منظور مقایسه(ایمونواسی پلاریزاسیون فلوئورسانس) یا FPIA با روش(کروماتوگرافی مایع با عملکرد عالی) یا HPLC در اندازهگیری سطح خونی داروهای کاربامازپین و فنوباربیتال انجام شده است. روش بررسی: در این تحقیق مقطعی ـ تحلیلی ۱۰۰ بیمار مصرف کننده فنوباربیتال و ۱۰۳ بیمار مصرف کننده کاربامازپین مراجعه کننده به بخش TDM آزمایشگاههای رفرانس ایران مورد نمونهگیری قرار گرفتند، سطح خونی دارو در آنها با هر دو روش اندازهگیری شد و نتایج با استفاده از آزمونهای آماری ضریب همبستگی پیرسون، T-test و آنالیز خطی رگرسیون مورد بررسی قرار گرفتند. یافتهها: ضریب همبستگی(r) برای فنوباربیتال و کاربامازپین به ترتیب ۹۷۱/۰ و ۹۵۳/۰ بود که نشان دهنده ارتباط آماری معنیدار بسیار خوب بین دو روش بود. آنالیز خطی رگرسیون، همچنین T-test نشان دادند که ارزشهای مربوط به روش FPIA کمی بیشتر از روش HPLC میباشند. نتیجهگیری: HPLC و FPIA میتوانند به عنوان جایگزین در آزمایشگاه بالینی جهت اندازهگیری سطح خونی فنوباربیتال و کاربامازپین مورد استفاده قرار گیرند. تنها در موارد خاص که نیاز به دقت بالا دارد و نیز مطالعات تحقیقاتی در TDM، HPLC میتواند مفیدتر باشد.
دکتر مریم کدیور، دکتر پریسا عسکرزاده، دکتر نسرین شایانفر، دکتر علیرضا صادقیپور، دکتر مریم بهرامینژاد،
جلد ۱۶، شماره ۰ - ( بهار ۱۳۸۸ )
چکیده
هدف و زمینه: تعیین صحیح وضعیت HER۲/neu در سرطان مهاجم پستان، بهخصوص در زمینه نتایج درمان با Herceptin یک نکته مهم است. هدف از این مطالعه، بررسی توافق بین مشاهده کنندگان و در دوبار مشاهده توسط یک نفردر تفسیر نتایج ایمنوهیستوشیمی HER۲/neu در سرطان مهاجم پستان میباشد.
روش بررسی: نوع مطالعه بررسی مقطعی بود و از روش نمونهگیری آسان استفاده شد. رنگآمیزی ایمنوهیستوشیمی HER۲/neu برای ۱۰۷ مورد سرطان پستان شناخته شده، انجام شد. بیان بیش از حد پروتئین توسط ۴ پاتولوژیست بهطور مستقل با استفاده از معیارهایDAKO درجهبندی شد (۰ تا+۳ براساس شدت و الگوی رنگپذیری در ۱۰% یا بیشتر از سلولهای توموری). بعد از یک جلسه مشترک برای یکسانسازی نظرات، نمونهها برای بار دوم بررسی شدند. فاصله بین دو بررسی حداقل دو ماه بود. اسلایدهایی که در مورد درجه رنگپذیریشان نظرات یکسان نبود، با استفاده از یک میکروسکوپ ۵ چشمی توسط هر ۴ نفر مورد بازبینی قرار گرفتند تا در مورد آنها توافق نظر حاصل شده و درجه واحدی به هر یک داده شود. توافق بین مشاهدهکنندگان و توافق در دو بار مشاهده توسط یک نفر با استفاده از آماره کاپا محاسبه شد.
یافتهها: توافق کامل در ۳۳ (۳۱%) و ۴۰ (۳۷%) مورد از ۱۰۷ مورد به ترتیب در بار اول و دوم بررسی بهدست آمد. توافق کلی بین مشاهدهکنندگان متوسط بود (کاپا برای بار اول ۴۴/۰ و برای بار دوم ۵۱/۰)، به این ترتیب که توافق برای گروه های وسطی (+۱ و+۲) نسبتاً خوب وبرای گروههای کناری (۰ و+۳) متوسط بود. توافق برای دوبار مشاهده تـوسط یک نفر نیز متوسط بود (کاپا ۵۵/۰ تا ۶۰/۰). با در نـظر گرفتن سه گروه به صورت منفی (۰ و +۱)، مثبت ضعیف (+۲) و مثبت قوی (+۳)، توافق کلی بین مشاهدهکنندگان بهبود یافت، ولی همچنان در سطح متوسط باقی ماند (کاپا۵۴/۰ و ۶۰/۰ به ترتیب برای بار اول ودوم) و گروه +۲ حداقل توافق را نشان داد. با گروهبندی موارد به عنوان منفی (۰ و+۱) و مثبت (+۲و+۳)، توافق کلی بین مشاهدهکنندگان به حد قابل قبول رسید (کاپا ۶۸/۰ و ۷۵/۰ به ترتیب برای بار اول و دوم). همچنین با این فرض، توافق برای دوبار مشاهده توسط یک نفر نیز به حد قابل قبول رسید (کاپا۷۱/۰ تا ۸۴/۰). طبق توافق نظر بهدست آمده درجه رنگپذیری در ۴۲ مورد (۲/۳۹%) صفر، در ۱۹ مورد (۸/۱۷%) +۱، در ۲۷ مورد (۲/۲۵%) +۲، و در ۱۱ مورد (۳/۱۰%) +۳ بود. در ۸ مورد (۵/۷%)، هیچ توافقی بهدست نیامد که در ۶ مورد مشکل بین +۲ و +۳ و در ۲ مورد بین +۱ و ۰ بود.
نتیجهگیری: مطالعه حاضر نشان داد که تکرارپذیری (که همان توافق بین مشاهدهکنندگان میباشد) برای بررسی وضعیت HER۲ در سرطان مهاجم پستان با استفاده از IHC و به کار بردن معیارهای DAKO در حد متوسط است. ولی برای افتراق بین حالت مثبت و منفی تکرارپذیری بهتر (در حد قابل قبول) است.
آق بابک ماهری، حمید جوینی، محمد نبی بهرامی، دکتر رویا صادقی،
جلد ۲۰، شماره ۱۱۴ - ( ۹-۱۳۹۲ )
چکیده
زمینه و هدف:
امروزه با پیشرفت تکنولوژی، پدیده اعتیاد به اینترنت از جمله مسائلی است که امروزه
سبک زندگی سالم را مورد تهدید قرار می دهد. هدف از این مطالعه بررسی تعیین ارتباط
بین اعتیاد به اینترنت دانشجویان با وضعیت سبک زندگی آنها وتعیین تاثیر اعتیاد به
اینترنت روی سلامتی دانشجویان و جمع آوری اطلاعات پایه و ضروری جهت برنامه ریزی
برای پیشگیری از اعتیاد به اینترنت و بهبود وضعیت سبک زندگی دانشجویان است.
روش کار: این مطالعه به صورت توصیفی-تحلیلی در
سال ۱۳۹۱ در شهر تهران بر روی۲۵۰ نفر (۱۴۰ دختر و۱۱۰پسر) از دانشجویان ساکن
خوابگاه های علوم پزشکی تهران انجام شد. روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی بود وحضور
افراد در مطالعه کاملا داوطلبانه بود. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش، پرسشنامه
محقق ساخته که اعتبار و روایی آن کسب شد و شامل ۳ بخش بودکه بخش اول مربوط به
اطلاعات دموگرافیکی شامل: سن، جنس، وضعیت تاهل، وضعیت اشتغال، مقطع تحصیلی، وضعیت
تحصیلی (نمره معدل) بود. بخش دوم پرسشنامه سبک زندگی سالم (Health Promoting
Lifestyle Profile)
۵۲ سوالی والکر وهمکارانش بودکه برای ارزیابی سبک زندگی دانشجویان مورد استفاده
قرار گرفت و بخش سوم پرسشنامه "اعتیاد به اینترنت یانگ" بود. به منظور
تجزیه تحلیل دادهها از نرم افزارSPSS۱۹
و با استفاده از آزمونهای توصیفی و تحلیلی
استفاده شد و نتایج در سطح (۰۵/۰>p)
معنادار تلقی شد.
یافتهها: بر
اساس یافته های این مطالعه بین اعتیاد به اینترنت و سبک زندگی سالم (۰۰۱/۰>p)
رابطه ی معنادار وجود دارد و افراد معتاد به اینترنت نسبت به کاربران عادی اینترنت
از نظر سبک زندگی سالم در وضعیت نامطلوبی به سر می برند. همچنین افراد معتاد به
اینترنت از نظر رشد روحی (۰۰۱/۰>p)،
مسوولیت پذیری بهداشتی (۰۰۱/۰>p)، روابط بین فردی (۰۰۱/۰>p)،
مدیریت استرس (۰۰۱/۰>p)،
فعالیت فیزیکی (۰۰۱/۰>p)،
و تغذیه (۰۰۱/۰>p)
نسبت به کاربران عادی به طور معناداری نمره پایین تری کسب کرده اند.
نتیجهگیری:
این مطالعه نشان می دهد که افراد معتاد به اینترنت نمره ی پایین در سبک زندگی سالم
دارند و ضرورت اتخاذ مداخلاتی جهت تصحیح روشهای استفاده از اینترنت و آموزش به
دانشجویان جهت ارتقا سبک زندگی سالم را آشکار می سازد.
دکتر الهه کبیر مکمل خواه، دکتر ماشاله عقیلی نژاد، دکتر نگار عقیلی، دکتر امیر بهرامی احمدی،
جلد ۲۲، شماره ۱۴۰ - ( ۱۱-۱۳۹۴ )
چکیده
زمینه و هدف: بیماریهای اسکلتی عضلانی بهعنوان یکی از اصلیترین علل موربیدیتی در جهان مطرح بوده و تأثیرات مختلفی بر روی پارامترهای مختلف سلامت روانی کارکنان مشاغل مختلف داشته است. وجود مشکلات روانی در بین کارکنان واحدهای صنعتی از مشکلات عمده واحدهای صنعتی بوده و شواهدی از آسیبپذیری کارکنان مشاغل صنعتی و افت عملکرد آنها ناشی از اختلالات سلامت روان مشاهده میشود. مطالعه حاضر به بررسی ارتباط وضعیت سلامت عمومی در ایجاد و گسترش اختلالات عضلانی اسکلتی در کارکنان شرکت آبفای فارس پرداخته است.
روش کار: کارکنان شرکت آب و فاضلاب (آبفا) استان فارس شرکتکنندگان این مطالعه مشاهدهای تحلیلی هستند که بهصورت مقطعی در سال ۱۳۹۲ انجام شده است. در این مطالعه از دو پرسشنامه نوردیک و پرسشنامه سلامت عمومی GHQ۲۸ برای جمعآوری اطلاعات استفاده گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات این مطالعه با استفاده از آزمونهای مربع کای و آزمون آماری تی تست با نمونههای مستقل در محیط نرمافزاری SPSS انجام شد.
یافتهها: میانگین نمره کل پرسشنامه سلامت عمومی (۳۳/۰±۸۸/۰)، شاخص سوماتیک (۴۹/۰±۷۷/۰)، شاخص افسردگی (۵۸/۰±۴۲/۰) و همچنین شاخص اضطراب (۶۱/۰±۸۱/۰) در افراد مبتلا به کمر درد، بهصورت معنیداری بیشتر از افراد غیر مبتلا به کمر درد بود. بهطورکلی افرادی که درد اسکلتی عضلانی داشتند، نسبت به گروه کنترل از سلامت عمومی کمتری برخوردار بودند.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج مطالعه حاضر، کارکنان مبتلا به کمر درد نسبت به گروه کنترل از سلامت عمومی کمتری برخوردار بودند. به نظر میرسد آگاهی از نقش عوامل روانی اجتماعی مؤثر بر کمر درد میتواند در کنترل و پیشگیری از اختلالات درد ناشی از کار و ازکارافتادگی کارکنان نقش بسیار مهمی را ایفا نماید.
مجید کرمانی، مینا آقایی، فرشاد بهرامی اصل، میترا غلامی، سودا فلاح جوکندان، محسن دولتی، سیما کریم زاده،
جلد ۲۳، شماره ۱۴۵ - ( ۴-۱۳۹۵ )
چکیده
زمینه و هدف: آلودگی هوا به عنوان یکی از مضرات توسعه ناپایدار بدون ملاحظات زیست محیطی، علاوه بر تخریب محیط زیست، سبب اثرات بهداشتی کوتاه و بلند مدت زیادی میگردد؛ بنابراین تحقیق حاضر با هدف کمی سازی و برآورد پیامدهای بهداشتی منتسب به آلاینده SO۲ در شش شهر (تهران، مشهد، اصفهان، شیراز، تبریز و ارومیه) در سال ۱۳۹۰ با استفاده از مدل AirQ انجام گرفت.
روش کار: ابتدا دادههای خام مربوط به آلاینده SO۲ از سازمانهای محیط زیست شهرهای تحت بررسی اخذ گردید. سپس طبق معیارهای WHO و برنامه نویسی در نرم افزار Excel، شاخص های مورد نیاز در نرم افزار AirQ محاسبه گردید، در نهایت نتایج به صورت موارد مرگ و میر در قالب جداول و گراف ارائه گردید.
یافتهها: نتایج نشان داد متوسط غلظت سالیانه SO۲ در شهرهای تهران، مشهد، شیراز، اصفهان، تبریز و ارومیه به ترتیب ۴۹، ۳۱، ۱۱، ۱۲، ۲۱ و ۷۶ µg/m۳ میباشد. بیشترین و کمترین تعداد تجمعی مرگ قلبی عروقی منتسب به آلاینده SO۲ مربوط به شهر ارومیه و تبریز به ترتیب ۸۹ نفر با جزء منتسب ۶۴/۵ و ۳۲ نفر با جزء منتسب ۹۱/۰ است.
نتیجه گیری: میزان آلودگی در کلان شهرهای ایران روز به روز افزایش یافته و شدیدتر میشود، بنابراین نیازمند توجه هرچه بیشترمسئولین و متخصصین امر جهت کنترل آلودگی هوا میباشد.
حمید رضا یزدی، زهرا بهرامی، محمد قربان حسینی، مرتضی سلیمانی، علی ترکمان،
جلد ۲۴، شماره ۱۶۱ - ( آبان ۱۳۹۶ )
چکیده
زمینه و هدف: آسیب رباط صلیبی قدامی میتواند با پارگی منیسک، ضایعات غضروفی و آسیب سایر لیگامانها همراه باشد. هدف از این مطالعه بررسی اپیدمیولوژی آسیب رباط صلیبی قدامی و آسیبهای همراه در جمعیت ورزشکار مراجعهکننده به بیمارستانهای فیروزگر و شفا یحیاییان است.
روش کار: مطالعه از نوع مقطعی-تحلیلی بوده و ورزشکاران با آسیب رباط صلیبی قدامی از دی ماه ۱۳۸۰ تا آذر ماه ۱۳۸۹ وارد این مطالعه شدند.
یافتهها: از مجموع ۲۲۷ بیمار شامل ۲۲۰ مرد (۹۲/۹۶%) و ۷ زن (۰۸/۳%) مورد بررسی قرار گرفتند. میانه مدت زمان بین حادثه و جراحی ۱۸ ماه و متوسط این زمان ۸۵/۲۱ ماه بود. متوسط سن بیماران ۶/۲۵ سال بود. ۷۵% بیماران برخی از انواع آسیب منیسک را داشتند (آسیب منیسک داخلی در ۱۵/۵۲% موارد). شایع ترین محل آسیب منیسک شاخ خلفی هر دو منیسک داخلی و خارجی بود. ضایعات غضروفی در ۴/۱۳% بیماران دیده شد و بیشترین میزان خطر ۴ سال پس از آسیب بود. بیشتر ضایعات غضروفی (۵/۶۵%) در کمپارتمان داخلی وجود داشت. شایع ترین آسیب لیگامانی همراه با آسیب لیگامان صلیبی قدامی آسیب لیگامان جانبی داخلی بود (۹/۶%). ورزش های تماسی خصوصا فوتبال شایعترین علت آسیب رباط صلیبی قدامی بودند (۵۰%).
نتیجهگیری: با توجه به مطالعه حاضر میتوان نتیجهگیری کرد که آسیبهای همراه با پارگی رباط صلیبی قدامی با گذر زمان افزایش می یابند. مطالعات بیشتری جهت ارزیابی نقش جراحی زودرس (بازسازی لیگامان صلیبی قدامی) در کاهش آسیب های همراه نیاز است.
فرشته شهیدی، مجید کاشف، سعید خواجه بهرامی،
جلد ۲۵، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۳۹۷ )
چکیده
مایونکتین (Myonectin) یکی از انواع مایوکاینهای (Myokine) شناخته شده است و مشابه با عامل رشد شبه انسولین یک (Insulin like growth factor ۱ /IGF-۱) در مسیرهای پیامرسانی سلولی درگیر است. هدف از انجام این پژوهش بررسی تأثیر ۴ و ۶ هفته تمرین مقاومتی بر تغییرات سرمی مایونکتین و عامل رشد شبه انسولین یک و ارتباط بین آنها در مردان جوان غیرفعال بود.
روش کار: تعداد ۱۴ دانشجوی پسر غیر تربیتبدنی (سن ۹/۰±۲۶ سال، شاخص توده بدنی ۳/۲±۷/۲۳ کیلوگرم بر مترمربع) به صورت تصادفی ساده از میان داوطلبین انتخاب شدند و در پژوهش شرکت کردند. آزمودنیها سه بار در هفته و به مدت شش هفته متوالی، تمرین مقاومتی منتخب را که شامل حرکات پرس سینه، جلو بازو هالتر ایستاده، پرس پا، جلو ران، پشت ران و زیر بغل سیمکش بود، انجام دادند. تعداد تکرارها در هر ست برای دو هفته اول، دوم و سوم به ترتیب ۸، ۱۰ و ۱۲ و شدت فعالیت نیز به ترتیب ۶۰،۷۰ و ۸۰ درصد یک تکرار بیشینه بود. زمان استراحت بین ستها ۲ دقیقه و بین فعالیتهای مختلف نیز ۳ دقیقه در نظر گرفته شد. نمونهگیری خون نیز ۲۴ ساعت قبل از شروع فعالیت و ۴۸ ساعت پس از هفتههای چهارم و ششم انجام شد. تجزیه و تحلیل آماری در سطح معنیداری ۰۵/۰>p انجام شد.
یافتهها: بر اساس یافتههای این پژوهش هیچ تغییر معنیداری در سطوح سرمی مایونکتین و عامل رشد شبه انسولین یک پس از چهار هفته تمرین مقاومتی مشاهده نشد (به ترتیب ۲۰۲/۰p= و ۳۳۷/۰p=) اما مقادیر آنها پس از شش هفته تمرین مقاومتی افزایش معنیداری یافت (به ترتیب ۰۰۱/۰p= و ۰۲۹/۰p=). ضریب همبستگی پیرسون نیز بین شاخصهای مایونکتین و عامل رشد شبه انسولین یک پس از ۴ و ۶ هفته تمرین مقاومتی معنیدار نبود (به ترتیب ۰۷۴/۰p= و ۰۷۱/۰p=).
نتیجهگیری: نتایج پژوهش نشان داد که تمرین مقاومتی به طول چهار هفته برای افزایش سطوح سرمی مایونکتین و عامل رشد شبه انسولین یک در مردان جوان غیرفعال کافی نیست و به نظر میرسد حداقل زمان لازم برای افزایش سطوح محیطی آنها شش هفته است.
مریم مشکانی فراهانی، انسیه واحدی، عبداله بهرامی،
جلد ۲۶، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: فشار شریان ریه در ۱۹۵۱ اولین بار با فشار شریان ریوی اولیه معرفی شد. مطالعات متعددی روی پایه ژنتیک آن و ارتباط فامیلی آن بحث کردهاند و با توجه به اهمیت آن ما نیز در این مطالعه به بررسی شیوع فشار شریان ریه در فامیل درجه یک افراد مبتلا پرداختیم.
روش کار: طی این پژوهش، ۵۱ نفر از اعضای درجه اول شامل پدر، مادر، برادر، خواهر و فرزند بیماران مبتلا به فشار خون ریوی اولیه وارد مطالعه شدند. اکوکاردیوگرافی و تست ورزش انجام شد و نتایج فشارریه قبل و بعد از تست ورزش مقایسه شد.
یافتهها: این مطالعه پیرامون ۲۷ نفر از شرکتکنندگان که ۱۷ نفر خانم و ۱۰ نفر مرد در سه گروه صورت گرفت. طی مطالعه ما بر اساس پارامترهای PAP قبل از تست ورزش ۲۲ نفر (۵/۸۱%) از افراد شرکت کننده نرمال و ۵ نفر (۵/۱۸%) در گروه حدواسط قرار داشتند. بعد از انجام تست ورزش ۱۵ (۵/۵۵%) در گروه نرمال، ۹ نفر (۳/۳۳%) در گروه حد واسط و ۳ نفر (۱/۱۱%) مبتلا به فشار خون ریوی بودند.
نتیجهگیری: پیشنهاد میشود که افراد خانواده بیماران مبتلا به هایپرتنشن ریوی جز گروه با ریسک بالا برای این بیماری تلقی شده و نیاز به ارزیابی و غربالگری از نظر ابتلا به هایپرتنشن ریوی دارند.
زهره بهرامی برسری، عباس عباس زاده، غزاله حیدری راد،
جلد ۲۶، شماره ۱۱ - ( ۱۱-۱۳۹۸ )
چکیده
زمینه و هدف: سرطان یکی از مسائل مهم و اصلی بهداشت و درمان در ایران و سراسر جهان میباشد و خستگی یکی از شایعترین مشکلات مرتبط با سرطان است. خستگی مرتبط با سرطان به صورت قابل توجهی بر سلامت جسمی، روانی، اجتماعی و معنوی بیمار اثر دارد و با کاهش بقا و افزایش میزان مرگ و میر بیماران در ارتباط است. با توجه به اهمیت خستگی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان و نیز کمبود دانش در این زمینه، پژوهش حاضر با هدف بررسی فراوانی و شدت خستگی و ارتباط آن با ویژگیهای جمعیت شناختی و بالینی در بیماران مبتلا به سرطان، انجام شد.
روش کار: در یک مطالعه توصیفی-مقطعی، ۲۹۰ بیماران مبتلا به سرطان به روش نمونهگیری در دسترس وارد مطالعه شدند. گردآوری دادهها به روش خودگزارشدهی و ابزار آن پرسش نامه «مقیاس خستگی سرطان» (Cancer Fatigue Scale-CFS) و پرسش نامه خصوصیات جمعیت شناختی و بالینی بود. دادهها با کمک روشهای آماری همبستگی پیرسون و اسپیرمن، ANOVA و آزمون T مورد بررسی قرار گرفتند (۰۵/۰P <).
یافته ها: میانگین نمره خستگی بیماران، برای زیرمقیاسهای جسمی، عاطفی، شناختی و کل، به ترتیب ۸۹۶/۵± ۶/۱۲، ۱۸۶/۳±۴/۷، ۶۵۸/۳±۲/۵ و ۲۸۵/۹±۱/۲۵ محاسبه شد. نتایج نشان داد که شدت خستگی با سطح تحصیلات و درآمد خانواده رابطه معکوس و معنادار دارد. همچنین بین وجود متاستاز و شدت خستگی رابطه مستقیم و معنادار مورد تایید قرار گرفت (۰۵/۰P<).
نتیجه گیری: با توجه به وجود خستگی در بیماران مبتلا به سرطان و ارتباط آن با عوامل جمعیت شناختی و بالینی، پرستاران به عنوان اعضای کلیدی تیم مراقبت و درمان، باید خستگی و نقش مشخصههای جمعیت شناختی و بالینی را مورد توجه قرار دهند و در ارائه مراقبتهای کل نگر، اقدامات اثربخشی را عرضه نمایند.
مهرداد محمدی، نیکو بهرامی، جمشید فقری،
جلد ۲۷، شماره ۴ - ( ۴-۱۳۹۹ )
چکیده
زمینه و هدف: در حال حاضر بتالاکتامها به عنوان داروی انتخابی در درمان عفونتهای اسینتوباکتر بومانی مقاوم به چند دارو استفاده میگردد، هرچند مقاومت به این عوامل رو به افزایش میباشد. این باکتری با مکانیسمهای مختلف از جمله تولید بتالاکتامازها به این داروها مقاومت نشان میدهند. متالوبتالاکتاماز دارای تیپهای مختلفی میباشند که غالباً پلاسمیدی بوده و در بین آنها blaVIM و blaNDMاز همه بارزتر هستند. این مطالعه با هدف بررسی مقاومت دارویی و فراوانی ژنهای blaVIM و blaNDM در اسینتوباکتر بومانیهای ایزوله شده از بیماران شهرهای اصفهان و شهرکرد به روش مولکولی اجرا گردید.
روش کار: این مطالعه مقطعی برروی ۵۰۰ نمونه بالینی اعم از خون، زخم، ادرار و مجاری تنفسی جمع آوری شده از ۳ بیمارستان شهرهای اصفهان (الزهرا و کاشانی) و شهرکرد (کاشانی) طی مدت یک سال از فروردین ۱۳۹۷ تا فروردین ۱۳۹۸ انجام گردید. پس از جمعآوری نمونهها با استفاده از روشهای کشت و بیوشیمیایی گونه اسینتوباکتر بومانی شناسایی گردید. سپس تست حساسیت آنتی بیوتیکی بر روی این ایزولهها با روش دیسک دیفیوژن بر اساس دستور CLSI انجام گردید. در نهایت برای بررسی فراوانی ژنهای blaVIM و blaNDM با استفاده از پرایمرهای اختصاصی PCR انجام شد.
یافتهها: مقاومت آنتی بیوتیکی در ۱۰۰ ایزوله اسینتوباکتر بومانی به ترتیب مربوط به آنتی بیوتیکهای: سفی پیم (۹۷%)، سفتریاکسون (۹۵%)، آمیکاسین (۹۵%)، ایمی پنم (۷۶%)، پیپراسیلین-تازوباکتام (۷۰%)، مروپنم (۶۹%)، جنتامایسین (۶۳%)، توبرامایسین (۵۶%)، تتراسایکلین (۵۱%)، آمپی سیلین-سولباکتام (۴۹%) و کمترین مقاومت مربوط به پلی میکسین B به دست آمد. نتایج PCR نشان داد که به ترتیب ۱۷% و ۲۰%، سویه ها حامل ژنهای blaVIM و blaNDMمی باشند.
نتیجهگیری: افزایش میزان شیوع بیمارستانی اسینتوباکتر بومانی، لزوم طراحی برنامه های حفاظتی نظیر کنترل عفونتهای ایجاد شده در بخش مراقبتهای ویژه را خاطرنشان میکند. همچنین با استفاده از روشهای مولکولی میتوان این باکتریها را شناسایی و ویژگی مقاومت آنتی بیوتیکی آنها را تعیین کرد و متناسب با آن آنتی بیوتیکها را تجویز نمود.
پیمان گلمحمدی، شهاب بهرامی، حمید فروغیپور،
جلد ۲۸، شماره ۳ - ( ۳-۱۴۰۰ )
چکیده
زمینه و هدف: مربیان نقش اساسی در تربیت ورزشکاران ماهر و حصول اهداف تیمی و بهبود عملکرد ورزشکاران دارند؛ لذا هدف این تحقیق بررسی ارتباط اثربخشی مربیان با خلاقیت فردی ورزشکاران بود.
روش کار: روش تحقیق توصیفی همبستگی بود که با استفاده از معادلات ساختاری انجام شد. ورزشکاران زورخانهای به تعداد ۳۹۶ نفر که در تمام ردههای سنی مسابقات سال ۱۳۹۸ شرکت نمودند پرسشنامههای دموگرافیک، مقیاس اثربخشی مربیان (فلتز، ۱۹۹۹) و پرسشنامه خلاقیت فردی (عابدی، ۱۳۶۳) را تکمیل کردند. این دادهها با استفاده از روشهای آمار توصیفی و استنباطی مانند آزمون کشیدگی و چولگی و تحلیل مسیر (مدلسازی معادلات ساختاری) با استفاده از نرمافزارهای SPSS و Lisrel مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
یافتهها: نتایج نشان داد، اثربخشی مربیان به صورت کلی بر خلاقیت ورزشی ورزشکاران تأثیری نداشت. همچنین در بین مؤلفههای اثربخشی مربیان فقط مؤلفه اثر بخشی استراتژیهای رقابت بر خلاقیت ورزشی ورزشکاران تأثیرگذار است و سه مؤلفه استراتژی رقابت، تمرین و آموزش و توسعه صفات شخصیتی بر خلاقیت ورزشی ورزشکاران اثرگذار نیست.
نتیجهگیری: بر اساس نتایج تحقیق پیشنهاد میشود مربیان شاغل در ورزشهای زورخانهای با اتحاذ شیوه تصمیمگیری مناسب به ارتقاء اثربخشی مربیان و خلاقیت ورزشکاران پرداخته که از این طریق و با توجه به اینکه در ورزشهای زورخانهای فضایل اخلاقی جایگاه بالایی دارند، میتوانند موفقیتهای بیشتری را به ارمغان آورند.
ژیلا بهرامی، فرزاد زندی، مریم اکبری، هوشنگ جدیدی،
جلد ۲۹، شماره ۸ - ( ۸-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: هدف از پژوهش حاضر نقش هویت اخلاقی و سرمایه اجتماعی و مسئولیت پذیری بر رفتارهای پرخطردر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه بود.
روش کار : پژوهش حاضر از لحاظ هدف کاربردی، از نظر شیوه گردآوری دادهها توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش حاضر را کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در رشته پزشکی کرمانشاه (مجموعاَ ۲۰۰۰ نفر) در سال تحصیلی ۱۳۹۹-۱۳۹۸ میباشد با استفاده از جدول مورگان و به روش نمونهگیری دردسترس نمونهای به حجم ۳۲۲ نفر، انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسشنامه رفتارهای پر خطر ازمقیاس رفتارهای پر خطر (YRBSS)، پرسشنامه سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال (۱۹۹۸)، پرسشنامه مسئولیت پذیری کالیفرنیا (۱۹۸۷) و پرسشنامه هویت اخلاقی آکو بینو و رید (۲۰۰۲) استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها از شاخصهای آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار، رسم نمودارها) و آمار استنباطی استفاده شد. به منظور تعیین پایایی ابزار تحقیق از آلفای کرونباخ ، برای بررسی نرمال بودن توزیع دادهها از شاخصهای کجی و کشیدگی و به منظور بررسی روابط بین متغیرها از تحلیل مسیر استفاده شد. جهت انجام این آزمونها از نرمافزارهای SPSS۲۳ و Smart PLS استفاده شد.
یافتهها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد هویت اخلاقی، سرمایه اجتماعی بر رفتارهای پر خطر دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمانشاه اثر معنی داری دارد.
نتیجگیری: دانشگاهها و مؤسسات آموزش عالی برای آموزش و آشنایی هرچه بیشتر دانشجویان با حوزه هویت اجتماعی و سرمایه اجتماعی و رفتارهای پرخطر با و مؤلفههای تشکیل دهنده آن، دورهها یا کلاسهای آموزشی خاصی را در قالب فعالیتهای فوق برنامه طراحی و اجرا کنند.
یونس بهرامی، مجید برزگر،
جلد ۲۹، شماره ۱۰ - ( ۱۰-۱۴۰۱ )
چکیده
زمینه و هدف: دانشآموزانی که سطح بالایی از سندرم خستگی مزمن دارند، این خستگی باعث کاهش سلامتی و شادی در دانشآموزان میشود. بنابراین عامل نشخوار فکری و اضطراب از عوامل مهم در سندرم خستگی مزمن است؛ از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی نشخوار فکری در رابطه بین سندرم خستگی مزمن و اضطراب در بین دانش آموزان مقطع متوسطه در سال ۱۴۰۱-۱۴۰۰ انجام شد.
روش کار: روش پژوهش از نوع همبستگی با تکیه بر مدلسازی معادلات ساختاری بوده و جامعه آماری آن دانشآموزان مقطع متوسطه اول شهر استهبان در سال تحصیلی ۱۴۰۱-۱۴۰۰ که از بین آنها ۳۱۱ نفر به عنوان حجم نمونه به صورت در دسترس انتخاب شدند. برای جمعآوری دادهها از سه پرسشنامه نشخوار فکری نالن هوکسما و مارو (۱۹۹۱)، خستگی مزمن اسمتس (۱۹۹۶) و اضطراب بک و همکارانش (۱۹۸۸) استفاده شد.
یافتهها: نتایج نشان داد که خستگی عمومی با ضریب تاثیر (۴۴/۰) دارای رابطه مستقیم با نشخوار ذهنی میباشد. همچنین کاهش انگیزه با ضریب مسیر (۳۳/۰-) تاثیر منفی و معنیداری بر نشخوار ذهنی دارد. در نهایت نشخوار ذهنی با ضریب مسیر (۶۴/۰) تاثیر مستقیم و معنیداری بر اضطراب دارد. همچنین نتایج نشان داد خستگی عمومی و کاهش انگیزه بر اضطراب با نقش واسطهای نشخوار فکری اثر غیرمستقیم دارد.
نتیجهگیری: به طور کلی، میتوان نتیجه گرفت که خستگی عمومی و کاهش انگیزه، از طریق تأثیرگذاری بر نشخوار ذهنی، در شکلگیری و تشدید اضطراب نقش دارند. این نتایج اهمیت توجه به مدیریت خستگی، تقویت انگیزه و کنترل نشخوار ذهنی را در کاهش اضطراب برجسته میکند.
رومینا تجلی، بیوک تاجری، مریم بهرامی هیدجی، مرجان حسین زاده تقوایی، آزاده گودرزی،
جلد ۳۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: آلوپسی آرهآتا بیماری ژنتیکی پیچیده دارای سیستم ایمنی است که فولیکولهای مو آناژن را هدف قرار میدهد. شیوع اختلالات روانی به ویژه اختلالات خلقی و اضطرابی در این بیماران بهطور معناداری از سایر افراد بیشتر است. لذا این پژوهش با هدف مقایسه اثر بخشی درمان فراشناختی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر افسردگی و میزان کورتیزول خون در بیماران مبتلا به آلوپسی آره آتا انجام شد.
روش کار: این پژوهش نیمهآزمایشی با طرح پیشآزمون، پسآزمون و گروه کنترل با پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی مبتلایان به آلوپسی آرهآتا مراجعهکننده به درمانگاه های تخصصی پوستوموی شهرتهران و انجمن آلوپسی ایران در سال ۱۴۰۱ بود، که با روش نمونهگیری هدفمند تعداد ۴۶ نفر انتخاب و بهشیوه انتصاب تصادفی در سه گروه (دو گروه ۱۵ نفره و یک گروه ۱۶ نفره) گمارش شدند. برای گردآوری اطلاعات علاوه بر چکلیست اطلاعات جمعیت شناختی-فرم محقق ساخته، از پرسشنامه افسردگی بک و آزمایشات بالینی سنجش کورتیزول خون استفاده شد. مداخلات درمانی طی ۹ جلسه ۹۰ دقیقهای برای گروههای آزمایش اعمال شد. دادهها توسط نرم افزار آماری SPSS و تحلیل واریانس با اندازهگیریهای مکرر تجزیه و تحلیل شد.
یافته ها: درمان فراشناختی و شناختدرمانی مبتنی بر ذهنآگاهی باعث کاهش میانگین نمرات افسردگی (۰۰۱/۰=P) و میزان کورتیزول خون (۰۱۲/۰=P) در مبتلایان به آلوپسی آرهاتا شد (۰۵/۰>P). تفاوت اثر دو شیوه درمانی بر افسردگی (۰۳۱/۰=P) معنادار بود، به طوری که درمان فراشناختی در مقایسه با شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی افسردگی را بیشتر کاهش داد؛ اما تفاوت اثر دو درمان بر میزان کورتیزول خون معنادار نبود.
نتیجهگیری: نتایج نشان داد که درمان فراشناختی و شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش افسردگی و میزان کورتیزول خون در بیماران مبتلا به آلوپسی آرهاتا اثر دارد.
زهره دلبری، سیده حمیده سلیم بهرامی، ابوالقاسم برادران، مجتبی رضایی راد،
جلد ۳۱، شماره ۱ - ( ۱-۱۴۰۳ )
چکیده
زمینه و هدف: با توجه به اهمیتی که مقوله افت تحصیلی در نظام آموزشی برای دانش آموزان، والدین و سیاستگذاران آموزشی بالاخص در دوران اپیدمی کرونا دارد، تحقیق حاضر به دنبال بررسی کیفی عوامل دخیل در آموزش مجازی در دوران اپیدمی کرونا و ارائه مدل برای پیشبینهای افت تحصیلی میباشد.
روشکار: روش تحقیق حاضر کیفی از نوع نظریهای زمینهای بود. جامعه تحقیق شامل کلیه دانش آموزان، معلمان و والدین مدارس متوسطه شهر سبزوار بود. با استفاده از مصاحبه نیمه ساختار یافته، دادهها جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج نشان داد که با بررسی و دستهبندی کدهای توصیفی حاصل از متون مصاحبه، ۵۲ مقوله فرعی شناسایی شده و با توجه به شباهت و قرابت معنایی آنها، در ۱۲ مقوله اصلی و در قالب ۶ پدیده شامل: شرایط علی، عامل محوری، عوامل مداخله گر، بستر پدیده، راهبرد ها و پیامد دستهبندی شد.
نتیجه گیری: بر اساس یافتهها میتوان بیان داشت که در زمان وقوع بحرانهای مرتبط با سلامت از قبیل بیماری کرونا، با در نظر گرفت راهکاری پیشگیری کننده مانند افزایش بستر اینترنی، بهبود سخت افزار و نرم افزار و فرهنگسازی استفاده از فضای مجازی، پیمادهای افت تحصیلی ناشی از بحران را مدیریت کرد و توجه به این موارد لازم و ضروری است.