جلد 10، شماره 33 - ( 3-1382 )                   جلد 10 شماره 33 صفحات 45-52 | برگشت به فهرست نسخه ها

XML English Abstract Print


چکیده:   (5155 مشاهده)
    تشخیص صحیح در پزشکی امری بسیار ضروری و اساس شروع درمان بیماریها است. برای ارزیابی سیستمهای مراقبت بهداشتی، لازم است بدانیم که چند درصد از تشخیصهای کلینیکی پزشکان، با واقعیت بیماری مطابقت دارد تا سیاستهای آموزش و درمان ما روند هدف‌دار و مثبتی را طی کند. اهمیت این مطلب بخصوص در طب اطفال که بیماران، اغلب قادر به بیان مشکلات خود نبوده و والدین هم اطلاعات مختصری از وضعیت بیمار ارائه می‌دهند، بیشتر مشخص می‌شود. این مطالعه مقطعی ـ تحلیلی روی 1090 بیمار انجام شد و طی آن تشخیص بالینی اولیه و نهایی، سن، جنس، شکایت اصلی و نتیجه اتوپسی(در صورت لزوم) ثبت گردید. در تجزیه و تحلیل نتایج از ضرایب همبستگی و تستهای آماری t، Chi2، و ANOVA استفاده شد. در این بررسی شایعترین شکایتها به ترتیب تب، استفراغ، اسهال و سرفه بودند. شایعترین بیماریها نیز عفونتهای دستگاه تنفسی، گوارش، بیماریهای عفونی درگیر کننده چند سیستم و بیماریهای سیستم عصبی بودند. بین تشخیص زمان بستری و ترخیص، ارتباط آماری معنی‌داری وجود داشت(71/0=r، 001/0P<). بین تشخیص بالینی و نتایج اتوپسی نیز ارتباط آماری معنی‌داری به دست آمد(72/0=r، 001/0P<). امروزه با وجود پیشرفت تکنولوژیهای تشخیصی، درصد خطاهای تشخیصی بطور قابل توجهی کاهش پیدا نکرده است. شباهت تشخیص بالینی اولیه با نهایی 71% و شباهت تشخیص بالینی نهایی با اتوپسی 72% بود که این بیانگر ارتباط ضعیف (حدود 50%) تشخیص بالینی اولیه با واقعیت بیماری بیمار است. هزینه‌های اضافی و غیرضروری که بر بیمار و جامعه تحمیل می‌شود نیز خود از عواقب ضعف تشخیص بالینی است و باعث سرگردانی بیماران و گهگاه ایجاد عوارض برگشت ناپذیر می‌گردد. در انتها بر آموزش و تقویت توان بالینی دانشجویان پزشکی با استفاده از شیوه‌های کاربردی نوین، جذاب و سودمند تأکید می‌شود.
متن کامل [PDF 211 kb]   (1263 دریافت)    
نوع مطالعه: پژوهشي | موضوع مقاله: بیماری‌های اطفال